برداشت‌های نادرست از سیاست خارجی ترامپ
1398/6/23
برداشت‌های نادرست از سیاست خارجی ترامپ
مردمی که هدف سیاست‌های دولت ترامپ قرار دارند، می‌دانند که او نه شخصی با رویکرد غیرنظامی‌گرایانه است و نه کسی که به دیالوگ علاقه‌مند باشد و از این نظر چنین توصیفی از سیاست خارجی او هیچ معنایی ندارد.

 

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: اگرچه باید از خبر اخراج بولتون از کاخ سفید در هفته جاری استقبال کرد، اما این اتفاق موجب به راه افتادن موجی از سخنان یاوه در مورد رویکرد ترامپ در سیاست خارجی و اغراق در تفاوت های بین او و مشاور امنیت ملی پیشین او نیز شده است. به عنوان نمونه این فراز از گزارش وال استریت جورنال را درباره ترک کاخ سفید از سوی بولتون در نظر بگیرید: «آقای ترامپ گفته است که او ضرورت اجماع را به رسمیت می شناسد و از وجود دیدگاه های متضاد در میان مشاوران ارشد خود به عنوان یک دارایی استقبال می کند. آقای بولتون به عنوان یکی از آخرین صداهای مستقل در سیاست خارجی در دولت، حامل دیدگاهی غیرمدافعانه و فوق افراطی  اما مجرب بود که به کرات با رویکرد پرهیاهو اما ضد نظامی گرایانه آقای ترامپ در مسائل سیاست خارجی در تناقض قرار می گرفت. آقای بولتون در آوریل 2018 به دولت ملحق شد، مقطعی که در آن برخی از چهره های میانه روتر دولت پیشتر از آن خارج شده بودند. با حضور آقای بولتون و مایک پمپئو وزیر امور خارجه که مثل او یک تندروی افراطی است، انتظار می رفت که سیاست خارجی آقای ترامپ دستخوش چرخش شدیدی شود. اما آقای ترامپ دیالوگ را به کشمکش ترجیح داده است.»

توصیفاتی که از دیدگاه های ترامپ درمورد سیاست خارجی به عمل می آید گاه ناقص یا گمراه کننده اند، اما از بدیهیات است که این توصیف از ترامپ که او دارای «رویکردی غیرنظامی گرایانه» در سیاست خارجی و «ترجیح دادن دیالوگ به کشمکش»است، راه به خطا می برد. رئیس جمهور همواره در پی تضعیف و مثله کردن اقدامات دیپلماسی و تحول گرایی آمریکا و همزمان افزایش دادن بودجه نظامی بوده است. او تمام جنگ هایی را که از اسلاف خود به ارث برده ادامه داده یا تشدید کرده است. حملات پهبادی به شدت افزایش پیدا کرده اند و تعداد آنها به سرعت در حال تجاوز از حملاتی است که در طول هر دو دوره ریاست جمهوری اوباما انجام شده است. قوانین درگیری سهل گیرانه تر شده اند و این نیز به نوبه خود به افزایش قابل توجه تلفات غیرنظامیان در نتیجه بمباران های آمریکا درجنگ با داعش و جنگ در افغانستان انجامیده است. ترامپ ائتلاف سعودی را که در حال ویران کردن و گرسنگی دادن به یمن است مسلح و حمایت کرده و قطعنامه های کنگره را که در پی خاتمه دادن به دخالت آمریکا بوده اند با هدف حفاظت از فروش های تسلیحاتی فعلی و آینده وتو کرده است. تا جایی که قابل فهم است چنین اقداماتی از یک «رویکرد غیرنظامی گرایانه» در سیاست خارجی بسیار دور است.

برعکس داستانی که اغلب به گوشمان می خورد، رئیس جهور مخالف استفاده از زور نیست. ترامپ دو بار دستور حملاتی غیرقانونی به دولت سوریه را صادر کرده است. حتی همانطور که مدتی پیش در ارتباط با ایران شاهد بودیم، یک بار در ساعت یازده تصمیم گرفت که از زور استفاده نکند. اما از آن طرف شواهد زیادی در دسترس نیست که او «دیالوگ را ترجیح داده باشد.» به راه انداختن جنگ های تجاری در چندین کشور که آشکارا تغییر رژیم را در ونزوئلا دنبال می کنند و اعمال آنچه که به طور موثری به معنای اولتیماتوم تسلیم دولت های خارجی است، نشانه هایی دال بر این نیستند که این فرد «دیالوگ را به کشمکش ترجیح می دهد.» برعکس ترامپ با کارزارهای «فشار حداکثری» و سیاست های تغییر رژیم خود در پی کشمکش بوده است. دولت او چاره کار را در تحمیل بلادرنگ تحریم ها بر دولتی پس از دولت دیگر دیده است. این جنگ های اقتصادی شاید شامل اقدام نظامی نباشند، اما آنها ویرانگرند و تمهیداتی خصمانه اند که به مردم چندین کشور لطمه می زند و موجب مرگ آنها می شود. قربانیان سیاست های پرخاشگرانه ترامپ عمدتا از چشم مردم آمریکا ناپیدایند، اما این بدان معنی نیست که چنین قربانیانی وجود ندارند. مردمی که هدف این سیاست ها قرار دارند، می دانند که ترامپ نه شخصی با رویکرد غیرنظامی گرایانه است و نه کسی که به دیالوگ علاقه مند باشد و از این نظر چنین توصیفی از سیاست خارجی او هیچ معنایی ندارد.

نویسنده: دنیل لارسون ( DANIEL LARISON) روزنامه نگار و از سردبیران سایت امریکن کانسرویتیو

منبع: http://yon.ir/OgH4u