حج ، از مهم‌ترین شعائر اسلام به شمار می‌رود.
1396/6/5
حج در کلام مقام معظم رهبری
حج ، از مهم‌ترین شعائر اسلام به شمار می‌رود.
حج، عملی عبادی در اسلام است که علاوه بر بُعد عبادی دارای ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز هست و از مهم‌ترین شعائر اسلام به شمار می‌رود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالهای مختلف و در ایام حج سخنانی را خطاب به حجاج بیت الله الحرام ایراد می کنند که در مقاله زیر نمونه هایی از آن را می خوانیم.

حج، عملی عبادی در اسلام است که علاوه بر بُعد عبادی دارای ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز هست و از مهم‌ترین شعائر اسلام به شمار می‌رود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالهای مختلف و در ایام حج سخنانی را خطاب به حجاج بیت الله الحرام ایراد می کنند که در مقاله زیر نمونه هایی از آن را می خوانیم.
۱) معرفت، نخستین هدیه حج
اگر چه برکات حج، همه‏ جنبه‏ هاى حیات بشرى را فرا مى گیرد و این باران رحمت بى‏ دریغ، از خلوت دل و اندیشه‏ آدمى تا عرصه‏ سیاست و اجتماع و قدرت ملّى مسلمانان و تعاون میان ملت‌هاى مسلمان را، بارور و سرزنده و برخوردار از شور زندگى مى‏ سازد، لیکن شاید بتوان گفت که کلید این همه، «معرفت» است و نخستین هدیه‏ حج به کسى که مایل است چشم خود را به حقایق بگشاید و از نیروى خداداده‏ى «فهم پدیده ‏ها» بهره بگیرد، همان معرفت و شناخت منحصر به فردى است که عادتاً جز در حج، در اختیار خیل عظیم مسلمانان قرار نمى‏ گیرد، و هیچ پدیده‏ دینى دیگرى نمى ‏تواند مجموعه‏ شناخت‌هایى را که در مراسم حج، قابل وصول است، یک جا در اختیار امت اسلامى قرار دهد.(۱)

۲) شکرگزاری نعمت حج
اکنون که موسم حج فرا رسیده و نغمه لبیک برآمده از دل‌هاى مشتاق، فضاى حریم امن الهى را انباشته است و ملت‌هاى مسلمان، از آفاق گسترده‏ جهان، به میعاد ذکر و استغفار و قیام و اتحاد شتافته، و برادران مهجور، به یکدیگر رسیده ‏اند، جبهه‏ سپاس و خضوع به ساحت خداى عزیز و حکیم سوده، حمدى به عظمت صفات حسنى‏ و شکرى به وسعت دریاى رحمت حق، نثار حریم حضرت احدیت مى‏ کنم، که یک بار دیگر به مسلمین مشتاق، توفیق این فریضه را عطا فرمود، و یک بار دیگر پرچم عزت و عظمت را بر فراز سر مسلمانان در خانه‏ امن خود برافراشت و یک بار دیگر حجاج ایرانى را بر این سفره‏ رحمت و عظمت نشانید. زبان و قلم از توصیف و تقدیر این نعمت بزرگ، قاصر است، خدا کند که نور معرفت بر دل‌هاى روشن شما حج‏ گزاران بتابد و حقیقت، بى‏ واسطه ‏ حرف و گفت، در جان مشتاق شما متجلى گردد.
نکته‏ مهمى که این‏جانب مى ‏خواهم به شما برادران و خواهران از هر کشور و ملت که هستید بگویم این است که حج، نعمتى الهى است که بر نسل‌هاى مسلمان ارزانى شده است؛ قدردانى و شکرگزارى، آن را زیاد مى‏ کند و ناسپاسى و قدر ناشناسى، آن را از مسلمین مى‏ گیرد که این همان عذاب شدید الهى است که «و لئن کفرتم انّ عذابى لشدید»
گرفته شدنِ حج به این نیست که از مسلمانان کسى به حج نرود، بل به این است که مسلمانان از منافع بى‏ شمار آن محروم بمانند و زیاد شدن آن به این نیست که هر سال گروه‌هاى بیشترى حج کنند، بل به این است که از منافع آن بهره ‏مند شوند که: «لیشهدوا منافع لهم.» خوب است به درستى بیندیشیم.(۲)

۳) مرهم دل‌های خسته و مجروح
حج‌ باید بر دل‌های ‌خسته ‌و مجروح ‌مسلمین ‌مرهم‌ نهاده ‌و راه ‌رشد و صلاح‌ را ـ که‌ همانا اتحاد و همبستگی ‌ملت‌های‌ مسلمان ‌و عزم ‌راسخ‌ آنان ‌بر مقابله ‌و مبارزه ‌با اردوگاه ‌استکبار و جهانخواران ‌و غارتگران‌ ثروت‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ مسلمین‌ است‌ به ‌آنان ‌نشان ‌دهد.(۳)

۴) نزدیک سازی حج به روح و حقیقت آن
حج‌ را هر چه ‌بتوانید، به ‌معنی‌ و روح ‌و حقیقت ‌آن‌ نزدیک ‌کنید و بدانید که‌ هر کس‌ حج ‌را از هویت‌ سیاسی‌ آن ‌جدا کند، یا جاهل ‌است‌ و یا مغرض‌؛ و خداوند نخواهد گذشت‌ از آنان ‌که ‌برای ‌رسیدن ‌به ‌هدف‌های‌ ناپاک ‌و حقیر خود، آماده‌اند که ‌بزرگترین‌ حربه‌ ‌امت ‌اسلامی‌ در برابر جهان‌ کفر و استکبار را از او بگیرند و حج‌ زندگی‌ساز و شورآفرین‌ را، به‌ عبادتی‌ فردی‌ و سطحی‌ همراه ‌با سیاحت‌ و تجارت‌ بدل ‌کنند.(۴)
۵)زنده سازی روح توحید
حج ‌می‌تواند روح ‌توحید را در دل‌ها زنده ‌کند، تکه‌ پاره‌های‌ امت ‌بزرگ‌ اسلامی ‌را به ‌هم ‌وصل ‌کند، عظمت ‌مسلمین ‌را به ‌آنان ‌برگرداند و آنان ‌را از حقارت ‌و احساس‌ ذلتی ‌که ‌بر ایشان‌ تحمیل‌ کرده‌اند، نجات ‌دهد؛ حج ‌می‌تواند دردهای ‌مسلمین ‌را به ‌علاج ‌نزدیک ‌کند و بزرگترین ‌درد آنان ‌راـ که‌ سلطه‌ ‌فرهنگی ‌و اقتصادی ‌و سیاسی‌ کفر و استکبار است‌ـ درمان کند.
حج ‌می‌تواند دلبستگی‌های ‌اسارت‌آفرین ‌را از دل‌ها بشوید و در مقابل‌، ارتباط با خدا و با بندگان ‌خدا را در فرد و جمع ‌مسلمانان‌ تقویت ‌نماید.(۵)

۶) مظهر معنویت، وحدت و برائت
حج از یک طرف مظهر معنویت است – ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آیات الهى و نزدیک شدن هرچه بیشتر انسان به خدا از یک طرف، مظهر وحدت است – یکپارچگى امّت اسلام، برداشتن دیوارها و حجاب‌ها و پُر کردن درّه‏ها و شکاف‌هایى که یا به‏ دست دشمن، یا به ‏وسیله تعصّبات و اوهام به ‏وجود آمده است، و نیز ایجاد قدمى به سوى امّت واحده اسلامى است – و از طرف دیگر مظهر برائت از دشمنان خدا، برائت از مشرکین و ایادى شرک و کفر است. اگر ان‏شاءاللَّه این سه جهت در حج متجسّد و مجسّم شود، حج فایده خود را بخشیده است. اوّل، شما و حاجى هستید که از حج بهره مى ‏برید. در مرتبه دوم، دنیاى اسلام و جامعه اسلامى و امّت اسلامى است که این بهره را مى‏ برد. یکى از خصوصیات حج این است که فضا را معنوى مى‏ کند. الان فضاى کشور به برکت نزدیکى ایام حج و با رفتن حُجّاج، در شرف معنوی‌تر شدن است. وقتى حُجّاج برمى‏ گردند، باز بارى از معنویت با خود مى‏ آورند؛ یعنى سوغات روحیه و معنویت. هر وقت سخن از حجّ است، معنویت پراکنده مى‏ شود. باید این ‏طور باشد.(۶)

۷) طواف، مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود
در تعالیم اسلام نکته هایی وجود دارد که خوب است برادران و خواهران به آن توجّه کنند. اسلام با سنّت‌هایى که از قبل از اسلام باقى مانده است، دو نوع رفتار مى‏ کند. اوّلاً بعضى سنّت‌هاى غلط را به‏ کلّى از بین مى برد و نابود مى ‏کند؛ چون سنّت‌هاى درستى نیست. مثل این که عرب‌ها قبل از اسلام، دختران خودشان را نگه نمى‏ داشتند، یا بیشترِ ملت‌هاى غیرمسلمان، جنس زن را تحقیر و اهانت مى‏ کردند! اسلام این سنّت را به ‏کلّى از بین برد؛ چون به ‏کلّى غلط بود.
ثانیاً اسلام بعضى از سنّت‌ها را از بین نبرده است. کالبد سنّت را نگه داشته و محتوا و روح آن را عوض کرده است؛ مثل بسیارى از اعمال و مراسم حج. این طوافى را که ملاحظه مى ‏کنید، قبل از اسلام هم بود؛ منتها محتواى طواف، محتواى شرک بود! اسلام آمد و این عمل را از محتواى شرک آلود، خالى و از محتواى توحید پُر کرد. طواف در آن زمان، مظهر گرایش انسان به آلهه و اربابِ ادّعایى و پندارى بود؛ آن را تغییر داد و مظهر ارادت انسان به مرکز عالم وجود – یعنى حضرت حق متعال و وجود مقدّس پروردگار – قرار داد. ظاهر را نگه داشت و باطن را عوض کرد.(۷)
۸) تدبّر در حج
تدبّر در حجّ، عامل معجزه ‏آسایى در گسترش این اندیشه در میان همه‏ مسلمانان است، به علاوه چهار راه عظیمى براى تبادل اطلاعات ملت‌ها از شرق و غرب و شمال و جنوب جهان اسلام است. من به همه‏ برادران و خواهران مسلمان که در محشر عظیم حج گرد آمده ‏اند متواضعانه توصیه مى‏ کنم که در حج تدبر کنند و آن دو نکته‏ اصلى را یعنى دل سپردن به خدا و نزدیک کردن خود به ذات مقدس الهى در اندیشه و عمل با عبودیت خالص و حقیقى از یک سو و اجتناب و برحذر بودن از شیطان‌ها و دشمنان راه و جهت الهى از سوى دیگر، براى خود تأمین کنند و با روحى مجهّز به تقوا و دلى سرشار از اعتماد به خدا و روحى لبریز از امید به آینده‏ امت اسلامى و تصمیمى راسخ در پیگیرى هدف‏هاى اسلام و به قصد حاکمیت یافتن معارف و قوانین و فرهنگ اسلامى بر جوامع مسلمان، به ‏دیار خود باز گردند.(۸)
۹) برکات حج
تقویت این احساس در فرد، که وى عضوى از پیکر بزرگ امت است و هدایت درست آن، باید بتواند بر همه‏ آن ترفندهاى تفرقه ‏ساز، غلبه کند؛ و ضمن این ‏که هویت ملّى و فرقه ‏ایى را در بخش‌هاى گوناگون امت اسلامى پاس مى ‏دارد، از فوایدى که در یک‌دلى و اتحاد است، همه‏ این مجموعه‏ بزرگ را بهره ‏مند سازد و عزّت و اقتدار و خیر کثیرى را که در یکپارچگى امت اسلامى نهفته است، شامل همه‏ اجزا و اعضاى آن کند.
طواف و سعى و نمازهاى جماعت و همه‏ حرکات و سکنات دسته جمعى در حج، این درس را به حج‌گزار مى‏ رساند و آن را در اعماق وجود او نفوذ مى‏ دهد.
شناخت نمونه و نمایى از آن امّت واحده، به معنى گامى عملى در راه تحقق آن آرزوى بزرگ – یعنى اتحاد اسلامى – و در نهایت سر برکشیدن قدرت واحده‏ اسلامى در میدان سیاست جهانى است. دیدن توده‏ هاى عظیم حج‌گزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبان‌ها و رنگ‌ها و نژادهاى گوناگون، افق دید مسلمان را گسترش مى‏دهد و از مرزهاى شخصى و قومى و ملّى فراتر مى ‏برد، و وظیفه‏ اسلامىِ رفتار برادرانه، وى را با آنان به تعارف و هم‌زبانى و همدلى مى ‏کشاند، خبرهاى اختصاصى ملت‌ها را به سراسر جهان اسلام مى‏ بَرَد و توطئه‏ تبلیغاتى دشمن را که همیشه، و امروز بیش از هر زمان، دست اندرکار قلب حقیقت و دروغ‏سازى و شایعه ‏پراکنى است، خنثى مى‏ کند و فاصله‏ هاى مکانى و زبانى و پندارى را از میان برمى‏ دارد. با تبیین موفقیت یک ملت، در دل ملت‌هاى دیگر، امید مى‏ دمد و با تشریح تجربه‏ یک کشور، کشورى دیگر را مجرّب مى‏ سازد. احساس انزوا و تنهایى را از افراد و ملت‌ها مى‏ زداید و ابّهت دشمن را در چشم آنان مى‏ شکند، مصیبت‌هاى بزرگ یک کشور را براى دیگران شرح مى ‏دهد و آنان را به فکر علاج آن مى‏ افکند.
توقف حج‌گزاران در موسم حج در یک نقطه، و به خصوص وقوف در عرفات و مشعر و مَبیت در منى‏، همگى، زمینه ‏هاى مستعد این شناختِ کارساز و کارآمدند. (۹)
۱۰) خط کلی حج
حج ‌ابراهیمی‌ و محمدی‌ (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم‌) و حج ‌علوی ‌و حسینی‌ (علیهماالسلام‌) آن ‌است ‌که ‌در آن ‌توجه ‌به ‌خدا و پناه ‌بردن‌ به ‌حکومت ‌و قدرت‌ او، با پشت‌ کردن ‌به ‌قدرت ‌طواغیت ‌و جباران ‌همراه‌ باشد. زمزمه‌ ‌مناجات ‌سالار شهیدان ‌و سید شباب‌ اهل ‌الجنه ‌در عرفات‌، چه ‌زیبا این ‌هر دو را در یک ‌سخن‌ می‌سراید: “الهی ‌انت ‌کهفی‌ حین ‌تعیینی ‌المذاهب ‌فی ‌سعتها… و انت ‌مؤیدی ‌بالنصر علی‌ اعدائی ‌و لولا نصرک ‌ایای ‌لکنت ‌من ‌المغلوبین ‌… یا من ‌جعلت‌ له ‌الملوک ‌نیرالمذله ‌علی ‌اعناقهم ‌فهم ‌من ‌سطواته ‌خائفون.‌” و خطبه‌ ‌رسول‌ خدا (صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم‌) در یوم‌الترویه ‌که‌ در آن ‌نسخ ‌مقررات ‌جاهلیت ‌و تحذیر از فریب ‌شیطان‌ برای‌ وادار کردن ‌بنی‌آدم‌ به ‌عبادت ‌خود و حکم ‌قاطع ‌به ‌پیوند برادری ‌میان ‌همه‌ ‌مسلمین ‌را اعلام ‌فرمود، خط کلی ‌حج را معین ‌می‌کند.(۱۰)
۱۱) بررسی مسائل جهان اسلام
در حج‌ باید مسائل ‌جهان ‌اسلام‌ بررسی ‌شود؛ بزرگترین ‌مسأله‌ ‌عمومی ‌مسلمین ‌پس‌ از لزوم‌ آمادگی ‌برای ‌دفاع ‌از اسلام‌ و هویت‌ جمعی‌ مسلمین‌، مسأله‌ی ‌ملت‌های ‌زیر ستم ‌و مبارزی ‌است ‌که ‌دست ‌طغیان ‌و کفر و استکبار، آنان‌ را مقهور و مظلوم ‌ساخته ‌و سخت‌ترین ‌شرایط زندگی ‌را بر آنان ‌تحمیل ‌کرده ‌است‌.(۱۱)
۱۲) اتحاد دلها، جانها و حرکت بر گِرد محورتوحید
حقیقت این است که حج یک واجب استثنایى و یک مراسم عجیب و پُر رمز و راز است. اگرچه در باب حج بسیار گفته‌اند و همه گفته‌اند و مطالب شیوا و زیبایى هم بیان کرده‌اند؛ اما مسأله حج خیلى عمیقتر از چیزى است که ما تا امروز فهمیده‌ایم. حج، یک حرکت عبادى خالصِ عمیق- خضوع، خشوع، ذکر، عبادت، تضرّع و توسّل – و با حالت اجتماع است. درکنار هم قرار دادن این دو ویژگى، مسأله را خیلى پُرمعنا مى‌کند. اگرچه در اسلام عبادات اجتماعى، مثل نماز جماعت و نماز جمعه و نماز عید وجود دارد؛ اما این اجتماع عظیم و این مرکزیّت دادن به ذکر و توحید و کشاندن همه مسلمانان از آفاق عالم اسلامى به یک نقطه واحد، خیلى معنا دارد. این‌که همه ملت مسلمان و امّت اسلامى با وجود اختلاف لهجه‌ها و نژادها و عادات و سنن و سلایق و اختلاف مذاهب موظّفند در یک نقطه جمع شوند و اعمال ویژه‌اى را با هم انجام دهند و این اعمال هم صرفاً عبادت و تضرّع و ذکر و توجّه است، خیلى پُرمعناست. معلوم مى‌شود بنا بر نظر اسلام و دید اسلامى، اتّحاد دلها و جانها فقط در میدان سیاست و در جهاد نیست؛ حتّى رفتن به درِ خانه خدا و کنار هم قرار گرفتن دلها و با هم بودن تن‌ها و جانها نیز داراى اهمیت است. لذا ملاحظه بفرمایید در قرآن کریم مى‌فرماید: «واعتصموا بحبل‌اللَّه جمیعاً». اعتصام به حبل‌اللَّه، تنها فایده‌اى ندارد؛ «جمیعاً» مهم است. با هم اعتصام به حبل‌اللَّه کنید؛ با هم به نقطه اطمینان‌بخش تعلیم و تربیت و هدایت الهى چنگ بزنید. با هم بودن مهمّ است؛ دلها با هم، جانها با هم، فکرها با هم، تن‌ها در کنار هم.طوافى که مى‌کنید -این حرکت دایره‌وار بر گرد یک مرکز – نماد حرکت مسلمانان بر گرد محور توحید است. همه کارها و اقدامات و همّتهاى ما باید بر گردِ محور وحدانیّت الهى و توجّه به ذات اقدس ربوبى باشد. این درس، مربوط به همه زندگى است. کسانى که مى‌خواهند احکام اسلامى را به کنج خانه‌ها و عبادتگاهها و دلها منحصر کنند و فعّالیت عرصه اجتماع را از دین عارى کنند، به این نکات اسلامى توجّه ندارند.
سعى بین صفا و مروه‌اى هم که همه آحاد مسلمان باید آن را طى کنند، همین‌طور است. سعى، حرکت با همّت، با شدّت، با توجّه، با اراده و آگاهانه است و همه باید با هم حرکت کنند؛ بروند و بیایند. اجتماع عظیم در عرفات و مشعر و منا هم همین‌طور است.(۱۲)

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ پیام به ملت ایران به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامى (‏۱۳۷۷/۰۱/۱۲)
۲٫پیام به حجاج بیت ‏اللَّه الحرام(۱۳/۰۳/۱۳۷۱)
۳٫ حکم‌ انتصاب ‌حجه‌الاسلام‌ والمسلمین‌ حاج ‌سید احمد خمینی ‌به ‌سمت‌ نمایندگی ‌ولی‌فقیه ‌و سرپرست‌ حجاج ‌ایرانی(۱۷/۰۱/۱۳۷۰)
۴٫ پیام ‌به ‌حجاج ‌بیت ‌الله ‌الحرام (‌۱۴/۰۴/۱۳۶۸)
۵٫ پیام به حجاج بیت الله الحرام(۷/۴/۱۳۶۹)
۶٫ بیانات مقام معظم رهبرى‏ در دیدار کارگزاران حج (‏۱۳۷۸/۱۱/۲۶)
۷٫ بیانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا علیه السلام (۰۱/۰۱/۱۳۷۷)
۸٫ پیام به حجاج بیت‏اللَّه‏الحرام (‏۱۳۷۴/۰۲/۱۴)
۹٫ پیام به ملت ایران به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامى (‏۱۳۷۷/۰۱/۱۲)
۱۰٫ پیام ‌به ‌حجاج‌ بیت‌الله‌الحرام ۱۴/۰۴/۱۳۶۸
۱۱٫ پیام ‌به ‌حجاج ‌بیت‌الله ‌الحرام ۱۴/۰۴/۱۳۶۸
۱۲٫ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‌ در دیدار کارگزاران مراسم حج (‌۱۳۸۱/۱۰/۲۵)
منبع: خبرگزاری تقریب