شهدا در شعر شاعران کردستان
1397/11/18
شهدا در شعر شاعران کردستان

دکتر بهروز خیریه

چکیده

ادبیات مقاومت یکی از انواع ادبی است، که در ایران با شروع تهاجم عراق به کشورمان مورد توجه قرار گرفت. شعر مقاومت به عنوان یکی از شاخه های این درخت پربار از جنبه های گوناگون قابل بررسی است و یکی از بخش های آن بررسی شعر مقاومت در مناطق مختلف ایران است.

با توجه به اینکه کردستان استانی مرزی است و شهرهای آن پشت جبههی مهمی برای رزمندگان اسلام محسوب میشد، شهرها و روستاهایش بارها آماج حملهی هوایی هواپیماهای رژیم بعث عراق قرار گرفت. به همین دلیل مردم این مناطق حتی آن ها که خود به جبهه نرفتند، جنگ را از نزدیک درک کردند؛ با اینحال مردانه ایستادگی کردند. مقاومت بی نظیر مردم باعث شد تا این مسئله در شعر شاعران این دیار منعکس شود. البته شاعران این خطه تنها برای کردستان شعر نگفته اند. بلکه با توجه به همگرایی دینی و حس میهن دوستی اشعار نغز و پر مغزی در مورد مقاومت مردم کشورمان و دلاوریهای رزمندگان اسلام سرودند.

این مقاله تلاشی است برای بررسی تعدادی از اشعار شاعران استان که مسئله ی مقاومت را درک کردند و در این مورد به انجام رسالت خویش پرداختند.

واژگان کلیدی: دفاع مقدس، کردستان، شهادت، مقاومت.   

مقدمه

ادبیات مقاومت یکی از انواع ادبی است، که در ایران با شروع تهاجم عراق به کشورمان مورد توجه قرار گرفت. شعر مقاومت به عنوان یکی از شاخه های این درخت پربار از جنبه های گوناگون قابل بررسی است و یکی از بخش های آن بررسی شعر مقاومت در مناطق مختلف ایران است.

طی هشت سال جنگ تحمیلی، مردم استان کردستان به سبب هم مرز بودن با عراق، در شرایط جنگی زندگی می کردند و شهرها و روستاهای این استان، بارها مورد تجاوز هواپیماهای دشمن قرار گرفت و بمباران شد. در واقع هم مرز بودن با دشمن موجب شده بود ارتش صدام هر روز از زمین و هوا شهرها و روستاهای منطقه را آماج حملات خود قرار دهد. دشمن که در جبهه های نبرد در برابر رزمندگان مستأصل شده بود، با بمباران مناطق غیر نظامی و مسکونی و حتی استفاده از سلاحهای غیرمتعارف و بمب شیمیایی، قصد داشت مقاومت مردم را در هم بکوبد. امّا مردم استان با ایستادگی و فداکاری و تقدیم شهدای بی شمار، به دشمن ثابت کردند که در دفاع از کیان و مرزو بوم خود از هیچ دشمنی هراس ندارند و در برابر زورگویی و تجاوز هیچ قدرتی تسلیم نمی شوند. تعدادی از جوانان مؤمن نیز جان برکف گرفته راهی جبهه های نبرد با دشمن شدند و با نثار خون پاک خویش، در برابر دشمن ایستادگی کردند.    

مقاومت بی نظیر مردم باعث شد تا این مسئله در شعر شاعران این دیار منعکس شود و نوعی از شعر مقاومت در این منطقه شکل گیرد. البته شاعران این خطه تنها برای استان شعر نگفتهاند، بلکه با توجه به همگرایی دینی و حس میهن دوستی اشعار نغز و پر مغزی در مورد مقاومت مردم کشورمان و دلاوریهای رزمندگان اسلام سرودهاند.

در بررسی اشعار شاعران کردستان از لحاظ ژرف ساخت و درون مایه به این نتیجه می رسیم که مفاهیمی چون: شهادت، مقاومت و ایثار دست مایهی این دسته از شاعران بوده و واژگان کلیدی شعر ایشان را تشکیل می دهد.  

از لحاظ قالبهای شعری نیز با توجه به اینکه از دیرباز «مثنوی» یکی از قالبهای رایج در شعر کردی بوده است، بیشتر اشعار شاعران در قالب مثنوی است. نظیر شعر (جوشیا ئاگرخیز) از استاد ستوده، (سنهی خویناوی) از عبدالغفار وارستگان و (بو هلبجه) از محمد انصاف جویی. سایر اشعار نیز در قالبهایی نظیر قصیده و غزل و دوبیتی سروده شده است. نظیر (فتح فاو) از استاد ستوده و (چلهی شهیدان) از انصاف جویی و دوبیتیهای منصور دولتی و سالار شریعتی.  

عناوین اشعار نیز یا با نام منطقهای که در آن مقاومت یا نبردی روی داده است، گره خورده است. نظیر (سنهی خویناوی) سنندج خونالود، (بو هلبجه) برای حلبجه و (فتح فاو) یا بر اساس مناسبتی که روی داده نامگذاری شده است؛ مانند لحظه ی دیدار.

در این مقاله واژه های شهادت و مقاومت را در شعر چند تن از شاعران استان کردستان بررسی می کنیم تا علاوه بر انعکاس این نوع از اشعار، یادی کرده باشیم از 5400 شهید گلگون کفن جنگ تحمیلی که در اثر جنایات دشمن بعثی و بمباران شهرها به شهادت رسیدند.   

بررسی نمونه های شعر شاعران کردستان در مورد شهید و شهادت

محمد انصاف جویی جویی شاعر پیشکسوت سنندجی به مناسبت چهلمین روز شهادت شهیدان بمباران 28 دی ماه شهر سنندج توسط هواپیماهای بعثی عراق قطعه شعری تحت عنوان «چلهی شهیدان» سروده است. این شعر که در قالب غزل است، به زبان کردی سروده شده و با این بیت آغاز می شود:

«ههوری ماتهم باڵی ڕاکێشا به سهر شاری سنه **** ئالبۆمی عهکسی شه هیده دار و دیواری سنه» (انصاف جویی، 1369: 51)

یعنی: ابر ماتم بر سر شهر سنندج بال و پر گشوده است، در و دیوار سنندج پر شده است از عکس شهیدان.

وی سپس در دو بیت در مورد مقاومت مردم میگوید:

«چلهیه چلەی شەهیدانی سنەی خوێناویه **** خوێن ئەبارێ ئاسمان بۆ قەتل و کوشتاری سنه

دوژمنی بەعسی له مەیدانی شەڕا خوی ناگرێت **** بومب و مووشهک خۆی دەهاوێژێت به سەر شاری سنه» (همان)

یعنی: چله است. چلهی شهیدان سنندج خون آلود است؛ آسمان برای قتل و کشتار سنندج خون میبارد.

دشمن بعثی که در میدان جنگ نمی تواند مقاومت کند، بمب و موشک خود را بر سر شهر سنندج می ریزد.

منظور انصاف جویی این است: چون دشمن در برابر مقاومت رزمندگان و مردم سنندج که پشتیبان ایشان هستند نمی تواند مقاومت کند، بر سر مردم مقاوم  سنندج بمب می ریزد و ایشان را به شهادت می رساند.

واژههای مقاومت و شهیدان که در این ابیات آورده جزو عناصر اصلی ادبیات مقاومت محسوب می شود؛ زیرا در بسیاری از موارد نتیجه مقاومت شهادت است. چنانکه در بمباران  28 دیماه سال 1365 شهر سنندج که انصاف جویی این شعر را در مورد آن سروده است، تعداد زیادی از مردم غیر نظامی کشته و مجروح شدند. در بیت آغازی شاعر ماتم را به ابری تشبیه کرده است که بر سر شعر بال گسترده است. ترکیب ابر ماتم اضافه تشبیهی است و آنجا که ابر را به موجودی جاندار تشبیه کرده که بر سر شهر بال گسترده، نیز جاندار پنداری (تشخیص) است. مرحوم محمد انصاف جویی شاعر سنندجی، همچنین در یک غزل فارسی با اشاره به جانبازی رزمندگان و ایثار و شهادت طلبی آنان چنین می سراید

«نام آوران که دامن همّت کمر زدند **** جان را به کف نهاده و کوس سفر زدند

بهر طواف خاک شهیدان شهر خون **** در شامگاه تیره به بحر خطر زدند

خورشید سرخ زقلهی ایثار سرکشید **** بر اوج افتخار پرچم فتح و ظفر زدند.»

( ئه هوه ن، 1369: 72)

سید ابراهیم ستوده شاعر نامدار سنندجی قطعه شعری در مورد بمباران شیمیایی شهر حلبچه دارد به نام «جوشیای ئاگر خیز» که در آن به بسیاری مسائل جنگ و از جمله مقاومت مردم اشاره کرده است.

این شعر در قالب مثنوی و به زبان کردی است و با این بیت آغاز می شود:

«هەڵەبجه شاری موسڵمان نشین **** سووتا به ئاگری دوژمنانی دین» (ستوده، 1378:204)

یعنی: حلبجه شهر مسلمان نشین به آتش دشمنان دین سوخت. در همین بیت اول مشخص است که شاعر با دیدگاهی دینی به مسئلهی جنگ می نگریسته است؛ یعنی رژیم بعث عراق و کسانی که این جنایت را مرتکب شدند، دشمنان دین اسلام هستند. وی در دو بیت از این شعر ضمن اشاره به جنایت دشمن می گوید: لکهی این ننگ تا روز محشر از چشم بشر پاک نمی شود و این شهیدان تنها گناهشان این بود که کرد بودند و بدین گونه به نژاد پرستی صدام و حزب بعث اشاره می کند.

«لەکەی ئەم نەنگه تا رۆژی مە حشەر **** پاک نابێتەوە لە چاوی بەشەر

ئەو شەهیدانه له ژێر سایەی گەردوون **** تەنیا گوناهیان ئەوە بوو کورد بوون»(همان)

یعنی: لکه ی این ننگ تا روز محشر از چشم بشر پاک نمی شود و این شهیدان زیر سایه ی گردون تنها گناهشان این بود که کرد بودند. آوردن کلمهی شهید برای قربانیان حلبچه نشان از مقاومت مردم آن شهر در برابر رژیم صدام است. چه، اگر مقاومتی نبود کار به جنایت جنگی صدام نمی کشید. در ضمن ستوده با اشاره به روز محشر بر مسئلهای اعتقادی اشاره کرده است و مشخص است که وی با دیدگاهی دینی به این جنگ نگریسته است.  

مرحوم شاهرخ اورامی از شاعران فعال در زمینهی دفاع مقدس بود؛ متاسفانه به طور ناگهانی فوت کرد و دارفانی را وداع گفت. ابیاتی از اشعار ایشان را از کتاب ویژهی سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان تحت عنوان «لحظه ی دیدار» انتخاب کردهایم. وی قطعه شعری را با مطلع:

«سرافرازی خاک ایران ما **** دمیده ز نام شهیدان ما...» (لحظهی دیدار، 1388: 36)

 در مورد شهیدان دفاع مقدس سروده است. او در بیت اول این شعر سرافرازی ایران را به دلیل ایثار و مقاومت شهیدان میداند. اورامی در ادامهی این قطعه شعر می گوید: آوازهی ایمان ما به واسطهی ایثار مردان اهل نبرد است و خاک ایران به واسطهی نام شهیدان ما سرافراز شده است:

«ز ایثار مردان اهل نبرد **** به گیتی شد آوازه ایمان ما

سرافرازی خاک ایران ما  **** دمیده زنام شهیدان ما» (همان)

وی در ادامه عهد بستن با قرآن را علت سرافرازی و پیروزی و جاودانه شدن نام ایرانیان میداند:

«به قرآن چو عهدی ز جان بستهایم **** شود حرز ما لطف یزدان ما»

اشاره به عهد بستن با قرآن حاکی از این است که مردم با ایمان به خدا و بر اساس آموزههای دینی در مقابل دشمن مقاومت میکردند و این جنگ دفاعی را جهاد در برابر دشمن به شمار میآوردند.  

سید اسماعیل حسینی یکی از شاعران شهر سنندج نیز در قطعه شعری که به مناسبت شهادت «ملا  محمد ذبیحی» سروده اینگونه به اوصاف شهدا اشاره کرده است:

«چوویتە مەیدانی عشق و گیانبازی  **** جووانە لێت مەرگی پڕ لە شانازی

شەهید نامرێت قەت نەمردوو    ****لەم لا بۆ ئەولا کۆچی کردووە  

پەیامت ئێستاش لە گوێچکەی زەمان  ****دەنگ ئەداتەوە دوورە لە نەمان  

جیهاد خەباتە بە ماڵوو بە گیان  ****مەژی بۆ مردن  بمرە بۆ ژیان» ( حسینی، 1384:٢)  

یعنی: به میدان عشق و جانبازی رفتی، مرگ همراه با افتخار برایت زیباست. شهید نمی میرد، هرگز نمرده است، از این سو بدان سو کوچ کرده است. پیامت اینک در گوش زمان می پیچد و از فنا دور است. جهاد مبارزه است با جان و مال. برای مردن زندگی نکن، بلکه بمیر  برای زندگی.

شاعر در این ابیات بدین نکتهی قرآنی اشاره کرده است که شهیدان نه تنها نمرده اند بلکه از این دنیا به دنیای دیگر، که همان سرای باقی است، کوچ کرده اند. خداوند در قرآن کریم سوره (آل عمران) آیه 169 دراین باره می فرماید: ( وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ) یعنی: و نپندارید آنان را که کشته شدند در راه خدا مردگانند، بلکه زندگانند و نزد پروردگار خویش روزیمندان.

در این آیه کشته شدن در راه خدا و از برای خدا مطرح است: اصطلاح (فی سبیل الله) که به وفور در قرآن ذکر شده بیانگر جهت عام است یعنی هر گونه راهی که سرانجام به خداوند منتهی گردد و پویندگان آن هدفی جز رضای حق نداشته باشند. در صمن خداوند در این آیه خطاب به پیامبر گرامی اسلام (ص) که خطاب به امت وی نیز هست، تاکید میکند که مبادا چنین کشته شدگانی را مردگان قلمداد کنند، بلکه آنان زنده جاوید هستند و از خانواده خداوند و بسان حیات دنیوی از تنعم و روزی خداوند بهره مند می باشند. در قرآن کریم واژهی (شهید) به معنی متعارف نزد ما، یعنی کسی که در راه خدا جان خود را از دست داده است، فقط یکبار آمده آن هم به صورت جمع و در آیه 69 از سوره مبارک نساء: (وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً)

بنابراین کلمهی «شهید» به صورت مفرد در قرآن دیده نمی شود. در قرآن برای تعبیر از شهادت اصطلاح خاصی وجود دارد آنهم عبارت است از: ( کشته شدن برای خدا) و یا ( کشته شدن در راه خدا.) پس در قرآن هر گونه کشته شدن در راه خدا به هر نحو و به هر وسیله؛ شهادت محسوب می شود و نزد خداوند از مقام و منزلت و جایگاه رفیعی برخوردار است.» (حسینی، 1384: 5)

وی سپس به مسئلهی جهاد اشاره می کند و در نهایت می گوید شهدا با شهادت خود به ما این پیام را میدهند: ای انسان به جای این که برای مرگ زندگی کنی، برای زنده ماندن بمیر و فانی شو. علاوه بر واژهی شهید که از واژگان کلیدی ادب مقاومت کشور ماست، حسینی به مسئلهی جهاد در راه خدا اشاره کرده است. جهاد نیز از واژگان اصلی ادب مقاومت در ایران محسوب می شود. او در این شعر می گوید: جهاد یعنی پایداری و مقاومت با مال و جان و تو ای فرد مسلمان برای مردن زندگی نکن، بلکه برای زندگی بمیر!

 

خلیل مختاری نیا شاعر کردستانی در غزلی تحت عنوان بغض وطن در مورد عشق شهادت چنین داد سخن داده است:

«عشق» شهادت شانه‌ی دل را تکان داد **** دیوارهای خانه‌ی دل را تکان داد

از روی خطی که موازی با تفنگ است **** عشق آمد و پیمانهی دل را تکان داد

سنگینی بغض وطن در سینه‌ی شمع **** بال و پر پروانه‌ی دل را تکان داد

استاده او در نقطهی صفر گلوله ****  حسی که حتی چانهی دل را تکان داد

گفتم بچینم زخمهای چفیهاش را **** اما سکوتش شانهی دل را تکان «داد.»

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 7)

مختاری نیا در مصرع اول بیت نخست این غزل دل را به انسانی تشبیه کرده است که دارای شانه است و در واقع استعارهی مکنیه یا بالکنایه به کار برده و در مصرع دوم همان بیت دل را به خانه ای تشبیه کرده است. وی در بیت دوم این غزل نیز دل را به پیمانه و در بیت دیگر به پروانه تشبیه کرده است. همچنین در بیت سوم شمع موجودی است که دارای دل است و این نیز صنعت استعاره مکنیه است. در بیت چهارم هم در یک استعارهی زیبای مکنیه ترکیب چانه ی دل را به کار برده است. در واقع شاعر دل را به انسانی تشبیه کرده است که دارای چانه است. در بیت بعدی نیز باز هم چفیه موجودی جاندار است یعنی استعاره مکنیه به کار برده و چفیه را به یک موجود زنده که زخم برداشته تشبیه کرده است. این استعاره های زیبا شعر او را به غزلی قابل توجه تبدیل کرده است. شاعر بدین گونه مسئلهی عظیم شهادت را به تصویر کشیده است.

 منصور ملاولی نیز در غزلی تحت عنوان «بندهی پاک خداوند» از شهیدان والامقام یاد کرده است. ابیاتی از این غزل را در این بخش می آوریم:

«آن شهیدان که خط مکتب قرآن بودند **** حافظان علم و بیرق ایمان بودند

نامشان ثبت گلستان وفاداری شد ****  عاشقانی که همه در صف یاران بودند

آشنایان در و دشت و دمن، کوه و کمر‌**** شیرمردانی از این بیشهی ایران بودند

قهرمانان وطن، جان به ره دین دادند‌**** مرد میدان شده و کُرد مسلمان» 

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 9)

وی در بیت اول این غزل شهیدان را پیرو مکتب قرآن می خواند و می گوید آنان حافظان و پرچمداران اسلام بودند. شاعر در بیت چهارم این غزل با آوردن ترکیب کرد مسلمان، از شهدای پیشمرگ مسلمان کرد یاد کرده است.

ملاولی همچنین در یک رباعی زیبا از شهیدان یاد کرده است. وی شهیدان را عارفانی وارسته، در اوج شرف و در قلهی معرفت توصیف کرده است؛ همانان که هنگام شهادت ذکر خدا بر لب داشتند: 

«در اوج شرف، شور و ندا داشت شهید **** در قلّهی معرفت صفا داشت شهید

آن عارف وارسته به هنگام عروج**** در بین دو لب ذکر خدا داشت شهید» 

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394 :30 )

 

سالار شریعتی که خود مهر جانبازی بر پیشانی دارد، در یک دوبیتی تحت عنوان «شهید خوشنام» که به شهیدان گمنام تقدیم کرده است از شهیدان با عنوان یک شاخه گل از دشت شقایقها نام برده و میگوید حیف است به تو بگوییم گمنام. 

«ما نام نداریم و تو خوشنام هستی ****  لبریز جنونیم و تو آرام هستی

یک شاخه گل از دشت شقایقهایی**** حیف است بگوئیم که گمنام هستی»

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 13)

سالار شریعتی همچنین در یک رباعی زیبا تحت عنوان گمنامترین در مورد شهیدان گمنام چنین می گوید:

«در جبهه‌ی حق مگر که تردیدی بود؟! **** در سنگر عشق، یأس و نومیدی بود؟!

گمنامترین شهید را آوردند **** در جیب اورکتش که خورشیدی بود!» (همان: 31)

 

منصور دولتی شاعر خوش قریحهی قروهای اشعار متعددی در مورد شهیدان دارد. وی در یک دوبیتی تحت عنوان «کُردستان» می گوید کردستان به یمن شهیدان سرفراز و بالنده است: 

«این خطهی دلنواز، کُردستان است **** این گلشن رمز و راز کُردستان است

از یُمن شهیدان به خون خفتهی کُرد ****  بالنده و سرفراز کُردستان است»

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 47)

منصور دولتی همچنین در غزلی تحت عنوان «شهید» که با ردیف زیبای شهید است سروده، می گوید چراغ لاله و صفای باغ از یمن شهیدان است. شقایق و لاله در ادب پارسی سمبل شهید و شهادت است، لذا دولتی از این سمبل برای مدح شهیدان و بیان احساس درونی خویش استفاده کرده است. وی سپس می گوید نور آزادی و عزت از پرتو خون شهیدان است. 

«چراغ لاله روشن از شهید است **** صفای باغ و گلشن از شهید است

شقایق خیمه زد بر کوهساران **** و صحرا گُل به دامن از شهید است

نگاه مست نرگس باده پیماست **** زبان شوق سوسن از شهید است

عزیزان نور آزادی و عزت **** به عالم پرتو افکن از شهید است» (همان: 64)

منصور دولتی در بیت پایانی این غزل زیبا می گوید هرجا مجلس انسی برپاست، تمام سخن من از شهید است:         

«به هرجا مجلس شعری است بر پا **** تمام صحبت من از شهید است» (همان:65)

 

کژال سعیدی شاعر جوان کردستانی در شعری کردی تحت عنوان «منزلگاه سعادت» به مدح شهیدان پیش مرگ مسلمان کرد پرداخته است. بخشی از این شعر نو را در این قسمت از مقاله می آوریم، سپس آن را ترجمه و بررسی می کنیم. 

«ئەی شەهیدی خەبات و ئەی

پێشمەرگەی ڕێبازی ژین

ئەتۆ وشەی تاریکیت

خنکاند و

ڕوو بە مەنزڵگای سەعادەت

هەنگاوت هەڵێنا

ئەتۆ زیندوویت و

قەت نامری

نەمامەکانی ئەم شارە

بە خوێنی تۆ

ئاودێری کران

ئەتۆ شەهیدی ڕێبازی ژینی

دژ بە زلهێزان» (گل واژه های سرزمین خاموش، 1394 :76)

یعنی: ای شهید مبارزه و ای پیشمرگهی راه زندگی تو واژه ی تاریکی را کشتی و به سوی منزلگاه سعادت گام نهادی، تو زنده ای و هرگز نمی میری، نهال های این شهر با خون تو آبیاری شدند، تو شهید راه زندگی هستی، بر ضد قدرت های بزرگ (مستکبران).

 

علیرضا شیخ جعفری در یک مثنوی کردی تحت عنوان «دروازه ی عرش» به جانبازیهای شهیدان اشاره می کند. چند بیت از این مثنوی را دراین بخش می آوریم، سپس آن را به فارسی ترجمه و بررسی خواهیم کرد. 

«خاکی کوردستان، باخ و دەر و دەشت **** ئەدرۆشێتەوە، بە وێنەی بەهەشت

گەر سەرفەرازە، ئەم نیشتمانه ****  سەربەرزی بە هۆی، خوێن شەهیدانه

بێ دەسنوێژ مەکەن، سەیری ئەم خاکە ****  شەهیدی زۆره، ئەم خاکە پاکە

فەخر و شەرەفی، بە خۆی گرتووه **** بە شەهیدەوە، ناوی بەرز بووه

خاکی کوردستان، شەهیدپەروەرە ****ناوی کوردستان، سەدری دەفتەرە»

(گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 79 و78)

یعنی: خاک کردستان کوه و در و دشت مانند بهشت میدرخشد. اگر این وطن سرافراز است به خاطر خون شهیدان است. بدون وضو به آن منگرید، زیرا این خاک شهدای بسیاری تقدیم کرده است. این خاک فخر و شرف به خود گرفته و به واسطهی شهدا نامش بلند شده است. خاک کردستان شهید پرور است، نام کردستان در صدر دفتر است. شاعر در بیت اول خاک کردستان را که می درخشد به بهشت تشبیه کرده است.

 

حمید محمدی  شاعر دیگری از خطهی کردستان در یک شعر کردی که در قالب مثنوی تحت عنوان «ڕێگات ئەپێوم» سروده، به مدح شهیدان پیشمرگ مسلمان کرد پرداخته است. ابیاتی از این مثنوی را در این بخش میآوریم سپس آن را ترجمه و شرح میکنیم. 

«ئەتۆ پێشمەرگەی، ئەم ئاو و خاکەی **** شێرەڕەزمەندەی، ئەم خاکە پاکەی

ڕیشەی ئەم خاکە، خوێنی شەهیده **** هەر گەڵا دارێ، لە وان نەویده

بست به بست خاکم، شەهیدی داوە**** به سایەی ئەوان، سەربەستی ماوە

هەزاران جەوان، بێ دەست و بێ پا **** بە بێ ناونیشان، لەم خاکە نریا

هەرچەند که لاشەی، پڕ زەخم و زامه **** شەهید هەمیشە، بەرزە مەقامه

شەهید شانازی، خاکی وڵاته **** مانای قودرەت و هێز و خەباتە  

ڕێگات ئەپێوم، ڕێگات ڕێگامە **** هەمیشە بۆ تۆم، دوعا و سەلامە» (گل واژه های سرزمین خاموش، 1394: 86و87)

معنی ابیات: ای تو پیشمرگ این آب و خاک، شیر رزمنده ی این خاک پاک. ریشه ی این خاک خون شهید است، برگ هر درختی نویدی از ایشان است. ناکم وجب به وجب شهید داده است. در سایه ی آنهاست که سربلند مانده است. هزاران جوان بی دست و بی پا، بی نام و نشان در این خاک دفن شدند؛ هرچند لاشه اش پر از زخم است، شهید همواره والامقام است. شهید باعث افتخار خاک وطن است، معنای قدرت و صلابت و مبارزه است. راهت را طی می کنم، راهت راه من است. همیشه دعا و سلامم برای توست.

وی در بیت اول رزمندگان را به شیر تشبیه کرده است و در بیت سوم به شهیدانی که پیکر پاکشان قطعه قطعه شده است، اشاره می کند.

 

بررسی نمونههای شعر شاعران کردستان در مورد واژهی مقاومت

مرحوم «سید ابراهیم ستوده» شاعر و ادیب برجستهی معاصر در مورد دفاع مقدس اشعار گوناگونی دارد که در آنها به ایثارگری شهدا اشاره کرده است. وی پس از فتح فاو از سوی رزمندگان اسلام قطعه شعری سروده که با این بیت آغاز می شود:

«سپهر ریزهی کافور بیزد از غربال ****زمین ز قطرهی سیماب گشته مالامال» (ستوده، 1378: 78)

استاد ستوده سپس ضمن تشبیه رزمندگان به پهلوانان شیرشکار، پاک سازی کشور را از دشمن توسط رزمندگان، به تیغ حیدر کرار که مکه را از لوث کافران پاک کرد، تشبیه کرده است:

«دلاوران موحد یلان شیر شـــــکار      **** که شیر شرزه گریزد ز رزمشان چو شکال

چنان ز خصم بپرداختند میـــهن را    **** که تیغ حیـــــــدر کرّار مکه را ز ضلال

سواد ظلم زدودند فاو تا قنــــدیل *** بیاض عدل گشـودند فـــکه تا ســارال (ستوده، 1378: 84)  

 

محمد انصافجویی شاعر سنندجی در بیت پایانی شعری که با این بیت آغاز می شود:

«هەوری ماتەم باڵی ڕاکێشا به سەر شاری سنه **** ئالبۆمی عهکی شەهیده دار و دیواری سنه» (انصاف جویی،  1369 :51)

می گوید: ئههوه‎ن بس است برای دفع جنگ تنها دعا کردن کافی نیست، برخیز و نیروهای مسلح سنندج را به سوی جبههها روانه کن و بدین ترتیب بار دیگر بر مقاومت در برابر دشمن تاکید میورزد.

«بەس نیه بۆ دەفعی شەڕ تەنیا دوعاو پاڕانەوه **** هەسته ئەهوەن زوو بەڕێ که هێزی چەکداری سنە» (همان:51)

 

عبدالغفار وارستگان مقاومت

وارستگان شاعر سنندجی که سالها اشعارش ورد زبان مردم شهر بود، در مورد بمباران 28 دی ماه شهرسنندج قطعه شعری سروده تحت عنوان سنندج «خون آلود». این شعر در قالب مثنوی و به زبان کردی است و با این بیت آغاز میشود:

«شارە جوانەکەی سنەی خوێناوی **** دایک ڕۆڵە مردوو خوێن دێ لە چاوی» (وارستگان،149:1390)

یعنی: شهر زیبایم سنندج خون آلود، مادر فرزند مرده خون از چشم می بارد.

وی در ادامه پس از اینکه به جنایت رژیم بعث اشاره می کند می گوید:

«شارە جوانەکەم سنەی قارەمان  **** دوژمن وەیشوومی بە سەریا باران

بۆردۆمان کرا کووچەو کۆڵانی **** لەتارلەتار بوون پیرو لاوانی

لە باوش دایکا کۆرپەی شیرەخوەر **** ئەنجن ئەنجن بوون لەگەڵ دایک یەکسەر» (همان)

یعنی: شهر زیبایم سنندج قهرمان، دشمن بر سرش بلا فرستاد.

کوچه و محلاتش ویران شد؛ پیر و جوانانش قطعه قطعه شدند.

بچهی شیر خوار در آغوش مادر، با مادرانشان یکسر قطعه قطعه شدند.

قطعه قطعه شدن جوانان و کودکان و ویران شدن کوچه و محلههای شهر در اثر بمباران دشمن نیز نشان از مقاومت مردم سنندج در برابر دشمن است. در ضمن خون باریدن از چشمان کنایه از گریه کردن بسیار و دردآلود است. وی در ادامه در دو بیت می گوید:

«حیسابوو مەشق و تەکلیف و دەفتەر **** مەزموونی پڕ بوو لە تیکەی جگەر

ئینشایان بە خوێن نووسی بەم جۆرە **** تا کەی قەبووڵ کەین ئەم زوڵم و زۆرە» (همان)

یعنی: حساب و مشق و تکلیف و دفتر، مضمونش پر از تکههای جگر شد.

با خون خود اینگونه انشا نوشتند: تا کی این ظلم و ستم را قبول کنیم.

او بدین گونه مردم را به مقاومت و مبارزه دعوت می کند. زیر بار ظلم و ستم نرفتن و نپذیرفتن ستم یعنی مقاومت در برابر دشمن جنایتکار. نپذیرفتن ستم دشمن از مفاهیم کلیدی ادبیات مقاومت است.

 

عمر صالحی صاحب شاعر کردستانی در قطعه شعری تحت عنوان: «گل خونالود» حملات رژیم صدام به شهرهای مختلف کردستان را به تصویر کشیده است. این شعر در قالب قصیده است و به زبان کردی سروده شده و با این بیت آغاز می شود:

«ئەڵێن غونچە دەکەنێت فەسڵی بەهار **** پێدەکەنێم و دەڵێم بە دڵپڕی»  (صالحی صاحب، 1378 :109)

یعنی: می گویند غنچه فصل بهار می خندد؛ می خندم و می گویم با دلی غمگین... .

وی در بخشی از این شعر به جنایت هواپیماهای صدام در سنندج اشاره می کند و می گوید:

«له ڕووی حەمامی شیشه ڕەنگ و ڕوو پەڕی**** ههر که سەگی فڕۆکەکانی پێ وەڕی

تەوێڵی شیشەکانی پڕ بوون لە بڕین **** دەچۆن ئێمە گوڵی بەهار دانەمرین

وردو تریتە مل لە گوڵشەنی سنە **** لە لێوی هەرکەسێ بەزی بزەو شنە» (همان)

یعنی: حمام شیشه رنگ و رویش پرید، همینکه سگهای هواپیما به سویش پارس کردند.

پیشانی شیشههایش پر از زخم شد، پس ما گلهای بهاری چگونه پژمرده نشویم؟

گردنها در محلهی گلشن سنندج خرد و خاکشیر است، خنده و تبسم از روی هرکس رخت بربسته است.

اشاره به گردن های شکسته نشان از مقامت مردم و ایستادگی آنان است؛ زیرا «گردن گرفتن» کنایه از با سرفرازی در برابر دشمن ایستادن و شجاعت و مقاومت است. شاعر همچنین هواپیماهای دشمن را به سگ و غرش آنان را بر روی شهر به پارس و زوزهی سگ ها تشبیه کرده است و اینکه شیشهها را به انسان هایی تشبیه کرده است که دارای پیشانی هستند و پیشانیشان زخمی شده، نوعی جاندار انگاری و آرایهی تشخیص است.. 

صالحی صاحب سپس در ابیات بعدی این شعر به شهرهای مختلف ایران سوگند یاد می کند و می گوید با وجود این ناملایمات مقاومت ادامه خواهد داشت. وجه مشترک تمام این شهرها این است که به سبب مقاومت در برابر دشمن مورد حمله قرار گرفته اند، امّا باز هم مقاومت می کنند.

«قەسەم به شارە گەورەکانی خاکەکەم **** بە تەورێز و بە شیراز و ئەراکەکەم

بە تاران و بە کرماشانە چاکەکەم **** بە ئیسفەهانی دەس لە سینە چاکەکەم

بە شووشتەرو قوم و ڕەشت و ئوروومیە  **** بە زەنجانو بە سەردەشت و حەمیدیە

بە سەلماسو مەراغە و ڕبەت قەسەم  **** بە بووشاری بەری لە چەوت و چەت قەسەم

بە کانی قیرو نەوتەکەم بە ئابادان  **** بە دزفوولو بە ئەهواز و بە دهڵۆڕان

خوڕەمشارە عەزیزەکەم، بە تۆ قەسەم **** یا هەمەدان شاری گەنم و جۆ قەسەم

قەسەم بە ئیلام و کەرەج، قەسرو شنۆ **** قەسەم بە مێهران و بە ماهشەهر، بە خۆ قەسەم»

یعنی: قسم به شهرهای بزرگ خاکمط به تبریز و به شیراز و اراکم.

به تهران و به کرمانشاه نیکم، به اصفهان دل در سینه چاکم.

به شوشتر و قم و رشت و اورمیه، به زنجان و به سردشت و حمیدیه.

به سلماس و مراغه و ربط قسم؛ به بوشهر بری از کژی قسم.

به کان قیر و نفتم به آبادان، به دزفول و به اهواز و به دهلران.

خرمشهر عزیزم به تو قسم، یا همدان شهر گندم و جو قسم.

قسم به ایلام و کرج، قصر و اشنویه؛ قسم به مهران و به ماهشهر، به خوی قسم.

این ابیات نمونههایی بود از اشعار شاعران کردستان که دربارهی شهید و شهادت و مقاومت سرودهاند. بی شک نظیر اینگونه اشعار در دفترهای شعر شاعران سنندج کم نیست، لکن گردآوری تمامی این اشعار نیازمند وقت و تلاش بیشتر است و در قالب یک مقاله نمی گنجد. لذا به ذکر همین نمونه ها بسنده میکنیم. به قول مولانا:

شرح این هجران و این خون جگر**** این زمان بگذار تا وقتی دگر

منابع

قرآن کریم.

انصافجویی، محمد، ( ئه هوه ن)، 1369، دیاری سنه، انتشارات گوران، سنندج.

حسینی، اسماعیل، 1384، ذبیح محراب، نشر شاهد، تهران.

ستوده، سید ابراهیم، 1378، از سارال تا توچال، چاپ سازمان تبلیغات ستاد منطقه 2 کشوری، تهران.  

صالحی صاحب، عمر، 1378، چاوی خوینینی شفق، ناشر مؤلف، چاپ چهری تبریز. 

گل واژه های سرزمین خاموش، 1394، گزیده ای از اشعار جشنواره شعر شهدای پیشمرگ مسلمان کرد، به کوشش داوود نیا، عباس، سنندج، نشر فاتحان.

لحظه ی دیدار، 1388، اشعار و دلنوشته های هنرمندان به مناسبت سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان، چاپ سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران کردستان.

 مولوی بلخی، جلال‌الدین، 1380، مثنوی معنوی، به کوشش کریم زمانی، دفتر اول، چاپ انتشارات اطلاعات. چاپ اول، تهران. 

وارستگان، عبدالغفار، 1381، قسم‌نامه، چاپ انتشارات گوران، سنندج.