نقدی بر کتاب فرشته ای در برهوت
1398/7/16
نقدی بر کتاب فرشته ای در برهوت
برهوتی از باورهای غلط نسبت به وحدت و اهل سنت

نویسنده طوری اهل سنت را به تصویر کشیده است که انگار تمام اهل سنت سلفی و گرایشات وهابی مسلک دارند...

 

علی اکبری

فرشته ای در برهوت یکی از آثار داستانی نیمه بلند مجید پورولی کلشتری است که در تابستان 97 توسط عهدمانا به چاپ رسید. کتابی که نویسنده در معرفی آن می گوید: در نقد مکتب جعلی سقیفه و دفاع از حریم ولایت معصوم و ترویج گفتمان وحدت اسلامی طبق نص قرآنی حبل الله نه قرائات جعلی... [1]

موضوع داستانی ایشان جوانی است شیعه که روحانی زاده است و در دانشگاه با دختری از اهل تسنن آشنا میشود، و برای خواستگاری از این دختر به منطقه ای که در آن زندگی میکنند میرود. در ادامه هم به اتفاقاتی اشاره میکند که محوریت داستان را نشان بدهد، یعنی دفاع از حریم ولایت آن هم در مقابل کسانی که به زعم ایشان حب اهل بیت(ع) را ندارند و تمام شیعیان را غالی و متعصب میدانند!

آنچه که در ادامه می آید اشاره به برخی نکات است که به اعتقاد نگارنده این سطور، موجب به وجود آمدن داستانی شده است که نه تنها قدمی برای وحدت اسلامی بر نمی دارد، بلکه موجب بدبینی و تصویر سازی های غلط از یکدیگر هم میشود. 

1- داشتن تعریف خاص از وحدت اسلامی که نویسنده در اول کتاب هم اشاره میکند: وحدت اسلامی یعنی پیروی کردن از حبل الله.

این تعریف نویسنده بر خلاف تعریفی است که علمای شیعه از وحدت اسلامی ارائه داده اند. دانشمندان شیعه می فرمایند: اتحاد میان مسلمانان به معنای نزدیک شدن فرقه های اسلامی به یکدیگر با حفظ کیان و ماهیت آنهاست و به معنای تحفظ بر اصول مشترک و آزاد گذاردن و معذور داشتن هر فرقه در فروع خاصه خود اوست. [2]

اما  نویسنده علاوه بر اینکه در اول کتاب با کنایه وحدت اسلامی را در ذیل آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعا» تفسیر میکند، در کانال تلگرامی خود نیز بدین حرف اشاره میکند که: «ما با طرح بحث ولایت علی(ع) با اهل سنت دنبال مهرورزی با آنان هستیم»، که نتیجه اش میشود هدایت آنها و سپس وحدت اسلامی شکل میگیرد و الا وحدت بی ولایت معنایی ندارد.

2- عدم توجه به توصیه های ائمه(س) نسبت به تعامل با عامه[3] از دیگر نکاتی است که نویسنده در داستان خود به آن توجه نکرده است. رسول شخصیت شیعه داستان از همان ابتدای ارتباط با عبدالحمید عموی دختر، باب مناظره و جدل را باز میکند، و تا انتهای داستان با همه در زد و خورد و بحث و مناظره است. این درحالیست که بارها علماء تاکید داشتند که مباحث علمی را به کف جامعه نکشانید، چرا که باعث ایجاد تشنج در میان مردم میشود. از طرفی نیز نویسنده طوری مناظره را جلوه داده است، که بسیار کار بسیط و سهلی است، و اهل سنت هم اصلا دستشان خالیست و حرفی برای گفتن ندارند. در حالیکه برای مناظره اسلامی شرایطی را ذکر کرده اند تا مناظره تبدیل به جدل و کینه نشود. یکی از آن شرایط داشتن قوت علمی در مباحث است. وقتی شخصی از مبانی حدیثی و رجالی اهل سنت اطلاع ندارد، و برخورد اخباری گونه با احادیث آنان دارد، چگونه می تواند با استفاده از مطالب آنها، خودشان را محکوم کند. به عنوان مثال نویسنده در کتاب خود به شرح ابن ابی الحدید معتزلی استناد میکند، در حالیکه اهل سنت معتزله را اهل بدعت می دانند و برای حرفهایشان اعتباری قائل نیستند. 

3- نویسنده طوری اهل سنت را به تصویر کشیده است که انگار تمام اهل سنت ها سلفی و گرایشات وهابی مسلک دارند. در حالیکه میدانیم بین آن ها  بسیار تفاوت است، و چه بسیار علمایی از اهل سنت مانند: شیخ عبدالله عبدالعزیزهرتلی، مولانا خلیل احمد السهارنفوری، و... که به نقد وهابیت پرداخته، و مرز خود را با آنها مشخص کرده اند. از طرفی مخاطب با مطالعه این داستان به این مساله پی نمی برد که اهل سنت محب اهل بیت اند، و باید بدنبال تعامل و مدارای با آنها بود. نویسنده حتی در معرفی اهل سنت تنها به ذکر مکتب های فقهی آنها اکتفاء کرده است، در حالیکه میدانیم، مکاتب کلامی آنان مهمتر و دارای نقش کلیدی تر در بروز و ظهور های اجتماعی است.

هم چنین باید مخاطب شیعه بداند که خیلی ها از بزرگان اهل سنت مانند رحمت الله هندی، شیخ محمود مدنی، محمد غزالی، شیخ شلتوت و... هستند که در مقام دفاع از عقاید شیعه (در خصوص عدم تحریف قرآن، غالی نبودن تمام شیعیان و دیگر اتهامات) برآمده و مقالات و سخنرانی هایی داشته اند. [4]

4- بارها مشاهده کرده ایم که جریان های تکفیری در داخل کشور و دیگر منطقه ها ظهور کرده، و دست به کشتار مسلمین زده است. متاسفانه در تحلیل ظهور این جریانات همیشه خود را مبری دانسته، و تمام مشکلات را به آل سعود و دشمن های دیگر بر میگردانیم.

درحالیکه یقینا غلو برخی شیعیان نسبت به مقام ائمه«س» (که بارها توسط خودشان مورد نهی قرار گرفته است)، توهین به مقدسات اهل سنت، عدم توجه به حقوق مسلم آنان مانند داشتن مسجد در مناطق خودشان و... از جمله عواملی است که باعث ظهور این جریانات مانند عبدالمالک ریگی شده است. نویسنده در داستان خود مشکلات این چنینی را تماما به خود اهل سنت باز میگرداند، که توسط آل سعود به وجود می آید. و رفتار های غیرقابل قبول از جانب شیعه را چشم پوشی میکند.

5- یقینا نکات دیگری نسبت به این داستان و افکار ایشان وارد است، که باید در جایی دیگر بصورت مفصل به افکاراین جریان که قائل به وحدت با دیگران بعد از پذیرش ولایت هستند، پرداخت. اما نکته ای در خصوص چاپ این کتاب ها که در قالب رمان و ادبیات داستانی در حال تولید است باید متذکر شد. این کتاب ها با دغدغه ی تبیین عقاید شیعه چاپ و نشر میشود، در حالیکه باعث ضررهای دیگری همچون:

1- تبیین ناقص عقاید شیعه

2- ایجاد تصور غلط نسبت به اهل سنت برای مخاطب شیعه

3- تبعات رفتارهای غیر مسالمت آمیز با دیگر فرق اسلامی

و... می شود.

 

[1] مطرح شده در کانال تلگرامی

[2] مجله مشکات، ش2، بهار 62، ص25

[3] مجموعه ای از روایت هایی که ائمه توصیه به تعامل و همزیستی در زندگی روزمره با اهل سنت کرده اند، توسط جناب آقای آقانوری در کتاب امامان شیعه و وحدت اسلامی توسط نشر ادیان به چاپ رسیده است.

[4]  به عنوان نمونه به کتاب وحدت اسلامی مبانی،عرصه، موانع، و راهکارها، محمد رسول حسنی رجوع کنید.