چرا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پیروز شد؟
1396/6/6
یکی از مهم ترین تحولات تاریخ معاصر ایران
چرا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پیروز شد؟
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهم ترین تحولات تاریخ معاصر ایران است. این کودتا باعث شد تا دولت دکتر محمد مصدق، پس از سه سال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات عدیده ای که از ناحیه ی داخل و خارج بر آن تحمیل شده بود، از بین رفته و پهلوی ها و شخص محمد رضاشاه پهلوی به حکومت مطلقه بازگردد و بیش از سه دهه و تا زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، با تمامی قدرت و با دست باز به یکه تازی در تمامی عرصه های سیاسی و اقتصادی و … ایران بپردازد.
چرا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲  پیروز شد؟
سید محمد موسوی
مقدمه
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از مهم ترین تحولات تاریخ معاصر ایران است. این کودتا باعث شد تا دولت دکتر محمد مصدق، پس از سه سال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات عدیده ای که از ناحیه ی داخل و خارج بر آن تحمیل شده بود، از بین رفته و پهلوی ها و شخص محمد رضاشاه پهلوی به حکومت مطلقه بازگردد و بیش از سه دهه و تا زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، با تمامی قدرت و با دست باز به یکه تازی در تمامی عرصه های سیاسی و اقتصادی و … ایران بپردازد. اما بواقع چه اتفاقی افتاده است که کشورهای خارجی و همدستان و مزدوران داخلی آن ها توانسته اند بدون ایجاد هیچ مشکلی به انجام کودتا پرداخته و حکومت مصدق که دارای پشتوانه ی مردمی بود را از بین ببرند؟ به نظر می رسد برای پاسخ به این سوال می بایست دو دسته دلایل را عنوان کرد:۱: دلایل و عوامل خارجی  ۲: دلایل و عوامل داخلی. در ادامه سعی شده است تا به تشریح این عوامل پرداخته شود.
الف: عوامل خارجی
در دروان حکومت قاجار به تدریج کشورهای خارجی و در راس آن ها انگلستان و روسیه در ایران نفوذ پیدا کرده و در راستای منافع ملی خود به چپاول منابع و ثروت های ملی ایرانیان پرداخته اند. با کشف نفت در خوزستان و تاسیس شرکت نفت انگلیس و ایران و تعمیق نفوذ این کشور در ایران، دایره ی منافع این کشور در ایران گسترده شده و این کشور تحت هیچ شرایطی حاضر به عقب نشینی از منافع نامشروع خود در ایران نشد. با روی کار آمدن دولت ملی دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت و خلع ید انگلیسی ها از تاسیسات نفتی جنوب، این کشور به واکنش در مقابل آن پرداخته و وقتی نتوانست از طرق مشروعی نظیر شکایت به دیوان لاهه و … به جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت نایل گردد، به فکر انجام کودتا بر علیه مصدق و ریشه کردن کردن مشکل افتاد. آمریکا نیز پس از جنگ جهانی دوم و با خروج از لاک انزاوگرایی، به تدریج به دنبال نفوذ در دنیای خارج بود. اما وجود دشمن ایدئولوژیک و استراتژیکی نظیر اتحاد جماهیر شوروی یک خطر بالقوه و بالفعل برای پیگیری این سیاست بود. از آنجایی که در آن زمان حزب توده در ایران دارای قدرت بسیاری بود و این حزب از فضای باز سیاسی که در دولت مصدق ایجاد شده بود، برای گسترش نفوذ و نمایش قدرت خود استفاده می کرد، آمریکا تصور می نمود که ممکن است ایران به دست حزب توده افتاده و این کشور به جرگه ی کشورهای کمونیستی و مخالف آمریکا تبدیل گردد. انگلستان نیز به این تصور آمریکایی ها دامن زده و سعی می کرد تا با این کار آن ها را با خود همراه نماید. بعلاوه، ایران به لحاظ منابع نفتی و شرایط ژئوپلتیک کشوری بسیار پراهمیت بوده و می توانست جای پای محکمی برای آمریکا باشد تا از طریق آن به تعمیق و گسترش نفوذ خود در منطقه ی استراتژیک و ژئوپلتیک خاورمیانه بپردازد. بنابراین نفوذ و قدرت کشورهای خارجی در طول تاریخ معاصر ایران و تهدید منافع آن ها در دولت ملی دکتر مصدق باعث شد تا این کشورها(انگلستان و آمریکا) از طریق سلطنت طلبان و مزدوران و عمال آن ها دست به کودتا زده و دولت حاکم بر ایران را تغییر دهند. در واقع ملی شدن صنعت نفت باعث به حرکت درآوردن بازیگران خارجی از جمله انگلستان و امریکا و طرفداران آن ها در درون کشور برای جلوگیری از به خطر افتادن منافعشان گردید. اما بدون تردید این مسأله همه ی ماجرا نبوده و اگر دلیل موفقیت کودتا را تماما خارجی بدانیم به بیراهه رفته و گرفتار توهم توطئه می شویم. بنابراین برخی از عوامل داخلی باعث شد تا موفقیت کودتا تضمین گردیده و بستری را برای نفوذ کشورهای خارجی و انجام کودتا فراهم گردانند.
عوامل داخلی
۱٫    چنددستگی در بین نیروهای سیاسی: حکومت مصدق از ضعف‌های درونی رنج می‌برد که خود از بافت قدرت در ایران مانند وجود شاه و دربار و تشتت و گروه گرایی در مجلس ناشی می‌شد. ابزار قدرت مانند ارتش، پلیس، سازمان‌های اطلاعاتی و دستگاه قضایی نیز عملا در دست مصدق نبودند. چند دستگی و فرقه‌گرایی مزمن در بین نیروهای سیاسی – اجتماعی و مذهبی نهضت، یکی از عوامل شکست این نهضت بود. این تفرقه بعدها منشا بسیاری از گفت وگوهای انتقادی میان طرفین گردید و هر یک با سخنان خود دیگری را متهم به ایفای نقش در این زمینه نمودند. نهضت ملی کردن صنعت نفت در اوج مناقشات سیاسی داخلی ایران رخ داد و بنابراین فرقه گرایی و چند دستگی، رقابت های شخصی و خطر خشونت‌های سیاسی بر سیاست‌های دوران مصدق سنگینی می‌کرد. قدرت مصدق بر انبوهی از نیروهای اجتماعی – سیاسی و تمایلات متعارض و متفاوت استوار بود که گاهی با هم  در تعارض شدید بودند و مصدق در سازماندهی این نیروها در قالب تشکل سیاسی قدرتمند و به کارگیری آن ها موفقیت چندانی کسب نکرد.(۱)
۲٫    اختلاف بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی: یکی از دلایل اصلی ملی شدن صنعت نفت و همچنین بقای دکتر مصدق در قدرت، شخص آیت الله کاشانی و حمایت وی و طرفدارانش بود. این مسأله بخصوص در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ نمود داشته و باعث شد تا علاوه بر پست نخست وزیری، وزارت دفاع نیز به مصدق داده شود. اما به‌تدریج بین این دو رهبر ملی و دینی اختلافات ریشه‌داری روی داد؛ به‌گونه‌ای‌ که وقتی دکتر مصدق تقاضا کرد که لایحه ی اختیارات او برای ۶ ماه تمدید شود، این ‌بار کاشانی در مقام ریاست مجلس، نامه‌های تندی نوشت و این اختیارات را خلاف قانون اساسی اعلام داشت و به مصدق اعتراض کرد.(۲) “اختلافات دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در مسایلی مانند تمدید لایحه ی اختیارات دکتر مصدق، اجرای پاره ای از احکام شرعی در خصوص منع فروش مشروبات الکلی و همچنین نوع عزل و نصب ها و چگونگی تنظیم قرارداد جدید نفت، سبب بروز شکاف عمیقی میان رهبران نهضت و نمایندگان طرفدار آن ها شد و سیل اتهامات و تبلیغات سیاسی علیه یکدیگر آغاز و پی گرفته شد”.(۳) این اختلافات نهایتا منجر به تضعیف کلیه ی نیروهای ملی و دینی ای که خواستار استقلال و آزادی ایران بودند گردید و شاه و حامیان داخلی و خارجی آن از این فرصت استفاده کرده و به انجام کودتا مبادرت ورزیدند.
۳٫    مشکلات اقتصادی و معیشتی: برای مصدق ملی شدن صنعت نفت بیش از این که یک موضوع اقتصادی باشد یک موضوع سیاسی بود و او همواره این موضوع را با آمریکایی ها مطرح کرد. در واقع وی به صنعت نفت به عنوان یک موضوع سیاسی و استعماری نگاه می کرد که می بایست از بین برود و با ملی شدن آن یکی از نمادهای کور استعمار در ایران نابود گردد. به همین خاطر وی از مشکلات اقتصادی که در درون دولتش و به دنبال ملی شدن صنعت نفت و خروج انگلیسی ها از صنایع نفتی جنوب و عدم فروش حداقل نفت استخراجی ایران شکل گرفته بود غافل ماند و حتی اگر مبنا را بر عدم غفلت دولت وی از مسایل و مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور بدانیم، آن ها نتوانستند در بازه ی زمانی کوتاه مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را حل کنند و این مسأله نهایتا منجر به دلسردی مردم و ایجاد فضای مناسب برای کودتا در کشور شد. فعالیت ها و تبلیغات حزب توده در جهت شعارهای برابری و حقوق کارگران نیز بر وخامت اوضاع افزود و عده ای را از جمع طرفدارن مصدق خارج کرد و به دایره ی مخالفان و یا منتقدان وی افزود.
۴٫    فعالیت های حزب توده: انقلاب مشروطه و تاسیس مجلس شورای ملی باعث شد تا به تدریج احزاب و تشکل های سیاسی در کشور تاسیس گردد. با استقرار حکومت کمونیستی در مرزهای شمالی ایران و انتشار افکار کمونیستی در ایران – که ابتدا از طریق قفقاز و مرزهای آذربایجان و سپس با حضور سربازان شوروی در گیلان و انزلی، از آن طریق وارد ایران گردید – عده ای جذب این افکار شدند. نهایتا با حمایت شوروی حزب توده بعنوان یک حزب کمونیستی تشکیل گردید. این حزب در دوران مصدق آزادی عمل بسیاری بدست آورد و در راستای اهداف خود که از طرف شوروی دیکته می شد به اقداماتی از قبیل اعتصاب در تاسیسات صنعتی و تظاهرات خیابانی می پرداخت و از جو آزادی بیانی که در دوران مصدق ایجاد شده بود سوءاستفاده می کرد. فعالیت های این حزب نهایتا منجر به تضعیف دولت مصدق گردید، چرا که باعث می شد تا دولت وی وقت و توان بسیاری برای مقابله با فعالیت های این حزب صرف کند و از انجام اقدامات اساسی تری که می توانست به مقابله با کودتا منجر گردد غافل باشد. از سوی دیگر سیاست حزب توده در هماهنگی کامل با سیاست‌های انگلیس برای بی‌آبرو کردن مصدق و ایجاد شکاف و تفرقه در صفوف طبقات جامعه و تضعیف نهضت و سقوط مصدق قرار داشت. این حزب در تبلیغات خود رهبران جبهه ی ملی را «عوام فریب» و مصدق را «آخرین تیر ترکش استعمار» معرفی می کرد. حزب توده با پیروی از سیاست ابراز دشمنی آشکار، تضعیف مصدق و ایجاد تقرقه در صفوف نهضت در زمان کودتای ۲۸ مرداد به کلی از حرکت باز ایستاد و منتظر ماند تا هم نهضت و خودش را بکلی قلع و قمع کنند.(۴)
۵٫    عدم برخورد قاعده مند با دربار و شاه: شاه از سیاست ها و اقدامات مصدق و دولت وی راضی نبود و مصدق نیز پس از قائله ی ۳۰ تیر به محدود کردن بیش از پیش شاه و نیروهای سلطنتی و نظامیان وفادار به وی پرداخت و برخی از اعضای خانواده وی را از کشور اخراج کرد. اما وی نتوانست به صورت ساختاری و یکپارچه دخالت خانواده ی پهلوی و درباریان و عمال آن ها در سیاست را متوقف کند و شاید وقت آن را نیز پیدا نکرد. اما همین نفوذ و قدرت شاه و دربار بود که نهایتا توانست با اتکای به همراهی ارتشیان و مزدوران شهری و با حمایت و نظارت کامل آمریکا و انگلستان کودتای ۲۸ مرداد را انجام داده و دولت ملی دکتر مصدق را از بین ببرد. شاید اگر مصدق به صورت قاعده مند تری و با استفاده از ابزارهای قانونی به قطع کامل دخالت شاه و درباریان و پاکسازی عمال دربار از ارتش و ادارات اقدام می کرد، جلوی کودتا گرفته می شد و نتایج نهضت ملی ایرانیان از بین نمی رفت. هر چند عده ای معتقدند که این قبیل اقدامات با روح دموکراسی که مصدق به آن اعتقاد داشت در منافات است، اما دست روی دست گذاشتن و عدم اجرای برنامه ای چهارچوبمند برای مقابله با نفوذ دربار بر علیه مصدق، نهایتا به براندازی وی منجر شد.
۶٫    اشتباهات دکتر مصدق: از جمله اشتباهات فاحش دکتر مصدق انتخاب افرادی نامطلوب در کابینه بود. برای مثال سرلشکر وثوق که عامل کشتار ۳۰ تیر بود به وزارت جنگ منصوب گردید. این مسأله باعث شد تا آیت الله کاشانی به مصدق نامه نوشته و به این امر اعتراض کند. اما دکتر مصدق به نامه ی کاشانی اعتناء نکرده و خواستار عدم دخالت وی در مسایل سیاسی شد.(۵) همچنین وی از قوام حمایت کرد و وی را آزاد گذاشت، که این مسأله نیز به مخالفت آیت الله کاشانی منجر شد. بدون تردید این مسایل باعث شد تا وی از آیت الله کاشانی فاصله گرفته و شکاف بین نیروهای دینی و نیروهای ملی علت اصلی تضعیف دولت مصدق و پیروزی کودتاچیان گردد.  از اشتباهات دیگر مصدق آزادگذاشتن دست مطبوعات در آن شرایط بحرانی بود، که این مسأله باعث سوء استفاده مخالفین از جو آزادی بیان بر علیه دولت وی شد. در روزهای پیش از کودتا حمله‌های مطبوعات به مصدق، ابعاد جدید و خطرناکی می‌یافت و وی را نه‌تنها به داشتن ارتباطات کمونیستی و نقشه برای برانداختن تاج و تخت سلطنت، بلکه به داشتن پیوندهای خانوادگی با یهودیت و هواداری از انگلستان هم متهم می‌کردند.(۶) همچنین در این روزها عده ای به مصدق هشدار می دادند که ممکن است شاه و عمال آن به فکر کودتای نظامی باشند، اما مصدق این حرف ها را جدی نمی گرفت و برای مقابله با کودتای احتمالی هیچ برنامه ای نداشت. حتی برخی معتقدند که فرصت‌هایی برای مصالحه پیش آمد اما مصدق از آن استفاده نکرد و لذا در شکست حل و فصل مناسب مسأله ی نفت، او را مقصر می‌دانند. از جمله ی این فرصت‌ها ارائه ی پیشنهاد میانجیگری توسط بانک جهانی برای از سرگیری صادرات مجدد نفت ایران تا توافق نهایی بود. این پیشنهاد از سوی مصدق رد شد. این عده معتقدند که وی با رد این پیشنهاد بزرگترین خطای  دوران زمامداریش را مرتکب شد. اشتباهی که نهضت ملی ایران را با شکست روبرو ساخت و ضربه ی سنگینی بر استقلال و جنبش مردم ایران وارد آورد.(۷) هر چند این مسایل می توانند تا حدودی به واقعیت نزدیک باشد، اما اگر هدف مصدق را ملی کردن تمام و کمال صنعت نفت بدانیم و هدف تمامی بازیگران خارجی از جمله انگلستان، آمریکا و بانک جهانی را تعدیل این خواسته و مبانجیگری بین انگلیس و ایران، در آن صورت ملاحظه می گردد که تا حدودی بین اهداف این دو دسته تناقض وجود داشت، یعنی اگر تعدیل خواسته های دولت ملی مصدق مساوی با تعدیل ملی شدن صنعت نفت و رضایت دادن به نوعی تسهیم مجدد سهام شرکت نفت(مثلا بر مبنای ۵۰-۵۰ یا کنسرسیوم فروش و …) بوده باشد، در آن صورت دیگر چیزی بنام ملی شدن اتفاق نمی افتاد. این موضوع دقیقا هدفی بود که انگلستان بدنبال آن بود و نمی خواست با ملی شدن صنعت نفت دست وی به صورت کامل از ذخایر نفتی ایران قطع گردد و به هژمونی منطقه ای اش لطمات جدی وارد شود. بنابراین مصدق تا حدودی می توانست با انگلستان وارد مذاکره و مصالحه شود که به اصل ملی شدن نفت خللی وارد نشود.
فرجام
بعنوان جمع بندی می توان این گونه نتیجه گرفت که مجموعه ای از دلایل و عوامل داخلی و خارجی منجر به موفقیت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گردید. نفوذ روبه تزاید کشورهای خارجی، که از زمان قاجاریان شروع شده بود و با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم تداوم پیدا کرد، باعث شد تا در زمانی که این کشورها(انگلستان و آمریکا) احساس کردند که ملی شدن صنعت نفت و حاکمیت دولت مصدق منافع آن ها را به خطر انداخته و موجب ضربه به هژمونی آن ها در سطح منطقه می گردد، به کمک دربار و عمال داخلی دست به کودتا زده و حکومت مصدق را از بین ببرند. اما این مسأله بر روی بستری از مشکلات داخلی از قبیل چند دستگی در بین نیروهای سیاسی کشور(ملی،مذهبی و …)، مشکلات عدیده ی اقتصادی و معیشتی، اختلاف دکتر مصدق و آیت الله کاشانی، تبلیغات و اقدامات منفی حزب توده بر علیه مصدق و دولت وی،عدم برخورد ساختاری و قاعده مند با نفوذ و قدرت شاه و درباریان و برخی اشتباهات دولت ملی و شخص مصدق ، منجر به موفقیت کودتا شد.
پی نوشتها
(۱)    محمود فاضلی، دلایل وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،تاریخ رجوع:۱۱/۵/۱۳۹۵، دایره المعارف بزرگ اسلامی،قابل دسترس در:
http://www.cgie.org.ir/fa/news/24298
(۲)    مصطفی الموتی، ایران در عصر پهلوی، چاپ پنجم،تهران، پکا، ۱۳۶۸، ص ۱۳۲٫
(۳)    یعقوب توکلی، بازخوانی کودتای آمریکائی- انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فصلنامه زمانه، شماره ۱،تاریخ رجوع:۴/۵/۱۳۹۵، قابل دسترس در:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/85017
(۴)    محمود فاضلی، پیشین.
(۵)    جواد منصوری،سیر تکوینی انقلاب اسلامی،چاپ دوم،تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، ۱۳۷۵، صص ۹۷-۹۸٫
(۶)    طلعت ده پهلوانی، عوامل داخلی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،پژوهشکده باقر العلوم،۱۳۹۵٫
(۷)    محمود فاضلی،پیشین.