جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
1396/6/6
عرصه ی روابط بین‌الملل
جایگاه دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
تحولات دهه‌های اخیر در حوزه ی روابط بین‌الملل، حاکی از اهمیت مقوله ی فرهنگ در دست‌یابی به اهداف و بهبود روابط میان دولت‌ها است.
سید محمد موسوی
تحولات دهه‌های اخیر در حوزه ی روابط بین‌الملل، حاکی از اهمیت مقوله ی فرهنگ در دست‌یابی به اهداف و بهبود روابط میان دولت‌ها است. امروزه عرصه ی روابط بین‌الملل، به شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی قرار دارد. از این رو،‌ تبادلات و مناسبات فرهنگی و هم چنین کوشش برای نگهبانی از هویت و فرهنگ، جایگاه ویژه‌ای در سطح مباحث تئوریک و نظریه‌پردازی و هم چنین در ساحت عمل به خود اختصاص داده است، تا جایی که تبدیل پاسداری از هویت، نه دستور کار سیاست خارجی و مطالعات راهبردی، بلکه بیش از همه، ناشی از موجی است که پهنه ی عمل آن، فراملی و جهانی است. از این منظر می‌توان گفت؛ قدرت یابی و کسب و تولید قدرت در دنیای جدید در مقایسه با دوران گذشته، از الگوهای متفاوتی پیروی می‌کند. هر چند اعمال آن در سطح جهانی، مبتنی بر قدرت سخت و نظامی برتر شکل گرفته است و کماکان غلبه دارد، لکن با تحولاتی که بعد از جنگ جهانی دوم و به ویژه دهه ی هفتاد به بعد در ساحت اندیشه و عمل به وجود آمده است. متغیرهای جدیدی را جهت تولید، اعمال قدرت و کسب نفوذ، وارد حوزه ی روابط بین‌الملل و سیاست جهانی نمود.(۱) یکی از این متغیرهای پرنفوذ فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی است.
فرهنگ به معنی ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت، آداب و رسوم و هنرها و سنتهای مخصوص یک جامعه است، که در طول سالیان دراز در وجود مردم آن جامعه شکل گرفته است و واژه ی انگلیسی معادل آن Culture است. فرهنگ، عبارت است از؛ مجموعه ی دانش‌ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و هر گونه توانایی و عادت دیگری که به وسیله ی انسان به عنوان عضو جامعه اکتساب شود(۲) و به نسل های آینده منتقل می شود. دیپلماسی فرهنگی نیز استفاده از ابزار فرهنگ در مناسبات بین المللی و روابط خارجی برای دستیابی به اهداف و منافع ملی است.
فرانک نیکوزیچ دیپلماسی فرهنگی را تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیاد نهادن تفاهم ها و توافقاتی بر اساس ارزش های مشترک می داند. این درحالی است که بنا به تعریف گیفورد مالون دیپلماسی فرهنگی عبارت است از معماری یک بزرگراه دوطرفه به منظور ایجاد کانال هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش های یک ملت ودر عین حال، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت ها و فهم ارزش های آن ها سرانجام در تعریف میلتون کامینگز، دیپلماسی فرهنگی عبارت است از مبادله ی ایده ها، اطلاعات، هنر ، نحوه ی زندگی، نظام ارزشی، سنت ها و اعتقادات به منظور دستیابی به مفاهیم مشترک و تقویت تفاهم میان ملت ها و کشورها.  با برداشتی تطبیقی از وجوه مشترک این تعاریف می توان چنین نتیجه گرفت که “دیپلماسی فرهنگی روایت داستان یک تمدن و فرهنگ برای صاحبان سایر تمدن ها و فرهنگ ها با استفاده از ابزارهایی از جنس همان تمدن است. به عبارت دیگر، دیپلماسی فرهنگی آن گاه مفهوم واقعی خود را پیدا می کند که کشوری برای انتقال غنای نهفته در فرهنگ و تمدن خود با استفاده از سازوکارها و ابزارهایی از همان جنس به معرفی و انتقال آن به سایر ملل می پردازد و آن را در سیاست خارجی خود لحاظ می کند.(۳)
این نوع دیپلماسی دارای مزایای بسیاری در مقایسه با انواع و اقسام دیگر دیپلماسی است. برخی از مهم ترین این مزایا عبارتند از:
–    مواجه شدن با مقاومت کمتر در جوامع و کشورهای مقصد.
–    جذابیت آن؛ به این دلیل که این نوع دیپلماسی از لحن خصمانه و آمرانه برخوردار نیست و لحنی نرم، فرهنگی و انسانی دارد.
–    ایجاد فرصت برای بازیگران غیر رسمی و نهادهای مدنی برای ایفای نقش در دیپلماسی کشورها.
–    این نوع دیپلماسی به دنبال کشف، تعریف و ترویج ارزش ها و منافع مشترک و جهان شمول و تامین منافع ملی از طریق اتکا به این ارزش هاست.
–    این نوع دیپلماسی می تواند به عنوان فتح بابی برای مفاهمه ی بیشتر و بهتر کشورها در نظر گرفته شود.
–    و سرانجام دیپلماسی فرهنگی می تواند خلاقانه تر، انعطاف پذیرتر و حتی فرصت طلبانه تر از دیپلماسی کلاسیک و سنتی باشد و بهتر از آن توانایی تامین منافع ملی کشورها را داشته باشد.(۴)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با توجه به اهمیتی که نظام برآمده از این انقلاب برای ملت‌ها و افکار عمومی قائل بود و همچنین با تاکید بر اهدافی همچون نفی ظلم و حمایت از مظلوم، حمایت از جنبش‌های آزادیبخش، تلاش برای وحدت و همبستگی میان امت اسلامی و برقراری روابط مسالمت‌آمیز با جهان، دیپلماسی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه‌ای یافت. این ادعا را می‌توان از تعدد و تکثر نهادهای متولی روابط فرهنگی بین‌المللی بعد از انقلاب درک کرد که بیش از سی نهاد را شامل می‌شود. در این بین، حوزه ی سیاست‌گذاری ۴ دستگاه و نهاد وظیفه ی سیاست‌گذاری ۹ دستگاه وظیفه ی برنامه‌ریزی، ۹ دستگاه وظیفه ی نظارتی و ۷ دستگاه وظیفه ی هدایت و حمایت را در عرصه ی دیپلماسی فرهنگی به عهده گرفتند. در فعالیت‌های اجرایی نیز۱۴دستگاه به امر پژوهش و ۱۳دستگاه به فعالیت آموزشی مشغول شدند.(۵)
اما در این بین فعالیت دو نهاد ملی اهمیت بسیاری دارد. وزارت امور خارجه به دلیل برعهده داشتن مسئوولیت دیپلماسی و روابط خارجی کشور، بالطبع وظیفه ی پیگیری دیپلماسی عمومی و فرهنگی را نیز برعهده دارد و این کار را از طریق بخش دیپلماسی عمومی و رسانه ای خود انجام می دهد. اما علاوه بر فعالیت های وزارت امورخارجه، عمده ی فعالیت های ایران در عرصه ی دیپلماسی فرهنگی توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سازماندهی و دنبال می شود. به نوشته ی پایگاه اینترنتی این سازمان اولین بار فکر تشکیل این سازمان با ادغام بخش های فرهنگی و تبلیغی نهادها و موسسات دولتی و عمومی فعال در خارج از کشور مطرح شد و پس از تدوین اساسنامه ی آن در شورایی متشکل از نخبگان و اندیشمندان فرهنگی و دینی و تصویب مقام معظم رهبری عملا کار خود را در قالب یک سازمان مستقل و در زمره ی سازمان های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد. این سازمان مهم ترین وظیفه ی خود را ارتباط فرهنگی با ملل و اقوام مختلف جهان برای ایجاد زبان مشترک جهت گفت و گو و مفاهمه، انجام مبادلات فرهنگی، عرضه ی کامل و درخور فرهنگ ایرانی- اسلامی، تلاش جهت تقویت مناسبات فرهنگی ایران با سایر کشورها و سازمان های بین المللی، تلاش برای وحدت اسلامی، معرفی و عرضه ی صحیح مکتب اهل بیت(ع) و برنامه ریزی و حرکت در راستای هدف مقدس گفت و گوی ادیان و تمدن ها ذکر کرده است.(۶) اما مسأله ای که همواره باید مدنظر باشد این است که تعدد نهادهای مرتبط با دیپلماسی فرهنگی منجر به موازی کاری و بی برنامگی و ناهماهنگی نشود و برای جلوگیری از این کار ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف امری ضروری است.
اما از چهارچوب شکلی و نهادی دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران که بگذریم، بحث از محتوا و چگونگی اعمال این دیپلماسی نیز بسیار پر اهمیت است. اگر بخواهیم تعریفی از دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ارائه دهیم تعریف زیر شاید مناسب ترین تعریف باشد:
تلاش و کوشش از پیش طراحی شده و سازمان یافته ی جمهوری اسلامی ایران برای تاثیرگذاری بر برداشت ها، ادراکات، افکار، انگاره ها، ایده آل ها، ارزش ها، ایستارها و باورهای سایر ملت ها از طریق تبیین و ترویج فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی و شناخت و درک واقعی از فرهنگ دیگران به منظور تامین و توسعه ی منافع ملی.(۷)
بنابراین مشخص شده است که هدف دیپلماسی فرهنگی استفاده از توانایی ها و امکانات فرهنگی یک کشور در مناسبات خارجی برای تامین منافع ملی است. جمهوری اسلامی ایران می تواند با اتکا به سرمایه های زیر به پیگیری دیپلماسی فرهنگی خود در سطح منطقه ای و بین المللی بپردازد:
•    ارائه ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی
•    معرفی اندیشه ها و افکار اسلامی
•    معرفی ترکیبی اندیشه ی اسلامی و فرهنگ ایرانی
•    تبلیغ سنت‌ها، باورها، تاریخ و آثار باستانی ایران(۸)
•    معرفی فرهنگ صلح دوستی و انسان دوستی ایرانیان
•    معرفی فرهنگ عامه و جذب توریست خارجی.
فرجام
بعنوان جمع بندی می توان این گونه نتیجه گرفت که در ابتدای قرن بیست و یکم، استفاده از ابزارهای قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی و عمومی بسیار ترویج پیدا کرده است و کشورها همواره سعی می کنند تا از این ابزارها برای تامین منافع ملی و گسترش روابط خود با دیگران حداکثر استفاده را نمایند. جمهوری اسلامی ایران نیز دارای پتانسیل های عدیده ی فرهنگی است که ریشه در تاریخ چند هزارساله و اندیشه های اسلامی – ایرانی اش دارد. بنابراین در ابتدا باید این اندیشه ها را شناخت و سپس از طریق ابزارهای مناسب به دیگر ملت ها شناساند و از این راه به گسترش روابط و مناسبات بین المللی و منطقه ای ایران همت گمارد و همچنین به جهانی کردن فرهنگ و رسوم ایرانی پرداخت. از این طریق است که می توانیم در عصر جهانی شدن فعال فرهنگی باشیم و نه پذیرنده محض فرهنگ دیگران.
یادداشتها
(۱)    خراسانی، رضا(۱۳۹۵)،” جایگاه و نقش قدرت فرهنگی در سیاست خارجی و تأثیر آن بر روند تحولات جهانی “،آکادمی مطالعات ایرانی لندن، قابل دسترس در:
http://iranianstudies.org/fa
(۲)    حسین بشیریه(۱۳۷۹)، نظریه‌های فرهنگ در قرن بیستم، تهران: نشر طلوع، ص ۸٫
(۳)    حسن خانی، محمد(پاییز و زمستان ۱۳۸۴)،” دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها ” دوفصلنامه دانش سیاسی،شماره دوم.
(۴)    حسن خانی، پیشین، صص ۱۳۸-۱۳۹٫
(۵)    بررسی وضعیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(دستگاه‌ها و نهادهای فعال)(تیر ۱۳۸۹)، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، کد موضوعی۲۷۰، شماره مسلسل۱۰۳۲۱٫
(۶)    حسینی، سید محمد حسین(پاییز ۱۳۹۲)،”جایگاه دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مطالعه موردی خاورمیانه)”،فصلنامه سیاست خارجی،سال ۲۷، شماره ۳، ص ۶۸۵٫
(۷)    حسینی، پیشین، صص ۶۸۵-۶۸۶٫
(۸)    جوادی ارجمند، محد جعفر،محمد نادری و مهدی داوودی(تابستان ۱۳۹۱)دیپلماسی فرهنگی ایران در عراق و چشم انداز آینده در روابط دو کشور،سال چهارم، شماره ۳،ص ۱۷۱٫

منبع :آوای امین