علی (علیه السلام) مولود کعبه
1397/12/27
علی (علیه السلام) مولود کعبه

                                                                           

چکیده

در میان فضائل و مناقب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعضی از آنها منحصر به فرد است، یکی از این موارد ولادت آن حضرت در خانه باری تعالی می‌باشد که در این زمینه علمای شیعه و اهل‌سنت و حتی برخی از اندیشمندان مسیحی به این امر تصریح کرده و کتاب‌ها نگاشته‌اند. در این مقاله بعد از بیان چگونگی ولادت حضرت علی (علیه السلام) در خانه خدا، دیدگاه بعضی از محققین و دانشمندان اهل‌سنت و شیعه بیان خواهد شد.

کلید واژه: علی (علیه السلام)، کعبه، خانه خدا، شیعه، اهل‌سنت

داستان تولد حصرت علی (علیه السلام) در کعبه

درباره نحوه ولادت و حوادث آن در هنگام ولادت حضرت علی (علیه السلام) چنین آمده است:

«قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ: كُنْتُ جَالِساً مَعَ الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ فَرِيقٍ مِنْ بَنِي عَبْدِ الْعُزَّى بِإِزَاءِ بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ؛ إِذَا أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ أُمُّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِهِ لِتِسْعَةِ أَشْهُرٍ وَ قَدْ أَخَذَهَا الطَّلْقُ. فَقَالَتْ: رَبِّ إِنِّي مُؤْمِنَةٌ بِكَ وَ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ مِنْ رُسُلٍ وَ كُتُبٍ وَ إِنِّي مُصَدِّقَةٌ بِكَلَامِ جَدِّي إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ وَ إِنَّهُ بَنَى الْبَيْتَ الْعَتِيقَ فَبِحَقِّ النَّبِيِّ الَّذِي بَنَى هَذَا الْبَيْتَ وَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ الَّذِي فِي بَطْنِي لَمَّا يَسَّرْتَ عَلَيَّ وِلَادَتِي. قَالَ يَزِيدُ بْنُ قَعْنَبٍ: فَرَأَيْنَا الْبَيْتَ وَ قَدِ انْفَتَحَ مِنْ ظَهْرِهِ وَ دَخَلَتْ فَاطِمَةُ فِيهِ وَ غَابَتْ عَنْ أَبْصَارِنَا وَ الْتَزَقَ الْحَائِطُ، فَرُمْنَا أَنْ يَنْفَتِحَ لَنَا قُفْلُ الْبَابِ، فَلَمْ يَنْفَتِحْ فَعَلِمْنَا أَنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ. ثُمَّ خَرَجَتْ بَعْدَ الرَّابِعِ وَ بِيَدِهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ قَالَتْ: إِنِّي فُضِّلْتُ عَلَى مَنْ تَقَدَّمَنِي مِنَ النِّسَاءِ لِأَنَّ آسِيَةَ بِنْتَ مُزَاحِمٍ عَبَدَتِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ سِرّاً فِي مَوْضِعٍ لَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ اللَّهُ فِيهِ إِلَّا اضْطِرَاراً وَ أَنَّ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ هَزَّتِ النَّخْلَةَ الْيَابِسَةَ بِيَدِهَا حَتَّى أَكَلَتْ مِنْهَا رُطَباً جَنِيّاً فَإِنِّي دَخَلْتُ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ فَأَكَلْتُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ أَوْرَاقِهَا فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَخْرُجَ هَتَفَ بِي هَاتِفٌ يَا فَاطِمَةُ سَمِّيهِ عَلِيّاً فَهُوَ عَلِيٌّ وَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْأَعْلَى يَقُولُ إِنِّي شَقَقْتُ اسْمَهُ مِنِ اسْمِي وَ أَدَّبْتُهُ بِأَدَبِي وَ وَقَفْتُهُ عَلَى غَامِضِ عِلْمِي وَ هُوَ الَّذِي يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ فِي بَيْتِي وَ هُوَ الَّذِي يُؤَذِّنُ فَوْقَ ظَهْرِ بَيْتِي وَ يُقَدِّسُنِي وَ يُمَجِّدُنِي فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَ أَطَاعَهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ وَ عَصَاهُ.»؛ [1]يزيد بن قعنب گويد: من و عبّاس بن عبد المطلب و چند تن از طايفه عبدالعزّى در گوشه‏اى از مسجد الحرام مقابل خانه كعبه نشسته بوديم كه مشاهده كرديم فاطمه دخت گرامى اسد، مادر امير المؤمنين كه آخرين روزهاى حاملگى على عليه السلام را مى‏گذرانيد به آنجا آمد، و ناگاه درد زايمان او را گرفت، بگونه‏اى ‏كه مجال بيرون رفتن از مسجد برايش نبود، كنار كعبه ايستاد و دست به طرف آسمان برداشت و گفت: پروردگارا بتو ايمان دارم و به آنچه از جانب تو آمده است و پيامبران و كتابهايى را كه از سوى تو آورده‏اند تصديق دارم و به گفته جدّم ابراهيم خليل دل سپرده‏ام، و او بود كه اين خانه پر ارج را بنا نهاد، پس بحقّ آن پيغمبرى كه اين خانه را ساخته است و بحقّ فرزندى كه درون من جا دارد ،زايمانم را آسان گردان.

راوى گويد: همگى ديديم كه ديوار از پشت خانه (از طرف درون) گشوده گرديد، و فاطمه به اندرون رفت و از ديد ما پنهان شد، سپس شكاف ديوار بهم آمد، ما بسرعت دويديم و هر چه تلاش كرديم كه قفل در كعبه را بگشائيم نتوانستيم، فهميديم كه در آن سرّ و حكمتى بوده است. او از جانب خداوند- عزّوجلّ- چهار روز در آنجا ماند، سپس بيرون آمد در حالى كه امير المؤمنين را بر روى دست داشت، و مى‏گفت: مقام من بر زنان پيش از خودم برترى يافته است، زيرا آسيه دختر مزاحم (همسر فرعون) مخفيانه خداوند را عبادت مى‏كرد در جايى كه جز مواقع ناچارى خدا دوست نداشت در آنجا پرستش شود (زيرا امّت‏ موسى و انبياى قبل از او فقط مى‏توانستند در معابد و كنيسه‏ها عبادت كنند) و مريم دختر عمران تنه درخت خرماى خشكيده را با دست خود تكان داد؛ تا از آن خرماى تازه افتاد و ميل كرد، ولى من وارد بيت اللَّه الحرام شدم، و از ميوه‏ها و اطعمه بهشتى خوردم، و هنگامى كه خواستم خارج شوم، هاتفى گفت: اى فاطمه نوزادت را «علىّ» نام بگذار، زيرا او بلند مرتبه است، خداوند على اعلى مى‏فرمايد: من نام او را از نام خود اقتباس كردم و به ادب و اخلاق خود او را پرورش داده‏ام و او را بر مشكلات علم خود توانا ساختم، و او است كه در خانه‏ام بتها را بشكند، و در بام خانه‏ام أذان گويد و مرا به پاكى و بزرگوارى ياد نمايد، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد، و واى بر آن كس كه او را دشمن دارد.

اقوال و انظار علماء فریقین

ولادت حضرت علی (علیه السلام) در درون کعبه، از حقایق تاریخ است و مورد تواتر علمای فریقین و حتی مورد توجه بعضی از علمای مسیحی واقع شده است، بیان اقوال همه علماء در این نوشتار ممکن نیست؛ لذا به اقوال بعضی از محققین شیعه و اهل‌سنت و همچنین گروهی از دانشمندان مسیحی اکتفاء خواهد شد.

الف) انظار علمای اهل‌سنت

1) حاکم نیشابوری(م681هـ)

 «... فَقَدْ تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارِ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ وَلَدَتْ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ كَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ فِي جَوْفِ الْكَعْبَةِ»؛...[2] به تحقیق که روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرالمؤمنان علی بن ابی طالب را در خانه کعبه به دنیا آورده است.

2) سبط ابن جوزي(م654هـ)

«وروي أن فاطمة بنت أسد كانت تطوف بالبيت وهي حامل بعلي (علیه السلام) فضربها الطلق ففتح لها باب الكعبة فدخلت فوضتعه فيها.»؛ [3]روايت شده است كه فاطمه بنت أسد، در حالي كه باردار بود، خانه خدا را طواف مي كرد، درد زايمان او را فراگرفت، در خانه كعبه به روي او باز شد، پس داخل خانه كعبه شد و فرزندش را به دنيا آورد.

3) مسعودي (متوفاي346هـ)

«وكان مولده في الكَعبة.»؛[4] محل تولد علي عليه السلام، خانه كعبه است.

4) گنجي شافعي (م658هـ)

گنجي شافعي در كفاية الطالب مي‌نويسد:

«ولد أمير المؤمنين علي بن أبي طالب بمكة في بيت الله الحرام ليلة الجمعة لثلاث عشرة ليلة خلت من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله الحرام سواه إكراما له بذلك، وإجلالا لمحله في التعظيم.»؛ [5]اميرمؤمنان عليه السلام شب جمعه سيزده رجب، سال سيم بعد از واقعه عام الفيل در داخل خانه خدا به دنيا آمد. كسي پيش از آن حضرت و بعد از آن در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده است و اين از فضائل اختصاصي آن حضرت است كه خداوند به جهت بزرگداشت مقام او عطا كرده است.

5) ابن مغازلی(م483هـ)

«حدثني أبو طاهر يحيى بن الحسن العلوي، قال: حدثني محمد بن سعيد الدارمي حدثنا موسى بن جعفر، عن أبيه، عن محمد بن علي، عن أبيه علي بن الحسين، قال: كنت جالساً مع أبي ونحن زائرون قبر جدنا عليه السلام، وهناك نسوان كثيرة، إذ أقبلت امرأة منهن فقلت لها: من أنت يرحمك الله؟ قالت: أنا زيدة بنت قريبة بن العجلان من بني ساعدة. فقلت لها: فهل عندك شيئاً تحدثينا؟ فقالت: إي والله حدثتني أمي أم العارة بنت عبادة بن نضلة بن مالك بن عجلان الساعدي.. أنها كانت ذات يوم في نساءٍ من العرب إذ أقبل أبو طالب كئيباً حزيناً، فقلت له: ما شأنك يا أبا طالب؟ قال: إن فاطمة بنت أسد في شدة المخاض، ثم وضع يديه على وجهه. فبينا هو كذلك، إذ أقبل محمد صلى الله عليه وسلم فقال له: ((ما شأنك يا عم؟)) فقال: إن فاطمة بنت أسد تشتكي المخاض، فأخذ بيده وجاء وهي معه فجاء بها إلى الكعبة فأجلسها في الكعبة، ثم قال: ((اجلسي على اسم الله!)) قال: فطلقت طلقة فولدت غلاماً مسروراً، نظيفاً، منظفاً لم أر كحسن وجهه، فسماه أبو طالب علياً وحمله النبي صلى الله عليه وسلم حتى أداه إلى منزلها. قال علي بن الحسين عليهم السلام: فوالله ما سمعت بشيء قط إلا وهذا أحسن منه.»؛ [6]علی بن حسین (علیه السلام) می‌گوید: با پدرم به زیارت قبر جدم رفته بودم و جمع زیادی از زنان نشسته بودند، که یکی از آنها به نزد من آمد. به او گفتم: شما کی هستی؟ گفت: من «زیده» دختر قریبة بن عجلان از بنی‌ساعده هستم. به او گفتم: آیا چیزی از روایات در نزد تو هست که برای ما نقل کنی؟ گفت:آری. به خدا سوگند مرا خبر داد مادرم ام‌عمار، دختر عبادة بن نضلة بن مالک بن عجلان ساعدی، که روزی با گروهی از زنان عرب نشسته بودیم که جناب ابوطالب با حالتی افسرده و اندوهگین آمد. به او گفتم: تو را چه شده؟ گفت: فاطمه بنت اسد به سختی گرفتار درد زایمان است. آنگاه از شدت غم و اندوه دستهایش را بر صورتش نهاد. در آن هنگام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شد و گفت: ای عمو تورا چه شده؟ گفت: فاطمه بنت اسد ار درد زایمان سخت در زحمت است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست ابوطالب را گفت و همراه فاطمه به درون کعبه برد و گفت: به نام خدا در اینجا بنشین. پس زایمان کرد و فرزندی شاداب، پاکیزه و زیبا به دنیا آورد که هرگز مولودی زیباتر از او ندیده بودم. آنگاه ابوطالب او را علی نام نهاد و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نوزاد را برداشت و به خانه فاطمه برد. علی بن حسین(علیه السلام) فرمود: این داستان از همه آنچه تاکنون شنیده‌ام، زیباتر است.

6) ابن صباغ المالكي (855هـ)

«ولد علي ( عليه السلام ) بمكة المشرفة بداخل البيت الحرام في يوم الجمعة الثالث عشر من شهر الله الأصم رجب الفرد سنة ثلاثين من عام الفيل قبل الهجرة بثلاث وعشرين سنة، وقيل بخمس وعشرين، وقبل المبعث باثني عشرة سنة، وقيل بعشر سنين. ولم يولد في البيت الحرام قبله أحد سواه، وهي فضيلة خصه الله تعالي بها إجلالا له وإعلاء لمرتبته وإظهارا لتكرمته.»؛ [7]علي عليه السلام در مكه مشرفه در داخل بيت الحرام ( كعبه ) در روز جمعه سيزدهم ماه خدا يعني ماه رجب سال سي ام عام الفيل و بيست و سه سال پيش از هجرت به دنيا آمد... پيش از او هيچ كس در كعبه متولد نشد، و اين فضيلتي است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانيده است.

7) زرندی الحنفی(م750)

«...روي أنه لما ضربها المخاض أدخلها أبو طالب الكعبة بعد العشاة فولدت فيها علي بن أبي طالب (رض)»؛ [8]... روایت شده وقتی که درد زایمان بر فاطمه بنت اسد وارد شد، ابوطالب او وارد کعبه کرد، پس او علی بن ابی طالب را در آن به دنیا آورد.

8) حلبي (م1044هـ):

«...لأنه ولد في الكعبة وعمره (يعني النبي) (صلی الله علیه و آله) ثلاثون سنة.»؛ [9]زيرا آن حضرت در داخل خانه كعبه متولد شد و عمر رسول خدا در آن روز سي سال بود.

9) شاه ولی الله دهلوی

«تواترت الأخبار أنّ فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين عليّاً في جوف الكعبة فإنّه وُلد في يوم الجمعة ثالث عشر من شهر رجب بعد عام الفيل بثلاثين سنة في الكعبة ولم يولد فيها أحدٌ سواه قبله ولا بعده.»؛ [10] بی‌گمان روایات متواتر است در این که فاطمه بنت اسد, امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب را در درون کعبه به دنیا آورد، بدون تردید او روز جمعه 13رجب، سی سال بعد از عام الفیل، در خانه کعبه به دنیا آمده است و هرگز پیش از او یا بعد از او کسی در خانه کعبه زاده نشده است.

ب) انظار علمای شیعه

ولادت امير مؤمنان عليه السلام در كعبه از ديدگاه شيعيان قطعي و متواتر است، و اين كه كسي غير از آن حضرت در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده نيز اجماعي است.

1) شيخ مفيد(م413هـ)

«ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل، ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله تعالي سواه إكراما من الله تعالي له بذلك وإجلالا لمحله في التعظيم.»؛ [11]  حضرت امير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه السّلام در روز جمعه سيزدهم ماه رجب پس از سي سال از عام الفيل در خانه خدا در شهر مكه به دنيا آمد، نه پيش از وي كسي در خانه خدا به دنيا آمده و نه بعد از آن حضرت. تولد امير مؤمنان عليه السّلام در خانه خداوند فضيلت و شرافتي است كه پروردگار بزرگ براي بزرگداشت مقام و منزلتش به آن حضرت اختصاص داده است.

2) طبرسی(م548 هـ)

«...ولم يولد قط في بيت الله تعالى مولود سواه لا قبله ولا بعده، وهذه فضيلة خصه الله تعالى بها إجلالا لمحله ومنزلته وإعلاء لرتبته.»؛ [12]...هرگز در داخل کعبه حز او مولودی نه قبلا و نه بعدا، متولد نشده و این فضیلت ویژه‌ی او است که خداوند به او عطاء فرموده و قدر و منزلتش را شکوهمند و والا نموده است.

3) سید رضی(406هـ)

«خصائص مولانا أمير المؤمنين أبي الحسن علي بن أبي طالب عليه السلام ولد عليه السلام بمكة في البيت الحرام لثلاث عشرة ليلة خلت من رجب ، بعد عام الفيل بثلاثين سنة، وأمه فاطمة بنت أسد بن هاشم بن عبد مناف، وهو أول هاشمي في الاسلام، ولده هاشمي مرتين ولا نعلم مولود ولد في الكعبة غيره.»؛[13]  امیرالمؤمنان در 13رجب، سی سال بعد از عام الفیل، در بیت الله الحرام دیده به جهان گشود. مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است. او اول هاشمی است که از پدر و مادر هاشمی متولد شده است. و ما جز او کسی را نمی‌شناسیم که در درون کعبه دیده به جهان گشوده باشد.

4) شیخ طوسی(460 هـ)

«...ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة لثلاث عشرة خلت من رجب، بعد عام الفيل بثلاثين سنة...»؛ [14]  امیرالمؤمنین در مکه، در درون کعبه، در شب 13رجب، سی سال گذشته از عام الفیل دیده به جهان گشود.

ج) انظار علمای مسیحی

1) روكس بن زائد العزيزي

«ولادة الإمام علي في البيت الحرام، بمكة المكرمة، يوم الجمعة ثالث عشر رجب الحرام، بعد عام الفيل بثلاثين عاماً،»؛[15] ولادت امام علی (علیه السلام) به روز جمعه، 13رجب الحرام، 30 سال بعد از عام الفیل، در مکه معظمه، در داخل بیت الله الحرام واقع شده است.

2)جرج جرداق

جرج سجعان جرداق مسیحی نیز در کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» به ولادت حضرت علی (علیه السلام) در درون کعبه اشاره نموده است.[16]

...................................................................................................................................................

پی‌نوشت:

[1]. معاني الأخبار، الشيخ الصدوق(381)، ص62، ح10.

 [2] المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج3، ص483.

درباره وی گفته شده است: «حاكم نيشابوري حافظ (كسي كه بيش از صد هزار حديث حفظ است) مشهور به ابن البيع و صاحب كتاب المستدرك، پيشواي اهل حديث در زمان خود بود و كتاب‌هايي در علم حديث نوشت كه كسي پيش از او همانندش را ننوشته بود، او دانشمند، عارف و داراي دانش بسيار بود. قابل اعتماد و بلند مرتبه است؛ از افراد زيادي روايت نقل كرده و بزرگان زيادي از وی كسب دانش كرده‌اند.»

برای اطلاع بیشتر از شخصیت حاکم نیشابوری، ر.ک:

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، تذكرة الحفاظ، ج3، ص1039ـ1040، الأولي، دار الكتب العلمية، بيروت، بی‌تا؛ إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (م681هـ)، وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان، ج4، ص280، تحقيق: احسان عباس، دار الثقافة، لبنان.

[3] تذكرة الخواص، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي، سبط بن الجوزي الحنفي، ص20.

درباره صاحب کتاب تذکرة الخواص گفته شده است:

«پيشوا، فقيه، تاريخ دان و يگانه‌ی در سخنوري.  محبوب و بسيار قابل احترام در نزد مردم. فاضل، دانشمند و نكته سنج. متواضع و فروتن و دارای چهره و سخنوری جذاب.»

جهت اطلاع بیشتر، ر.ک:

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج48، ص183، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمري، دار الكتاب العربي، الأولي، بيروت، 1407هـ 1987م؛ اليافعي، أبومحمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان، مرآة الجنان وعبرة اليقظان، ج4، ص136، دار الكتاب الإسلامي، القاهرة، 1413هـ 1993م.

[4] مروج الذهب، المسعودي، أبو الحسن علي بن الحسين بن علي (م346هـ)، ج1، ص313 .

مسعودی صاحب کتاب مروج الذهب، از نوادگان عبد الله بن مسعود، صحابي مشهور رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم دانسته شده و درباره وی گفته شده است که او از علماي شافعي، مورخ، صاحب فتوا، علامه، اخباري، دانشمند، ادیب، و... می‌باشد.

برای اصلاع بیشتر، ر.ک:

الحموي، أبو عبد الله ياقوت بن عبد الله الرومي (متوفاي626هـ)، معجم الأدباء أو إرشاد الأريب إلي معرفة الأديب، ج4، ص48، رقم: 567، دار الكتب العلمية، الأولي،  بيروت، 1411هـ1991م؛ السبكي، تاج الدين بن علي بن عبد الكافي (م771هـ)، طبقات الشافعية الكبري، ج3، ص456، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د. عبد الفتاح محمد الحلو، الثانية، هجر للطباعة والنشر والتوزيع، 1413هـ.

[5] كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب، الگنجي الشافعي، أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي، الباب السابع في مولده عليه السلام، ص407.

ابن خلكان درباره کنجي الشافعي مي‌نويسد:

«الفخر الكنجي محمد بن يوسف بن محمد بن الفخر الكنجي نزيل دمشق عني بالحديث وسمع ورحل وحصل كان إماما محدثا.»؛ محمد بن يوسف گنجي ساكن دمشق بود، به علم حديث اعتنا مي‌كرد، براي يادگيري آن از ديگران مي‌شنيد و براي دانش بيشتر مسافرت مي‌كرد، او پيشوا و محدث بود.

الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (م764هـ)، الوافي بالوفيات، ج5، ص166، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفي، دار إحياء التراث، بيروت،1420هـ 2000م.

[6] مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه، علي بن محمد بن محمد بن الطيب بن أبي يعلى بن الجلابي، أبو الحسن الواسطي المالكي، المعروف بابن المغازلي (م483هـ)، ج1، ص26.

[7] الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ابن الصباغ، علي بن محمد بن أحمد المالكي المكي (م855هـ) ج1، ص171.

قندوزی از ابن الصباغ، چنین یاد کرده است: «شیخ، محدث، فقیه.»

القندوزي الحنفي، الشيخ سليمان بن إبراهيم (م1294هـ)، ينابيع المودة لذوي القربي، ج3، ص348، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، دار الأسوة للطباعة والنشر، الأولي، 1416هـ

[8] نظم درر السمطين، الزرندي الحنفي، جمال الدين محمد بن يوسف بن الحسن بن محمد الزرندي الحنفي المدني(م750) ص80.

[9] السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، الحلبي، علي بن برهان الدين (م1044هـ)، ج1، ص226.

[10]. إزالة الخفاء، شاه ولی الله دهلوی، ج2، ص251، باب: اما مآثر اميرالمؤمنين وامام اشجعين اسد الله الغالب علي بن ابي طالب رضي الله عنه؛ الغدیر، علامه امینی، ج6، ص22.

 [11] الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، الشيخ المفيد، أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي (م413هـ)، ج1، ص5.

[12] إعلام الورى بأعلام الهدى، الشيخ الطبرسي(م548 هـ)، ج1، ص306.

[13] خصائص الأئمة، الشريف الرضي(406 هـ)، ص39

[14] تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي(460 هـ)، ج6، ص19.

[15] الإمام علي أسد الإسلام وقدّيسه، روكس بن زائد العزيزي، ص25.

[16] الامام علی صوت العدالة الانسانیة، جرج جرداق، ج1، ص32.

...................................................................................................................................................
منابع و مآخذ

  1. الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، الشيخ المفيد، أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي (م413هـ)، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، الثانية، 1414هـ 1993م؛
  2. إزالة الخفاء، أحمد بن عبد الرحيم الدهلوي الشهير بشاه وليّ الله، تصحيح و مراجعه: سيد جمال الدين هروي؛
  3. إعلام الورى بأعلام الهدى، الشيخ الطبرسي(م548 هـ)، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الأولى، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، قم، 1417؛
  4. الامام علی صوت العدالة الانسانیة، جرج جرداق، بيروت، 1958؛
  5. الإمام علي أسد الإسلام وقدّيسه، روكس بن زائد العزيزي، دار الكتاب العربي، بيروت، 1399؛
  6. تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمري، دار الكتاب العربي، الأولي، بيروت، 1407هـ 1987م؛
  7. تذكرة الحفاظ، الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، الأولي، دار الكتب العلمية، بيروت، بی‌تا؛
  8. تذكرة الخواص، سبط بن الجوزي الحنفي، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي، مؤسسة أهل البيت، بيروت، 1401هـ1981م؛
  9. تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي(460 هـ)، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، الرابعة، دار الكتب الإسلامية، طهران،‌ 1365ش؛
  10. خصائص الأئمة، الشريف الرضي(406هـ)، تحقيق: محمد هادي الأميني، مجمع البحوث الإسلامية، الآستانة الرضوية المقدسة، مشهد، 1406؛
  11. السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، الحلبي، علي بن برهان الدين (م1044هـ)، دار المعرفة، بيروت،1400هـ؛
  12. طبقات الشافعية الكبري، السبكي، تاج الدين بن علي بن عبد الكافي (م771هـ)، تحقيق: د. محمود محمد الطناحي د. عبد الفتاح محمد الحلو، الثانية، هجر للطباعة والنشر والتوزيع، 1413هـ؛
  13. الغدير في الکتاب و السنة و الادب، عبدالحسين بن احمد الاميني، پنجم، دارالکتب الاسلامية، تهران، 1371ش؛
  14. الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ابن الصباغ، علي بن محمد بن أحمد المالكي المكي (م855هـ)، تحقيق: سامي الغريري، دار الحديث للطباعة والنشر، الأولي، قم، 1422هـ؛
  15. كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب، الگنجي الشافعي، أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي، دار أحياء تراث اهل البيت (علیه السلام)، طهران، الثالثة، 1404هـ 1362ش؛
  16. مرآة الجنان وعبرة اليقظان، اليافعي، أبومحمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سليمان، دار الكتاب الإسلامي، القاهرة، 1413هـ 1993م؛
  17. مروج الذهب، المسعودي، أبو الحسن علي بن الحسين بن علي (م346هـ)، دار الأندلس، بيروت؛
  18. المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهماني النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفى: 405هـ)، تحقيق و إشراف: يوسف عبد الرحمن المرعشلي؛
  19. معاني الأخبار، الشيخ الصدوق(381)، تحقيق: علي أكبر الغفاري، 1379- 1338ش، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة؛
  20. معجم الأدباء أو إرشاد الأريب إلي معرفة الأديب، الحموي، أبو عبد الله ياقوت بن عبد الله الرومي (متوفاي626هـ)، دار الكتب العلمية، الأولي،  بيروت، 1411هـ1991م؛
  21. مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه، علي بن محمد بن محمد بن الطيب بن أبي يعلى بن الجلابي، أبو الحسن الواسطي المالكي، المعروف بابن المغازلي (م483هـ)، المحقق: أبو عبد الرحمن تركي بن عبد الله الوادعي، دار الآثار، صنعاء، الأولى 1424هـ 2003م؛
  22. نظم درر السمطين، الزرندي الحنفي، جمال الدين محمد بن يوسف بن الحسن بن محمد الزرندي الحنفي المدني(م750) الأولى، 1377- 1958م؛
  23. الوافي بالوفيات، الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (م764هـ)، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفي، دار إحياء التراث، بيروت،1420هـ 2000م؛
  24. وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان، إبن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (م681هـ)، تحقيق: احسان عباس، دار الثقافة، لبنان؛
  25. ينابيع المودة لذوي القربي، القندوزي الحنفي، الشيخ سليمان بن إبراهيم (م1294هـ) ج3، ص348، تحقيق سيد علي جمال أشرف الحسيني، دار الأسوة للطباعة والنشر، الأولي، 1416هـ.