بررسی راه ها و شگردهای استکبار در اسلام هراسی
1396/6/6
رحمن غریبی
بررسی راه ها و شگردهای استکبار در اسلام هراسی
استکبار همیشه در طول زمان¬های مختلف دارای انگیزه¬های مختص به خود بوده است که در این راستا، از شگردهای مختلفی بهره می¬برد تا بتواند به این انگیزه¬ها دست یابد.
نویسنده: رحمن غریبی
چکیده
استکبار همیشه در طول زمان¬های مختلف دارای انگیزه¬های مختص به خود بوده است که در این راستا، از شگردهای مختلفی بهره می¬برد تا بتواند به این انگیزه¬ها دست یابد.
این شگردها در طول زمانهای مختلف از تحول و تطورات خاص برخوردار می باشد به طوریکه در هر مقطعی از زمان به یک ابزار و شیوه جدیدی تمسک می¬جویند. دراین مقاله سعی بر آن شده است که طرق و شگردهای مختلف استکبار جهانی از جمله راهبردهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و امنیتی را که به واسطه آن¬ها بتواند به یکی از اهداف خود که اسلام هراسی در دنیا می¬باشد و از آن بعنوان یک ابزار استفاده نماید، برسد اشاره می¬شود.
کلید واژگان: استکبار، اسلام هراسی، اهداف
فصل اول: کلیات
در این فصل به کلیات مقاله از جمله مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق و… می¬پردازیم.
أ-مقدمه
خاورمیانه به دلیل موقعیت برتر و مهمی که در جهان دارد همواره مورد طمع کشورهای استکباری قرار گرفته است، استکبار امروزه به عنوان کشورهای امپریالیستی با توجه به منافع خود و همچنین موقعیت ویژه خاورمیانه و دارا بودن ظرفیتهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… ، راهبردهای را در منطقه پیگیری نموده است و همیشه برای رسیدن به این راهبردها از ابزارها و وسایل مختلفی استفاده می¬نماید که یکی از آن ها اسلام هراسی می باشد.
در این مقاله سعی نگارنده بر آن است که در شش فصل که مشتمل بر بیان کلیات، واژه شناسی و تجزیه و تحلیل می باشد بتواند تا حدی که خواننده را قانع نماید به بیان موضوع بپردازد.
ب- بیان مسئله
استکبار به معنای عام آن همیشه در طول تاریخ برای تداوم به اهداف پلید خود و تسلط بر جامعه توانسته¬اند از شگردهای متعدد و مختلفی استفاده نمایند که یکی از این راه¬ها که در چند دهه اخیر همیشه به عنوان یک ابزار از آن استفاده نموده¬اند، اسلام هراسی بوده است.
گسترش دین مبین اسلام در چند دهه اخیر بعنوان دومین دین آسمانی در میان ملتهای غربی خصوصاً اروپا باعث شده است که سرمداران این کشورها و حکومتهای وابسطه آنها در منطقه خاورمیانه از این گسترش به هراس افتاده و همچنان این دین را بعنوان بزرگترین تهدید خود می‌دانند.
لذا استکبار بهترین وسیله خود را در راه رسیدن به اهداف خود و تداوم آن¬ها معرفی اسلام، به عنوان یک عامل تهدید کننده جامعه بشریت بویژه غرب می‌باشد که امروزه از آن بعنوان اسلام هراسی یاد می¬شود.
ج- اهمیت و ضرورت تحقیق
یکی از اهداف استکبار بقای خود در جامعه می‌باشد که در مقاطع مختلف تاریخی برای رسیدن به این هدف از شیوه¬ها و عناوین مختلف راه¬ها استفاده نموده و یکی از این راه¬ها همیشه حذف دشمن خود بوده است.
استکبار به دنبال ایجاد توهم و ساختن دشمن فرضی می¬باشد. لذا استکبار یکی از دشمنان فرضی که برای خود متصور شده و از ان استفاده ابزاری نموده، بدبینی اسلام می‌باشد و به یک شگرد خاص که در فضای سیاسی از آن به عنوان اسلام‌هراسی یاد می¬شود، استفاده می¬نماید.
بدین دلیل شناخت راه¬هایی که استکبار از آن ها استفاده می نماید از بایسته های اصلی شناخت، استکبار می باشد که باید به آن¬ها توجه ویژه¬ایی شود.
دراین باره با توجه به اهمیت موضوع می¬توان گفت، هر چند در پیرامون این موضوع در حد اطلاع نگارنده به کتب و پایان نامه هایی به زبان فارسی تدوین شده است و کتابها و مقالاتی به آن ها دست یافته¬ام چندان به طور جامع به بررسی موضوع نپرداخته و کافی به نظر نمی¬رسد. چون اکثر آن ها به صورت مجزا و موردی به اهمیت موضوع پرداخته¬اند.
د- اهداف تحقیق
در نگارش این مقاله اهداف کلی زیر مد نظر می باشد.
۱-روشن شدن چرایی و چگونگی استکبار
۲-تبیین راه¬های مورد استفاده استکبار در رسیدن به اهداف خود
۳-تبیین عوامل اسلام هراسی استکبار در رسیدن به اهداف خود
۴-تبیین راه¬های رسیدن به اسلام هراسی
هـ – سوالات تحقیق
اساسی ترین سوالاتی که دراین تحقیق می تواند مطرح باشد، سوالات زیر هستند.
۱-استکبار دارای چه مشخصاتی می باشد؟
۲-راه¬های رسیدن استکبار به اهداف خود چیست؟
۳-استکبار از چه طریقی از اسلام هراسی بهره می برد؟
و- فرضیه های تحقیق
۱-استکبار از قدیم دارای مشخصاتی بوده است
۲-استکبار برای رسیدن به اهداف خود از راه¬های گوناگونی بهره برده است.
۳-استکبار از اسلام هراسی برای رسیدن به اهداف خوداستفاده نموده است.
ز- پیشینه تحقیق
این موضوع، در غالب کتب جدید و مقالات علمی به طور پراکنده و مختصر، با توجه به اهمیت آن مطرح شده است و نظر به گستردگی مبحث استکبار و اسلام هراسی تحت عنوان بابت خاصی، خصوصاً در کتب سیاسی و میان رشته¬ایی، تمام مسایل به آن¬ها را مطرح نکرده اند، بلکه در ضمن کتابهای سیاسی- اجتماعی آن را بیان نموده¬اند.
ح- روش تحقیق
روش تحقیق در این نوشتار، توصیفی تحلیلی است؛ بدین معنی که کتب، مقالات، گزارش ها و مباحث مربوط به موضوع مطالعه و پس از طرح و توضیح به منظور دست یافتن به نتایج مطلوب به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخته شده است، و گاه نیز در پایان هر مبحث استدلال نتیجه¬ی حاصل از آن ارایه می-شود.
ط- موانع و تنگناها
چنانچه که در پیشینه گفته شده، غالب کتاب¬های سیاسی و اجتماعی در این زمینه بحث نموده¬اند، اما این در حالی است که مباحث مطروحه به صورت جامع تحت عنوان فصل یا بابی بیان نگردیده، بلکه در فصول مختلف و به صورت گسترده از آن بحث شده و همین پراکندگی و گستردگی مطالب در آن¬ها، باعث شده که دراین نوشتار به مطالعه عمیق و وسیعی در این حوزه¬ها نیاز باشد و همین نگارنده را بر آن داشت در حد توان از آن¬ها استفاده کند.
با توجه به اینکه عنوان تحقیق، «استکبار و اسلام هراسی» می¬باشد، که همین امر باعث شده نوشتار تا حدی گسترده شود، ولی سعی نگارنده بر آن بوده است که مطالب به صورت مختصر در حد ادای مطلب بیان می‌شود.
ب- ساختار تحقیق
این نوشتار پس از ذکر کلیات که مشتمل بر بیان تعریف یا اهمیت، ضرورت، پیشینه و… می¬باشد به پنج فصل زیر با عناوین فرعی تقسیم می¬شود، که در نهایت با جمع بندی و نتیجه گیری تحقیق به پایان می‌رسد.
فصل اول: واژه شناسی موضوع
فصل دوم: راهبردهای اقتصادی استکبار در اسلام هراسی
فصل سوم: راهبردهای فرهنگی استکبار در اسلام هراسی
فصل چهارم: راهبردهای سیاسی استکبار در اسلام هراسی
فصل پنجم: راهبردهای نظامی و امنیتی استکبار در اسلام هراسی
فصل دوم: واژه شناسی موضوع
در این فصل بنا به اهمیت موضوع به تعریف لغوی و اصطلاحی کلید واژگان تحقیق می پردازیم.
۲-۱-معنای استکبار
استکبار دارای معنای لغوی و اصطلاحی می¬باشد که در این بخش به صورت مختصر به آن اشاره می-نمائیم.
۲-۱-۱- معنای لغوی استکبار
استکبار از ریشه «ک- ب- ر» و به معنای برتری خواهی۱، امتناع از پذیریش حق از روی عناد و تکبر۲ و خود بزرگ بینی دروغین۳ است.
۲-۱-۲- معنای اصطلاحی استکبار
استکبار از نظر صرفی متعدی است و به مفعول نیاز دارد؛ اما در اغلب موارد مفعولی برای آن ذکر نمی¬شود و در چنین مواردی معمولاً مفعول، همان فاعل است, یعنی شخصی خود را بزرگ می شمارد و از این رو گردن کشی و سرپیچی می کند.۴
واژه استکبار گاه با حرف «عن» متعدی می شود که به معنای روگردانیدن و پشت کردن است و گاه با حرف «علی»وبه معنای گردنکشی و تجاوز به حقوق دیگران است.۵
۲-۱-۳- مصادیق استکبار
الف- عُتُوّ:ماده « عُتُوّ» و برخی مشتقات آن که در قرآن کریم به کار رفته به معنای استکبار است.۶
ب- عدم تمکین: اقسام معنای استکبار عدم تمکین و تواضع در برابر فرمان خداوند و انبیای الهی می باشد.۷
ج- استکبار کفار: مصداق استکبار در قرآن نیز کفار می¬باشد، همچنان که خداوند در قرآن کریم می-فرماید «وَ اَما الّینَ کفَروا اَفَلَم تکن إیتی تُتلی…….. مُجرمین»۸ که در این آیه بیان کننده استکبار و عدم پذیرش (آیات) و دستورات الهی از سوی کافران است.
د- استکبار امم: مصداق استکبار درقرآن نیز به معنای استکبار امم می¬باشد، هم چنان که خداوند در قرآن کریم می¬فرماید «وَلَقَد ءاتینا موسَی الکتب و قَفینا من بَعدهٍ……………. فریقاً تَقتُلون»۹
استکبار و سرپیچی امتها را از بعضی فرمانهای الهی که پیامبران از جانب خداوند آورده و مطابق میل آنها نیست و همچنین تکذیب برخی پیامبران و نقل برخی دیگر را توسط مستکبران بیان می¬کند.
هـ- رذایل اخلاقی: استکبار، از دیدگاه برخی، چون دربردارنده مفاهیم خود بزرگ بینی، فخر فروشی و برتری طلبی است به طور کلی خُلقی ناپسند و صفتی مذموم است.
و- فرق استکبار با استضعاف: استضعاف برخلاف استکبار هست که لزوماً بیان کننده وصفی مذموم یا ممدوح در شخص مستضعف نیست، بلکه طرز تلقی یا عمل خاص دیگران را بیان می¬دارد، از این رو در قرآن کریم بیشتر صیغه¬های فعلی استضعاف به صورت مجهول «استضعفوا» آمده است، یعنی ضعیف شمرده شدند یا به ضعف کشانیده شدند.۱۰
ز- از فرد به فرد: استکبار، گاه از فرد یا گروه یا جامعه¬ای نسبت به دیگر افراد، گروه¬ها و جوامع ضعیف سر می¬زند که همان طلب سیطره بزرگی کردن بر دیگران است؛ مانند «إنَّ فِرعون عَلا فی الارض و جَعل….. طایفه مِنهم»۱۱ و «واستکبروا هُوَ و جُنُوده فی الارض بغیر الحق….»۱۲
این آیات درباره رفتار متکبرانه فرعون و لشکریانش با مردمی است که در محدوده فرمانروایی وی زندگی می¬کرده¬اند.
ط- از فرد به خداوند: گاه این پدیده شوم (استکبار) در ارتباط با فرمان¬های الهی و عبادت خداوند بروز می¬کند.
۲-۲-معنای اسلام هراسی
با توجه به استفاده بیش¬تر لغت اسلام هراسی در تحقیق، دراین قسمت از تحقیق به بیان معنای لغوی و اصطلاحی و مفاهیم مرتبط با این واژه می¬پردازیم.
۲-۲-۱-معنای لغوی اسلام هراسی
اسلام هراسی از دو کلمه اسلام و هراس به معنای دین اسلام و هراسیدن و خوف و ترس است اما امروزه اسلام هراسی در لغت، واژه¬ایی سیاسی است که مربوط به دوران معاصر به معنای ایجاد نوعی تصور ذهنی منفی نسبت به اسلام و مسلمانان در ذهن مردم جهان می باشد.۱۳
اسلام هراسی معادل واژه انگلیسی آن (Islamphobia) می باشد.۱۴
۲-۲-۲- معنای اصطلاحی اسلام هراسی
اسلام هراسی مفهومی است که به ترس، پیش داوری و تبعیض غیرعقلانی در قبال اسلام و مسلمانان اشاره دارد. مضمون اسلام هراسی آن است که دنیای اسلام به طور اعم و مسلمانان مقیم کشورهای غربی به طور خاص منشأ تهدید و خطر برای مردم، فرهنگ و تمدن غربی تلقی شوند. به طور کلی اسلام هراسی بر این مطلب دلالت دارد که اسلام هیچ اشتراکی بادیگر مذاهب و فرهنگ ها ندارد؛ یک دین خشونت بار، متحجر و نابردبار است و تمدن اسلامی نسبت به تمدن غربی در درجه پایین¬تری قرار دارد و بیش از این که دین باشد یک ایدئولوژی سیاسی است. براین اساس، مسلمانان همواره تهدید کننده¬ی ارزش¬های ملی و فرهنگ غرب معرفی می¬شوند.
ازاسلام هراسی تعاریف دیگری نیز ارایه شده است. به عنوان نمونه اسلام هراسی به عنوان گرایشی که تلاش دارد قومیت (یعنی اعراب) را با دین (اسلام) و سیاست (تروریسم، اصول گرایی) مرتبط سازد تعریف شده است.۱۵
۲-۲-۳- مفاهیم پیرامونی اسلام هراسی
دراین قسمت از تحقیق به دلیل گستردگی واژه اسلام هراسی در سایر علوم و ارتباط آن از نظر معنایی به شرح مختصری از واژه شناسی آن می¬پردازیم.
الف)مخالفت ها با کاربرد مفهوم اسلام هراسی
مخالفان کاربرد اسلام هراسی معتقدند این اصطلاح اغلب مورد سوء استفاده قرار می¬گیرد و نقد مشروع از اسلام را تخریب می¬کند. مخالفان، اصطلاح اسلام هراسی را توهم و اسطوره می¬نامند. به عنوان نمونه سلمان رشدی به همراه نویسندگانی دیگر در مارس ۲۰۰۶ م بیانیه ای را با عنوان «همراه با هم در مواجهه با تمامیت خواهی جدید» امضا کردند و در آن مفهوم اسلام هراسی را مفهومی تاسف انگیز نامیدند که نقد اسلام به عنوان یک دین و بدنام کردن معتقدان به آن را در هم می¬آمیزد. این گروه ترس از اسلام را امری توجیه پذیر و در بسیاری موارد اجتناب ناپذیر می¬دانند.
ب)مفاهیم مرتبط
اسلام هراسی غالباً درارتباط با مفاهیم زیر به کار برده می شود:
۱-اسلام سیاسی:اصطلاح «اسلام سیاسی» (Political Islam)متناسب با گفتمان «گفتمان سکولار» شکل گرفته است. این مفروض که دین از سیاسیت جداست، منجر می شود تا برخی «اسلام» را یک مقوله «دینی» ذاتاً «غیرسیاسی» بدانند و جریان های اسلامی ای در حوزه سیاست فعال هستند را امری «خارج از عرف دین» ارزیابی کنند و با اطلاق «اسلام سیاسی» آن را به نوعی از جریان اصلی اسلام متمایز سازند. عمده نویسندگان غربی از این منظر «اسلام سیاسی» را می نگرند و آن را تهدیدی برای گفتمان لیبرال-دموکراسی ارزیابی می کنند.۱۶
۲-اسلام گرایی: واژه «اسلام گرا» (Islamist) برای آن دسته از افراد یا جریان های اسلامی به کار گرفته می شود که بر این اعتقادند که باید «هویت اسلامی» را در مرکز و کانون تحلیل قرار دادو براساس آن، تمامی مولفه های حیات (فردی – جمعی) را فهم و عملیاتی کرد.۱۷
۳-بنیاد گرایی: وعنای واژه «بنیادگرایی» (Fundamentalism) متأثر از رقابت های ایدئولوژیک پروتستان های انجیلی و کاتولیک ها در دهه ۲۰ میلادی است که طرح ایده رجوع به اصول اولیه دین مسیحیت، آن هم بی توجه به مقتضیات زمانی و مکانی هستیم که نوعی تصلب را تداعی می کرد. متعاقب آن «بنیادگرایی اسلامی» طراحی شد که هرگونه حرکت اسلامی را که با مظاهر جهان مدرن مخالف باشدو بازگشت به میراث اولیه را آن هم بدون هیچ گونه تغییر و تحول در آن تجویز می کند، شامل می شود. بنیادگرایی با این معنا، تصویری منفی از اسلام عرضه می¬دارد که بیشتر با «جمود» و «تصلب» همراه می¬شود.۱۸
۴-اصول گرایی: «اصول گرایی» دلالت بر ضرورت مراجعه به اصول اولیه دین (نص و سیره) دارد و براین نکته تاکید دارد که نمی¬توان بدون توجه به این مبانی، مسائل را تحلیل و احکام آن ها را به دست آورد. این تلقی از اصول گرایی ضرورتی با «تصلب» ندارد و می تواند کاملاً «به روز» و «کارآمد» باشد. لذا اصول گرایی منطبق با «بنیاد گرایی» نیست و می توان بنیاد گرایی را نوعی اصول گرایی (البته به شکل ناقص و غیرکارآمد) ارزیابی کرد.۱۹
ج-ابعاد و شیوه ها
اسلام هراسی غالباً در شیوه های زیر بروز می¬یابد:
۱- توهین به مسلمانان ۲-توهین به مقدسات اسلامی ۳-خشونت فیزیکی ۴-تبعیض ۵-پیش داوری ۶-طرد
د- زمینه تاریخی
از اسلام هراسی به عنوان واژه ای جدید برای ترس های قدیمی یاد شده است. برخی از پژوهشگران بر این باورند ترس و تنفر غرب از اسلام جددی نیست و به قرن هشتم میلادی باز می گردد. این گروه به تجربه های تاریخی اسپانیا (اندلس) جنگ های صلیبی و اعصار پس از آن اشاره می¬کنند. ۲۰ در این تحلیل توسعه و گسترش اسلام و تشکیل جوامع و حکومت های اسلامی نظیر تسخیر و حکومت ۸۰۰ ساله مسلمانان بر اندلس، نزدیک به دو قرن جنگهای صلیبی میان مسلمانان و مسیحیان و نیز تسخیر بیزانس که مرکز دینی مسیحیت شرقی محسوب می شد در قرنهای ۱۶ تا ۲۰ میلادی مورد توجه قرار می گیرد. ۲۱
علت¬ها و دلایل اسلام هراسی در دوران معاصر
مهاجرت و افزایش جمعیت مسلمانان
در پی جنگ جهانی دوم گروه های متعددی از مسلمانان در جستجوی شغل و پناهگاهی برای در امان ماندن از ظلم های سیاسی و فرصتهای زندگی بیشتر در مقایسه با وطنهای خود به اروپا آمدند. در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی روند مهاجرت ها تشدید یافت. طولانی شدن زمان این مهاجرت ها منجر به شکل گیری جوامع و اقلیت های مسلمان در کشورهای غربی و ظهور نسل های دوم و سوم ازاین مهاجران گردید. به دنبال این تحولات، به سرعت مشخص شد که این مهاجران، دیگر افرادی نیستندکه برای کار از کشورهای محل تولد خود به اروپا سفر کرده¬اند، بلکه آن¬ها برای همیشه در اروپا زندگی می¬کردند و نسل-هایی را یکی پس از دیگری به دنیا می¬آوردندکه هرگز مهاجرت نکرده بودند. بدین ترتیب، اسلام به عنوان یکی از مذهب‌های اصلی اروپا و تقریباً دومین مذهب بزرگ در برخی از این کشورها، مطرح شد.۲۲
مهاجرت مسلمانان به کشورهای اروپایی و تشکیل جوامعی متمایز در این کشورها در کنار عواملی همچون گرایش غیرمسلمان به اسلام و رشد جمعیت بیشتر مسلمانان به نسبت سایر سکنه این جوامع، باعث توسعه جوامع مسلمانان در جوامع غربی شده است. براساس پاره ای گزارش ها درسال ۲۰۱۰ میلادی حدود ۱۵ میلیون مسلمان در اروپا سکونت داشته¬اند که بر اساس برخی برآوردها این رقم در سال ۲۰۴۰ میلادی به ۵۰ میلیون نفر خواهد رسید. به عنوان نمونه در یک گزارش میزان زاد و ولد مهاجران مسلمان فرانسه سه برابر فرانسوی تباران ذکر شده است.۲۳
همچنین برخی از پژوهشگران براین باورند که مسلمانان مهاجری که بعد از پایان جنگ جهانی دوم به اروپا مهاجرت کردند به دلیل تعلق به طبقات پایین جامعه، سطح پایین تحصیلات، خاستگاه سنتی و عواملی ازاین دست، توانایی کمتری برای انطباق با فرهنگ اروپاییان را داشتند و این تصلب فرهنگی در میان نسل نخست مهاجران باعث به وجود آمدن نوعی پیش¬داوری و تنفرآمیز در میان اروپاییان در خصوص تمامی مسلمانان شد.۲۴
هـ – ایدئولوژی اسلام سیاسی
یکی از علت های شکل گیری و تشدی اسلام هراسی در دوران معاصر را ظهور ایدئولوژی اسلام سیاسی دانسته اند. اگر چه جنبه های سیاسی اسلام در طول تاریخ مورد توجه قرار داشته است اما در دوران معاصر گرایش های مختلف اسلامی بر ابعاد سیاسی اسلام تاکید مضاعفی داشته اند. تلاش های تبلیغاتی این جریان ها در کشورهای مختلف به ویژه از دهه ۱۹۷۰ میلادی تاثیر فراوانی بر اسلام هراسی داشته است. دراین میان جریان های سلفی با حمایت دولت¬هایی همچون دولت عربستان تبلیغات دامنه داری برای گسترش دیدگاه¬های خود به عمل آورده اند. امکانات مالی هنگفت و تبلیغات گسترده این جریان باعث شده است که مردم کشورهای غیرمسلمان بر اساس قرائتی که این جریان ها از اسلام ارائه می کنند تصور خود را از اسلام شکل دهند. همچنین جنبه¬ی دیگر تاثیرایدئولوژی اسلام سیاسی بر شکل-گیری اسلام هراسی را می توان در شکل¬گیری سازمان ها و گروه های سیاسی بنیادگرا همچون «جماعت المسلمین» و گروه «التکفیر و الهجره» و «الجهاد» و «القاعده» رصد و ارزیابی کرد.۲۵
و- اسلام به مثابه دیگری
بخش قابل توجهی از تحلیل درباره پدیده اسلام هراسی بر استراتژی اسلام به مثابه «دیگری» تاکید می کنند. در این تحلیل نقش ساموئل هانتینگتون و نظریه برخورد تمدن های او مورد توجه ویژه ای قرار می گیرد. هانتینگتون در این نظریه در پی آن بود تا از نظر مفهومی برخورد میان غرب و اسلام و مسلمانان را با ادعای برخورد اجتناب ناپذیر تمدنی میان اسلام و غرب، پیش بینی و تحلیل کند.۲۶
هانتینگتون دراین باره می نویسد مادامی که اسلام همچنان اسلام بماند و غرب نیز غرب بماند، نزاع بنیادین میان این دوتمدن و روش زندگی، روابط آن ها را در آینده نیز تعریف خواهد کرد؛ درست همان گونه که در ۱۴ قرن گذشته صورت پذیرفته است.۲۷ تحلیل هایی از این دست بر این نکته تاکید می کنند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و فروریختن نظم دو قطبی در قالب جنگ سرد، غرب نیاز خود به دشمن و «دیگری» را با جایگزینی اسلام به جای کمونیسم جبران کرد.۲۸
مفهوم «دیگری»در این تحلیل ها و سیاست ها از یک سو بسیاری از سیاست های قدرت های غربی که به خودی خود قابل پذیرش نیستند را توجیه می کند و از سوی دیگر به هویت غربی معنا می دهد. توجیه بودجه های متورم، زیر نظر گرفتن شهروندان و نقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی آنان، نقض حقوق بشر، حملات نظامی و اشغال کشورهای دیگر نمونه هایی از کارکردهای این سیاست محسوب می شوند.۲۹
در زمینه کارکرد هویت بخشانه ادوارد سعید، شرق شناس مسلمان بر این باور است که نگاه غرب به اسلام (که منشا دیدگاه های اسلام ستیزانه بوده است) نشات گرفته از مسائل هویتی و احساس خطر از مسلمانان بوده است. به عقیده او نگاه جوامع غربی به اسلام و مسلمانان از دریچه نگاهی غیرواقعی بوده و آن ها درصدد کشف شرق نبوده¬اند.۳۰ بلکه شرقی را اختراع کرده¬اند تا آن را مبنای تقویت هویت غربی قرار دهند و از این رو مسلمانان به دیگری جهان غرب تبدیل شوند که نقش تعیین کننده¬ای در تثبیت هویت غربی ایفا می کند.۳۱

فصل سوم: راهبردهای اقتصادی استکبار در اسلام هراسی
استکبار در راستای اهداف خود که همانا یکی از آن¬ها (ابزارهای پیش رو) اسلام هراسی می باشد از ترفندها و راه¬های گوناگونی استفاده می نماید که یکی از آن ها روش و راهبردهای اقتصادی می باشد که در این فصل به بیان عوامل کاربردی این راهبردها می پردازیم.
۳-۱-تامین نفت
حدود ۶۵ درصد ذخیره نفت جهان در منطقه جنوب غرب آسیا قرار دارد. به عبارت دیگر از مجموع ۶/۱۱۸۸ میلیارد بشکه نفت جهان حدود ۷۳۵ تا ۷۵۰ میلیارد بشکه آن در منطقه جنوب غرب آسیا است. همچنین حدود ۴۰ درصد از ذخایر گاز جهان نیز در این منطقه قرار گرفته است.کارشناسان نفتی معتقدند هیچ گاه منابع نفتی عظیمی که بتواند استکبار را از وابستگی نفتی جنوب غرب آسیا آزاد کند، پیدا نخواهد شد. از طرفی ذخایر نفت آمریکا را ۲۸ تا ۳۴ میلیارد برآورد کرده اند.عمر ذخایر نفت آمریکا ارتباط مستقیمی به سیاست های انرژی آینده این کشور دارد. در ۲۰ سال آینده مصرف نفت آمریکا باز هم افزایش خواهد یافت در حالی که تولید آن کاهش پیدا خواهد کرد و این شکاف باید به وسیله نفت وارداتی از جنوب غرب آسیا به خصوص منطقه خلیج فارس و حوزه دریای خزر پر شود.۳۲
طبق پیش بینی وزرات انرژی آمریکا واردات نفت این کشور تا سال ۲۰۲۵ به ۷۰درصد نیاز داخلی خواهد رسید. آخرین آمارها نشان می دهد آمریکا با داشتن ۳ درصد ذخیره، ۲۵ درصد نفت تولیدی جهان را مصرف می کند و نیاز نفتی این کشور در دو دهه آینده سالانه یک و نیم درصد افزایش خواهد داشت. نفت برای منافع غرب و آمریکا بسیار حیاتی بوده و هست که بدون آن تولید ناخالص ملی آمریکا تا ۱۳ درصد کاهش می یابد.۳۳
جورج بوش در سال ۱۳۸۴ بیان داشت؛ خروج ما از عراق باعث می¬شود تا ۲/۱ میلیون بشکه نفت این منطقه در دست تروریست ها قرار گیرد. آمریکا با سلطه برمنابع نفتی جهان از آن ها به عنوان ابزاری در سیاست پولی و مالی و بر ضد رقبای تجاری و اقتصادی خود استفاده می¬کند. هدف آمریکا تسلط بر مناطق نفتی جهان و به ویژه منطقه خلیج فارس و حوزه دریای خزر است تا از طریق کنترل انرژی نفت و گاز بتواند بر روسیه و به خصوص بر کشور چین که در آینده بهنفت و گاز خواهد شد، کنترل و تسلط داشته باشد؛ یعنی با کنترل نفت و گاز نبض اقتصادی چین را در دست خواهد گرفت.۳۴
از سوی دیگر برخی دلیل عمده حمله آمریکا به افغانستان را نیز نفت می دانند؛ چرا که آمریکایی ها از مدت ها پیش برای مقابله با محور جمهوری اسلامی روسیه و خلیج فارس با دو گزینه روبه رو بوده اند: گزینه اول انتقال ذخایر انرژی جمهوری آذربایجان و مناطق اطراف آن به اروپا از خاک ترکیه که از طریق لوله ی باکو- جیهان در حال اجرا می باشد و دوم کشیده شدن خط لوله سراسری نفت و گاز آسیای میانه از آذربایجان و ترکمنستان به شبه قاره هند و پاکستان از طریق افغانستان که مقدمات اولیه آن در زمان کلینتون با سفر وزیر خارجه طالبان به آمریکا فراهم شده بود.
در نتیجه آمریکا برای گسترش نفوذ خود در منطقه همواره درصدد توسعه روابط با دولت های جنوب غرب آسیا برآمده و توانسته رابطه با خود را به صورت یکی از عوامل بقای برخی از دولت ها قرار دهد تا جایی که بسیاری از دولت های عربی داشتن رابط با آمریکا را تضمین برای تداوم موجودیت خود در مقابل بحران های گوناگون می دانند.۳۵
۳-۲-تامین امنیت رژیم صهیونیستی
بسیاری معتقدند که نفت برای استکبار خصوصاً برای آمریکا در مقابل مساله مهم تر یعنی تامین امنیت رژیم صهیونیستی، اهمیت کم¬تری دارد و جنگ اول و دوم آمریکا با عراق را مستقیماً در ارتباط با اسرائیل می دانند. آمریکا همواره خود را متعهد به امنیت رژیم صهیونیستی می داند و کارتر رئیس جمهور آمریکا زمانی گفت تعهد شماره یک ما در منطقه غرب آسیا این است که از حق موجودیت رژیم صهیونیستی دفاع کنیم و این موضوعی است که هیچ کس چه در آمریکا و یا در هر نقطه دیگر جهان نباید در آن شکی داشته باشد. بوش رئیس جمهورآمریکا نیز، بر پایه اعتقادات راست مسیحی، استقرار ثبات و امنیت در اسرائیل را یک وظیفه دینی و وعده¬ی الهی می داند و از نظر وی دولت اسرائیل ایالت پنجاه و یکم آمریکاست. خبرنگار سی. ان. ان وقتی درباره این گفته بوش با توجه به موقعیت جغرافیایی اسرائیل و بعد مسافت آن با آمریکا خواستار توضیح بیشتر شد با این پاسخ رئیس جمهور آمریکا مواجه گشت که مگر فراموش کرده اید که هاوایی به سرزمین ما نچسبیده وآلاسکا نیز به کانادا چسبیده است. بسیاری از نویسندگان معتقدند در واقع امنیت رژیم صهیونیستی از آن جهت برایآمریکا مهم است که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران امریکا متحد راهبردی خود را از دست داد و آمریکا می¬دانست که در اردوگاه اعراب، متحد مهم و قابل اطمینانی ندارد و از سوی دیگر از یافتن راه حل سریع و فوری برای حل و فصل اختلاف اعراب و رژیم صهیونیستی نا امید شده بود.۳۶
۳-۳- مبارزه با تروریسم
استکبار، به ویژه آمریکا تروریسم را به عنوان پدیده جدید امنیتی تلقی می کند و اعتقاد دارد که گروه های نروریستی بیشترین مخاطره امنیتی را برای آینده سیاسی آمریکا ایجاد می کنند. تروریسم به گونه ای در فرهنگ سیاسی آمریکا طراحی شده که به موجب آن ضرورت مقابله با هر گونه تهدید و یا مقاومت منطقه ای را برای نهادهای آمریکا اجتناب ناپذیر می¬سازد. تجربه تاریخی آمریکا نشان می¬دهد که این کشور برای تحرک راهبردی نیازمند دشمن خارجی بوده است.
در پرتو جنگ علیه تروریسم که توسط دولت بوش عنوان شد، تفکرات تازه و چشمگیری در راستای تجدید ساختار جهان تک قطبی مطرح شد. این تفکر توسل به اقدامات حفاظتی در قالب زور پیش دستانه و حتی پیش گیرانه را به آسانی میسرمیداند. در نهایت این اندیشه بیانگر نگرشی نئوامپریالیستی است که بر پایه ان آمریکا نقش تعیین کننده ای در شناسایی استانداردها،تهدیدات و توسل به زور و اجرای عدالت ایفا می کند. طبق این نگرش، حاکمیت آمریکا نسبت به کشورهایی که معیارهای داخلی و خارجی امریکا را به چالش می کشندمطلق تراست. این نگرش حداقل از دید طرفدارانش به دو دلیل ضروری به نظر می-رسد: اول؛ ویژگی مخرب تهدیدات تروریستی و دوم؛ سلطه جهانی بی¬سابقه آمریکا. در این راستا جنوب غرب آسیا مجدداً به عنوان اجرای طرح های جدید آمریکا و به شکل جدی تر مورد توجه قرار می گیرد و با توجه به اولویت های جدید سیاست خارجی آمریکا در منطقه، “رامسفلد” وزیر دفاع آمریکا دکترین حمله «پیش دستانه» و “کالین پاول” وزیر امور خارجه طرح «مشارکت آمریکا در جنوب غرب آسیا» را ارائه می دهند و اولین گام اعمال این تئوری ها نیز کشور افغانستان بود. در نتیجه اولین جنگ پس از ۱۱ سپتامبر در راستای تحقق شعار مبارزه با تروریسم، دستگیری یا کشتن بن لادن، متلاشی کردن شبکه القاعده و سرنگونی حکومت طالبان در افغانستان بود که بخش های مهمی از این اهداف به استثنای سرنگونی طالبان عملی نشد.۳۷
“الیوت کومن، و جیمز ولی” رئیس اسبق سیا در اولین سالگرد ۱۱ سپتامبر عنوان جنگ جهانی چهارم را مطرح کردند. آقای کوهن سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۱۹ را جنگ جهانی اول، سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۴۵ جنگ جهانی دوم، سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۰ جنگ جهانی سوم و از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به این سو را دوران جنگ جهانی چهارم می نامند. وی که دوران جنگ سوم را دوران جنگ سرد با کمونیسم و روسیه می¬داند. معتقد است در جنگ جهانی چهارم آمریکا با اسلام درگیر می شود. او در دکترین خود که بلافاصله پس از ۱۱ سپتامبر ارائه داد با اشاره بر جنگ جهانی چهارم در این مرحله از جنگ آمریکا را با بیست و دو کشور درگیر می بیند کشورهایی که تمام آن¬ها به جز کره شمالی در دنیای اسلامی و غرب آسیا واقع شده¬اند. آمریکا در یک تقسیم بندی گسترده تر شمار کشورهای مخالف با هژمونی غرب یا به قول خودشان حامی تروریسم را هشتاد و سه کشور اعلام نمود که به جز دو تا بقیه این کشورها مسلمان هستند. هدف اصلی آمریکا از شعار مبارزه با تروریسم، تثبیت حضور خود در منطقه، حفظ هژمونی اش و دور کردن کانون بحران غرب آسیا (رژیم صهیونیستی) از ذهن جهانیان بود.۳۸
۳-۴- جلوگیری از گسترش سلاح های کشتارجمعی
از تحولات بسیار خطرناک که ظرف چند دهه گذشته در جنوب غرب آسیا رخ داده است، مساله گسترش سلاح های کشتار جمعی است. طبق منابع موجود در منطقه جنوب غرب آسیا و نیز در جنوب آسیا (هند و پاکستان) دست کم نه کشور به یک یا چند نوع از انواع سلاح¬های کشتارجمعی مجهز شده¬اند و یادر راه دستیابی به آن تلاش می¬کنند. مهم¬ترین عاملی که گسترش سلاح¬های کشتار دسته جمعی را در منطقه جنوب غرب آسیا نگران کننده می¬کند، آن است که این منطقه یکی از بحرانی¬ترین و بی ثبات ترین مناطق جهان است؛ بنابراین احتمال به کارگیری این گونه سلاح ها دراین منطقه نیز وجود دارد. از ۱۹۴۵ م تا سال ۲۰۱۱ م، در حدود ۷۶ درگیری نظامی در منطقه روی داده است. بحران و بی¬ثباتی در منطقه جنوب غرب آسیا دو ویژگی دارد که آن را خطرناک می¬سازد: یکی استحکام، استواری و دیرینه بودن عوامل موجود بحران که سبب درگیری نظامی و تنش در منطقه شده است و دوم دست یافتن کشورهای منطقه به سیستم های جدید با توانایی نفوذ بالا همانند موشک های بالستیک می¬باشد.۳۹

فصل چهارم: راهبردهای فرهنگی استکبار در اسلام هراسی
امروزه استکبار به ویژه آمریکا که در راس آن قرار دارد، علاوه بر رسیدن به اهداف خود که همانا ایجاد یک راهبرد جدید خود بنام اسلام هراسی می¬باشد، از طرق مختلف دست به اقدام می¬زند که یکی از این راهبردها، راهبرد فرهنگی می باشد لذا در این فصل به عوامل و ابزارهای به کارگیری توسط استکبار می‌پردازیم.
۴-۱-ایجاد تفرقه و اختلاف بین مسلمانان
استکبار بر اساس راهبرد “تفرقه بیانداز و حکومت کن” سعی در ایجاد اختلاف و دو دستگی دربین مسلمانان دارد و با مطرح کردن شیعه و سنی و جنگ فرقه ای قصد هزینه کردن از جان و مال مسلمانان دارد. درکنفرانس “هرتزلیا” که در سال ۲۰۱۴ م برگزار شد، راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی «منتقل نمودن معرکه به سرزمین دشمن و پنهان شدن در پس منازعات درونی کشورها و گروه های اسلامی است». رهبر معظم انقلاب در این رابطه می فرمایند: «خوب فهمیدند که اگر در دنیای اسلام مذاهب اسلامیگریبان یکدیگر رابگیرند و کشمکش با همدیگر را شروع کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتی خواهد کشید؛ این را خوب فهمیدند، درست فهمیدند؛ لذا از یک طرف گروه های تکفیری را به راه می¬اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، بلکه بسیاری از فرق اهل سنت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عده مزدور را به راه بیندازند که برای این آتش هیمه فراهم کنند؛ بنزین روی آتش بریزند؛ که می بینید، می شنوید، یا خبر دارید»۰
۴-۲- شیعه هراسی
راهبرد فرهنگی دیگراستکبار شیعه هراسی است.
“مایکل برانت” معاون سابق سیا در رابطه با بحث شیعه هراسی می گوید: «ما به جای ضرب المثل انگلیسی «اختلاف بینداز و حکومت کن» از سیاست «اختلاف بینداز و نابود کن» استفاده می کنیم. در همین راستا برنامه ریزی های گسترده ای را برای سیاست های بلندمدت خود طرح کردیم. همانند حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه ای که در زمان مناسب علیه آنان توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود». وی در ادامه می گوید: «یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می کردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگاه می دارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افرادی سودجو و شهرت طلب هستند، عقاید و بنیان های شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائلی انحرافی در آن به وجود آوریم، به گونه ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید. در مرحله بعد، باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمع آوری شده و به وسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰ میلادی) مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما می‌باشند تضعیف کرده و آنان را با دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم».
همان طور که در سخنان برانت آمده بود، مرجعیت مانع اصلی رسیدن آمریکا در راستای رسیدن به منافع خود است و به طور تلویحی وی اشاره به این امر می کند که برای نفوذ در کشورهای اسلامی ابتد باید این سد محکم (مرجعیت) را برداشت و سپس با طرح شیعه هراسی در میان مسلمانان به تفرقه و دو دستگی پرداخت.
آقای “ادوارد سعید” موضوع شیعه هراسی را کالبد شکافی می کند و سه علت مهم برای آن مذکر می شود: اول؛ احساس وحشت آور غرب از نیاز به انرژی و تمرکز آن در جهان اسلام است و لذا طرح شیعه هراسی می تواند موجب تشدید نزاع بین اسلام گرایان و کشورهای اسلامی شود تا جریان انتقال ارزان نفت به غرب دچار بحران نگردد. دوم؛ انقلاب اسلامی ایران است که مفاهیم و پتانسیل استکبارستیزی، عدالت خواهی و عقلانیت سیاسی اسلامی را ارائه کرده که الگوی موفق اسلامی سیاسی برای حرکت خیزش اسلامی در عصر مدرنیته خواهد شد. سوم؛ بازگشت اسلام در زندگی سیاسی مسلمانان است.۴۰
راهبرد دوم برای مقابله با شیعه هراسی، طرح هلال شیعی بود که ابتدا توسط تونی بلر مطرح شد و سپس ملک عبدالله، پادشاه اردن و حسنی مبارک نیز به طرح آن پرداختند. به عقیده ملک عبدالله، هلال شیعی از ایران آغاز و عراق و سوریه را در برگرفته و با حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین پایان می-یابد که متاثر از فرهنگ و اندیشه شیعی در برابر اندیشه سنی است.
۴-۳-هرج و مرج خلاق
راهبرد سوم فرهنگی استکبار گزینه هرج و مرج خلاق است؛ بدین معنی که آمریکا با مدیریت بحران های منطقه¬ای و به وجود آوردن این بحران¬ها سعی در حالتی آنارشیک دارد که در این محیط فضای ناهمگون و نامتوازنی به وجود می¬آید که کشورهای مختلف به بهانه¬های گوناگون به کشمکش و رقابت با یکدیگر می¬پردازند. از طرف دیگر عنصر به وجود آورنده هرج و مرج با دایه داری برای مبارزه با هرج و مرج و نشان دادن خود به عنوان عامل ضد هرج و مرج سعی در مدیریت بحران به وجود آمده را دارد. از این هرج ومرج به وجود آمده حداکثر استفاده را استکبار می برد و تا جایی که امکان دارد ایالات متحده درصدد فرسایشی کردن جنگ و ناتمام ماندن آن است.
فصل پنجم: راهبردهای سیاسی استکبار در اسلام هراسی
استکبار امروزه به ویژه آمریکا در راستای ایجاد پروژه اسلام هراسی خود در جهان از ترفندهای سیاسی نیز استفاده می¬نماید که در این فصل به آن ها اشاره می¬نمائیم.
۵-۱-تشکیل ائتلاف های منطقه ای
استکبار راهبرد دیگر خود را برای نفوذ در منطقه، تشکیل ائتلاف های منطقه¬ای قرار داده و غالباً به نوعی می خواهد که مخالفان خود را در منطقه از طریق کشورهای حامی خود با حضور غیر مستقیم در درجه اول ساقط و در صورت عدم موفقیت، دچار بحران های متعدد همچون جنگ داخلی کند و از این طریق نه تنها به اهدافش می رسد، بلکه از هزینه های خود در این امر نیز می کاهد. بعد از حضور مستقیم استکبار در عراق و افغانستان و دادن تلفات سنگین، به این نتیجه رسیدند که حضور و دخالت مستقیم مشکلات فراوانی را برایشان به وجود آورد، در نتیجه استکبار تنها راه حل مشکلات فراوانی را برایشان به وجود خواهد آورد و در نتیجه استکبار تنها راه حل مشکلات خود را در تشکیل ائتلاف های منطقه¬ای به بهانه هایی همچون حضور داعش و بحث هسته ای ایران دانست. همان طور که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در جمع مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی اعلام کردند: «امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای این منطقه تعیین گردد. مطمئناً ورود کشورهای بیگانه به منطقه آثار سویی را خواهد گذاشت».
۵-۲- تجزیه
اگر استکبار در به وجود آوردن هرج و مرج خلاق ناکام ماند، در مرحله بعد به سراغ تجزیه کشورهای معاند خود می¬آید که ابتدا با آشوب و نافرمانی قصد سرنگونی حکومت را دارد و اگر به مقصود مورد نظر خود دست نیافت، راه حل تجزیه و خودمختاری را برای این کشورها در پیش می¬گیرد. امر تجزیه بیشتر در مورد کشورهایی با وسعت جغرافیایی وسیع و همچنین دارای اقوام گوناگون صادق است که وحدت و اتحاد سرزمینی کشور مورد نظر می¬تواند منافع آمریکا و به تبع آن رژیم صهیونیستی را با تهدید مواجه کند. به عنوان نمونه می¬توان به پروژه تجزیه و عراق و سوریه توسط آمریکا اشاره کرد. هدف از اجرای این پروژه نیز دسترسی به منابع زیرزمینی عراق و از همه مهم¬تر قطع ارتباط ایران با سوریه و به تبع آن حزب الله بود. این پروژه نیز در راستای طرح حذف حلقه¬هایی بود که کسینجر در سال ۲۰۰۴ مطرح کرد و اعلام نمود که برای پایان دادن به بحران¬های منطقه¬ای باید ارتباط جبهه مقاومت را با یکدیگر قطع کرد و برای این کار ابتدا باید حزب الله در سال ۲۰۰۶ حذف می شد و سپس سایر کشورها، اما با شکست سناریو حذف حزب الله سناریو بعدی سوریه بود که کانال ارتباطی ایران با حزب الله است و با طرح شکست تجزیه سوریه به سراغ حلقه بعدی یعنی عراق آمدند و اعلام کردند برای اینکه ارتباط ایران با سوریه قطع شود باید عراق را تجزیه کرد (به سه منطقه جداگانه که شمال کردها، مرکز سنی ها وابسته به عربستان و جنوب شیعیان). از آن¬جا که حلقه ارتباطی ایران با سوریه از مرکز عراق و بالاخص استان الانبار می گذرد، داعش از همان ابتدا این استان را به اشغال خود درآورد تا تنها راه ارتباطی ایران با سوریه قطع شود. اما تاکنون این طرح نیز به سرانجام نرسیده است و شاید با کمک احزاب و جریان های سیاسی وابسته بتوانند به اهداف خود برسند. از سوی دیگر آمریکا در طرح جدید خود که بر اساس تقسیم کشورهای غرب آسیا با استفاده از عنصر قومیت، مذهب و زبان طراحی شده است، می¬خواهد با تقسیم کشورهای منطقه به واحدهای کوچک و ضعیف، زمینه حمایت یکپارچه کشورهای مسلمان از ملت مظلوم فلسطین به وجود نیاید. امری که می¬تواند موجب تحکیم امنیت نماینده همیشگی غرب در منطقه یعنی رژیم منحوس صهیونیستی باشد. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در جریان گفتگویی که با هافیتگتون پُست داشته است، می¬گوید: «باید بگویم وضعی که خواهیم داشت، منحصر به فرد خواهد بود؛ زیرا معماری امنیتی جدیدی برای منطقه شکل می¬گیرد که بر اساس آن، اسرائیل و کشورهای عربی عملاً هدف مشترکی دارند و آن اینکه نوعی مانع در مقابل این نوع اقدامات ایران داشته باشند».
۵-۳- روی کارآمدن حکومت های وابسته
استکبار امروزه در کشورهای عراق، سوریه و یمن به طور خاص درصدد روی کار آمدن حکومت هایی وابسته به خود است. به عنوان نمونه در عراق با توجه به سیستم فدرالی و دارا بودن اکثریت تشیع در این کشور، آمریکا همواره درصدد است که قوه مجریه به جریان هایی موافق سیاست¬های واشنگتن جریان ایاد علاوی واگذار شود و با عدم موفقیت در پیش برد این وضعیت، سیاستگذاری به جریان¬های شیعه محافظه کار همسو با غرب داده شود.
در سوریه، آمریکا کلاً مخالف با دولت این کشور و موافق با جریانی است که موافق با برقراری ارتباط و همچنین به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است و امروزه با طرح تقسیم مخالفان دولت سوریه به میانه رو و افراطی، درصدد مشروعیت برای حمایت های خود از گروه های میانه رو است.
در یمن نیز راهبرد آمریکا از منصور هادی (رئیس جمهور مستعفی) این کشور است. بنابراین آمریکا با پشتیبانی عربستان سعودی و پیروی از گروه های شبه نظامی (همچون القاعده و گروه های جدایی طلب)، سعی در به دست گرفتن قدرت توسط جریان های وابسته به واشنگتن دارد.
اما شاید مثال بارز راهبرد آمریکا در روی کار آمدن حکومت های وابسته در مصر عنوان نمود. آمریکا با نشان دادن همراهی با دولت مرسی، توسط همان جوانانی که در پیروزی وی (جوانان ۲۵ فوریه) نقش داشتند، با تشکیل جنبش تمرد، عامل سقوط محمد مرسی شدند.
۵-۴- ظهور دولت های معتدل برمبنای نظام لیبرال دموکراسی
رفتار استکبار در رمینه دموکراسی نیز متناقض و قابل نقد و تامل است و شعارهای عوام فریبانه ای مانند استقرار و صدور دموکراسی که سیاستمداران آمریکایی مدعی آن هستند، رنگ باخته است. واقعیت این است که دموکراسی واقعی هیچ¬گاه مد نظر استکبار نبوده و نیست؛ چرا که اولاً به اذعان نهادها و گروه های سیاسی آمریکایی، موارد نقض دموکراسی در این کشور مدعی دموکراسی، کم نیستند، ثانیاً، اکثر متحدان استکبار در دنیا حکومت¬های غیر دموکراتیک تشکیل می¬دهند و ثالثاً، اگرچه جنبه¬های دموکراتیک در کشورهای مخالف آمریکا، فراوان است، اما کاخ سفید، صرفاً به دلیل مخالفت آن ها با منافع آمریکا، همچنان با آن ها عناد ورزیده و آن¬ها را به نقض دموکراسی متهم می¬نماید.
فصل ششم: راهبردهای نظامی و امنیتی استکبار در اسلام هراسی
استکبار در هر منطقه¬ایی از جهان اگر از روش¬ها و ترفندهای نرم افزاری خود به منظور ایجاد هدف اصلی خود که همانا اسلام هراسی می¬باشد استفاده نماید و ناکام بماند، راهبرد خود را عوض نموده و وارد فاز سخت افزاری راهبردها می¬شود که در این فصل به راهبرد نظامی و امنیتی موضوع می پردازیم.
۶-۱- جنگ نیابتی
راهبرد اول نظامی و امنیتی استکبار استفاده از جنگ نیابتی است؛ یعنی عده ای به نیابت از یک قدرت و بنا بر منافع یا ایدئولوژی وارد جنگ با کشور مخالف آن قدرت می شوند. امروز این امر را می توان در جنگ داخلی سوریه و یمن به خوبی مشاهده نمود. نمونه بارز جنگ نیابتی استکبار گروه های تروریستی- تکفیری همچون داعش هستند که بنابر اظهار نظر “اسنودن” (جاسوس سابق سازمان سیا) داعش طی پروژه “لانه زنبور سرخ” توسط آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی به منظور حمایت و مصونیت از رژیم صهیونیستی شکل گرفت. رهبر معظم انقلاب در تبیین جنگ نیابتی می¬فرمایند: «امروز سیاست های خباثت آلود استکبار در منطقه ما ایجاد جنگ های نیابتی است؛ برای منافع خودشان، کشورهای منطقه را یا گروه¬هایی در داخل کشورها را تحریک کنند و وادار کنند که به جان هم بیفتند و آن¬ها منافع خودشان را دنبال کنند؛ جیب کمپانی های اسلحه سازی را پر کنند، سیاست¬های اقتصادی، اقتصاد نزدیک به ورشکستگی خودشان را ترمیم کنند…».
۶-۲- استمرار درگیری و جنگ داخلی
آمریکا از یک سو با تداوم جنگ داخلی می تواند حضور خود را در منطقه موجه داده و در راستای مبارزه با تروریسم همچنان هر چند به صورت محدود در منطقه حضور داشته باشد و از سوی دیگر از به وجود آمدن قدرت های منطقه¬ای جدید که می توانند امنیت رژیم صهیونیستی را به خطر بیندازند، جلوگیری کند. در عراق با طرح شیعه و سنی و وابستگی داعش به جریان¬های سنی سعی در استمرار درگیری دارند. در سوریه نیز با مطرح کردن رافضی بودن دولت بشار اسد و تشکیل ائتلاف به اصطلاح ضدداعش سعی در جنگ فرسایشی در این کشور دارد. این امر امروزه در یمن در قالب تحریک قومی و شمالی و جنوبی بودن سعی در استمرار و فرسایشی کردن این بحران ها را دارد.
پیشنهادات
با توجه به ارایه مطالب ارایه شده در فصول گذشته این تحقیق می توان پیشنهادات زیر را در راستای مقابله با ترفند استکبار که همانا اسلام هراسی بوده است ارایه نمود.
۱- تاسی جستن به قرآن کریم و سیره و سلوک بزرگان دین مبین اسلام، که همانا بهترین حبل و ریسمان برای جلوگیری از هر گونه گزند می¬باشد.
۲- افزایش بصیرت سیاسی ملتهای اسلامی در راستای ایجاد و انسجام وحدت و یکپارچگی این ملت-ها
۳- شناخت هر چه بیشتر استکبار از طریق مختلف و عناوین گوناگون
۴- عدم اعتماد و اطمینان به استکبار با هر رنگ و لعابی که دارد
۵- شناساندن استکبار و ایادی آن در جهان به ملل مسلمان به ویژه جوانان
۶- بستر سازی هر چه بهتر سیاسی، فرهنگی و… برای مقابله با عناوین ترفندهای استکبار با ابزارهای خاص و امروزی در جهان
نتیجه گیری
از مباحث مطرح شده می توان چنین نتیجه گیری کرد که:
۱- سیاست استکبار در مقاطع مختلف متفاوت بوده به طوری که در قرن نوزدهم راهبرد انزواطلبی و در دوران جنگ سرد مبارزه با شوروی (سد نفوذ) و در دوران بعد جنگ سرد مبارزه با تروریسم به هدف اصلی آن تبدیل شده است.
۲- استکبار برای پیشبرد اهداف و منافع خود با حمایت هایشان از گروه های تروریستی- تکفیری و سپس مبارزه با تروریسم، سعی در جلب افکار عمومی دارند که به نوعی خود را دایه دار مبارزه با تروریسم چه در منطقه و چه در سطح جهان اعلام دارند.
۳- استکبار با حضور در منطقه سعی در متفرق کردن و اختلاف افکنی میان امت اسلامی دارد، تا از یک طرف حضور خود را در منطقه مشروع جلوه دهد و از سوی دیگر مانع از وحدت امت اسلامی برای مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی شود.
۴- سیاست های استکبار بعد از بیداری اسلامی، مقابله با امت اسلامی، روی آوردن به اختلاف افکنی میان کشورهای مسلمان، جنگ نیابتی و شیعه هراسی است.
۵- استکبار برای نفوذ در میان کشورهای اسلامی چندین رویکرد مهم در نظر دارد که تجزیه، روی کار آمدن حکومت های وابسته، استمرار درگیری و جنگ داخلی و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از مهم ترین این موارد است.
۶- استکبار سیاست سنتی افزایش “نفوذ” و تسلط بر جریان های سیاسی- امنیتی و اقتصادی در منطقه را با هدف مدیریت تحولات جهان عرب از طریق به کارگیری قدرت هوشمند، دیپلماسی عمومی و ارائه مدل غربی حکومتی، تمرکز بر طبقه متوسط و دموکراسی سازی در منطقه پیگیری می کند. استکبار همچنان در انتخاب بین “منافع” و “ارزش ها” به دلیل اصل بودن حفظ امنیت اسرائیل در سیاست خاورمیانه ای خویش، طرف منافع خود را می گیرد. بر همین اساس ایالات متحده از دموکراسی در بحرین حمایت نمی کند و بر حفظ نظام موجود در این کشور تاکید دارد و به سرکوب خونین و ظالمانه مردم در این کشور اعتراضی ندارد.

پی‌نوشت:
۱٫ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۱۰، صص ۱۷-۱۸٫
۲٫ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۱۳٫
۳٫ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۹٫
۴٫مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ص ۷۹٫
۵٫ همان، ص۸۰
۶٫ خلیل بن احمد، تربیت العین، ص ۵۱۴،خداپرستی، فرج الله، فرهنگ جامع، ج ۳، ص ۱۸۱۵٫
۷٫ شعرانی، ابوالحسن، نثر طوبی، ج ۲، ص ۳۲۵٫
۸٫ جاثیه، آیه ۳۱٫
۹٫ بقره، آیه ۸۷٫
۱۰٫مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، ص ۹۵٫
۱۱٫ قصص، آیه ۴٫
۱۲٫ قصص، آیه ۳۹٫
۱۳٫ عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ص ۱۰۲۸، معین، محمد، فرهنگ فارسی، ص ۱۷۱۲٫
۱۴٫ حییم، سلیمان، فرهنگ انگلیسی فارسی حییم، ص ۶۸۹، آریان پور، منوچهر، فرهنگ انگلیسی به فارسی، ص ۱۰۳۵٫
۱۵٫ کولنوویچ، طارق، مسلمانان اروپا، چالشی برای اسلام هراسی، ص ۳۲٫
۱۶٫ افتخاری، اصغر، دو چهره اسلام هراسی، ص ۶۲٫
۱۷٫ السید، رضوان، اسلام سیاسی معاصر، ص ۲۸٫
۱۸٫ دکمیجان، هرایر، اسلام در انقلاب، ص ۱۹٫
۱۹٫ افتخاری، اصغر، در چهره اسلام هراسی، ص ۶۸٫
۲۰٫ توپراک، محمد، چرا آن ها از اسلام متنفرند یا می ترسند؟ مجموعه مقالات
۲۱٫ گاندی، جک، اسلام در اروپا، صص ۱۰-۴۳٫
۲۲٫ نقیب زاده، احمد، نیاز به دشمن، این بار اسلام، ص ۴۰۱٫
۲۳٫ منصوری، جواد، اقلیت های مسلمانان و بحران هویت در غرب، صص ۳۷۹-۳۹۲٫
۲۴٫ رشدی زاده و دیگران، اسلام هراسی در اروپا، صص ۱۱۳-۱۴۰٫
۲۵٫ رشدی زاده و دیگران، اسلام هراسی در اروپا، صص ۱۱۳-۱۴۰
۲۶٫ هانتینگتون، ساموئل، برخورد تمدن ها، صص ۲۲-۴۹٫
۲۷٫ کریمی، غلامرضا، روند تحولات اسلام هراسی، ص ۲۴٫
۲۸٫ همان، ص ۲۵٫
۲۹٫ آرتوراف، بوهلو، اسلام هراسی، ص ۴۸٫
۳۰٫ سعید، ادوارد، شرق شناسی، ص ۳۱٫
۳۱٫ بابی، سعید، هراس بنیادین، ص ۵۴٫
۳۲٫ طاهری، ابوالقاسم، راهبرد نفتی ایالات متحده آمریکا، ص ۴٫
۳۳٫ جوان شهرکی، مریم، سیاست خارجی قدرتهای بزرگ، ص ۴۷٫
۳۴٫ طاهری، ابوالقاسم، راهبرد نفتی ایالات متحده آمریکا، صص ۶-۷٫
۳۵٫ حبیب الله، فتاحی اردکانی، محورشرارت، ص ۲۳۳٫
۳۶٫ همان، ص ۲۳۵٫
۳۷٫ منصوری، جواد، آمریکا و جنوب غرب آسیا، صص ۱۶۴-۱۶۵٫
۳۸٫ فتاحی اردکانی، حبیب الله، محور شرارت، ص ۲۲٫
۳۹٫ طارمی، کاران، سلاح های کشتار جمعی، صص ۵-۶٫
۴۰٫ ستوده، محمد و غلامحسن مقیمی، بیداری اسلامی، ص ۸٫

منابع و مأخذ
۱٫ قرآن کریم
۲٫ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، ۱۴۰۵ ق.
۳٫ ادوارد، سعید، شرق شناسی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷٫
۴٫ افتخاری، اصغر، دو چهره اسلام هراسی؛ سلبی و ایجادی در تبلیغات غرب، رسانه، شماره ۷۹، پاییز ۱۳۸۸٫
۵٫ آرتور اف بوهلر، اسلام هراسی، جلوه ای از روی تاریک غرب، مجموعه مقالات همایش اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر: علل، روندها و راه حلها/ تدوین گردآوری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تهران، ۱۳۸۹٫
۶٫ آریان پور، منوچهر، فرهنگ انگلیسی- فارسی، تهران، نشر الکترونیکی، ۱۳۷۹ هـ . ش
۷٫ بابی، سعید، هراس بنیادین، ترجمه غلامرضا جمشیدی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۹٫
۸٫ توپراک، محمد، چرا آن ها از اسلام متنفرند یا می ترسند؟ مجموعه مقالات همایش اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر: علل، روندها و راه حل ها/ تدوین و گردآوری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۱۳۸۹٫
۹٫ جوان شهرکی، مریم، سیاست خارجی قدرت های بزرگ و اصطلاحات در جنوب غرب آسیا تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، ۱۳۸۷ هـ.. ش.
۱۰٫ حییم، سلیمان، فرهنگ انگلیسی- فارسی حییم، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۷۵ هـ . ش.
۱۱٫ خداپرستی، فرج الله، فرهنگ جامع، تهران، دانشنامه فارسی، ۱۳۷۶ هـ . ش.
۱۲٫ خلیل ابن احمد الفراهیدی، ترتیب العین، قم، سازمان اوقاف و امور خیریه، ۱۳۸۳ هـ . ش.
۱۳٫ دکمجیان، هرایر، اسلام در انقلاب؛ جنبش های اسلامی در جهان غرب، حمید احمدی، کیهان، ۱۳۷۷٫
۱۴٫ دهشیار، حسین، سیاست خارجی و استراتژی کلان آمریکا، تهران، قومس، ۱۳۸۶ هـ.. ش.
۱۵٫ ستوده، محمد، مقیمی، غلامحسین، بیداری اسلامی و توهم شیعه هراسی، فصلنامه انقلاب اسلامی، شماره ۳۳، تابستان ۱۳۹۲ هـ.. ش.
۱۶٫ سید امامی و حسینی فائق، دانش سیاسی، پاییز و زمستان ۱۳۹۰، سال هفتم- شماره ۱۴
۱۷٫ السید، رضوان، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، مجید مرادی، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۳٫
۱۸٫ شعرانی، ابوالحسن، نثر طوبی، قم، اسلامیه، ۱۳۹۴ هـ . ش.
۱۹٫ طارمی، کامران، سلاح های کشتار جمعی در جنوب غرب آسیا و نقش کنواسیون ها، فصلنامه علوم سیاسی، شماره ۱۹، بهار ۱۳۸۰ هـ.. ش.
۲۰٫ طاهری، ابوالقاسم، راهبرد نفتی ایالات متحده آمریکا، مطالعات منطقه ایی، شماره ۲۸، بهار ۱۳۸۷ هـ.. ش.
۲۱٫ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۸ ق.
۲۲٫ عمید، حسن، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات مجید، ۱۳۸۹ هـ . ش.
۲۳٫ فتاحی اردکانی، حبیب الله، محور شرارت: روایت سلطه در جهان پس از ۱۱ سپتامبر، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلالمی، ۱۳۸۵ هـ.. ش.
۲۴٫ کریمی، غلامرضا، روند تحولات اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر، مجموعه مقالات همایش اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر: علل، روندها و راه حلها/ تدوین و گردآوری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، تهران، ۱۳۸۹٫
۲۵٫ کولنوویچ، طارق، مسلمانان اروپا، چالشی برای اسلام هراسی، مجموعه مقالات همایش اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر: علل، روندها و راه حلها/ تدوین و گردآوری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ۱۳۸۹
۲۶٫ گاندی، جک، اسلام در اروپا، لندن، بی تا.
۲۷٫ مرشدی زاده و دیگران، اسلام هراسی در اروپا، ریشه ها و عوامل دانش سیاسی، شماره ۶، پاییز و زمستان ۱۳۸۶ هـ.. ش.
۲۸٫ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ هـ.. ش.
۲۹٫ مصلی نژاد، عباس، تحولات الگویی سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد، سیاست، شماره ۵، بهار ۱۳۸۷ هـ.. ش.
۳۰٫ معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات میلاد، ۱۳۷۸ هـ . ش.
۳۱٫ منصوری، جواد، اقلیت های مسلمان و بحران هویت در غرب، در مجموعه مقاله های مسلمانان در کشورهای غیراسلامی، تهران، مجمع جهانی تقریب المذاهب، ۱۳۸۵٫
۳۲٫ منصوری، جواد، آمریکا و جنوب غرب آسیا، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت خارجه، ۱۳۸۵ هـ.. ش.
۳۳٫ نقیب زاده، احمد، نیاز به دشمن، این بار اسلام، فصلنامه مطالعات، میان فرهنگی، پاییز و زمستان ۱۳۸۵٫
۳۴٫ هانیتینگتون، ساموئل، برخورد تمدنها، بی جا، بی تا.
۳۵٫ یزدی مصباح، محمد تقی، راه و راهنماشناسی، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۹۲ هـ . ش.