سروده شاعر کرد در وصف «حاج قاسم»؛ تمام قصه قاسم زمان را روانم
1398/10/16
سروده شاعر کرد در وصف «حاج قاسم»؛ تمام قصه قاسم زمان را روانم
یکی از شعرای کردستان شعری نو در وصف سردار شهید، سپهبد قاسم سلیمانی سروده است که در این شعر احساس ناراحتی شاعر برای شهادت «حاج قاسم» قابل درک است.
 یکی از شعرای کردستان شعری نو در وصف سردار شهید، سپهبد قاسم سلیمانی سروده است که در این شعر احساس ناراحتی شاعر برای شهادت «حاج قاسم» قابل درک است.

تقدیم به سرسلسله سرداران

از یحیایی نبی(ع) تا حسین بن علی(ع)

و همه‌ی شهدایی که عاشقانه رفتند

و شهید والامقام سردار سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی

سفر به آیینه

من از سفر یک حماسه باز آمدم

و مثل آب

تمام قصه قاسم زمان را

روانم

سفر، مرا به باغ شهادت برد

و ایستادم

تا دلم آرام گیرد

صدای بلبلی آمد

و در باغ که باز شد

از هجوم نفس‌های حقیقت به سجده افتادم

و بار دیگر

در زیر آسمان کبود

در آن سفر پرماجرا

کنار رود

به هوش آمدم

صدای نی که خاموش بود

و دلم

که خوب گوش فرا دادم

صدایی گریه می‌داد

دلم عجب هوای گریه داشت

در پیچ و تاب پیچک‌ها

در مسیر

بسان لاله اشک‌ریزان است

به سمت پرده خاموش رفتم

اشاره کردند

که دفتر ناب را بلند بلند بخوانم

کتاب اسطوره شجاعت را خواندم

به آشنایی یک قرن

به بیکرانی آسمان

به عظمت یک رنگ

سفر مرا با خود به دشت اقاقی برد

و زیر سایبان تنومند مردانگی

و خوب به یاد دارم

عبارت زیبایی غیرت را

که در ذهن متبلور می‌شد

من از هم‌نشینی آفتاب با گل سرخ می‌آیم

و بوی چیدن دست

از باغ رضوان

من در این هیاهوی قرن

به ازدحام یک اندیشه‌ی بلند

سوار بر باد

هنوز برگ اول قلم

در ضمیر چمن باقی است

و بر سر پیمان

تا بی‌نهایت جاری است.

رویا صالح‌پور