فاطمه سیده‌ی زنان بهشت
1396/12/16
فضائل و مناقب حضرت زهرا در صحیحین1
فاطمه سیده‌ی زنان بهشت
فضائل و مناقب حضرت زهرا در صحیحین1
فاطمه سیده‌ی زنان بهشت
«حَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْمٍ حَدَّثَنَا زَكَرِيَّاءُ عَنْ فِرَاسٍ عَنْ عَامِرٍ الشَّعْبِيِّ عَنْ مَسْرُوقٍ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ تَمْشِي كَأَنَّ مِشْيَتَهَا مَشْيُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَرْحَبًا بِابْنَتِي ثُمَّ أَجْلَسَهَا عَنْ يَمِينِهِ أَوْ عَنْ شِمَالِهِ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَيْهَا حَدِيثًا فَبَكَتْ فَقُلْتُ لَهَا لِمَ تَبْكِينَ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَيْهَا حَدِيثًا فَضَحِكَتْ فَقُلْتُ مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ فَرَحًا أَقْرَبَ مِنْ حُزْنٍ فَسَأَلْتُهَا عَمَّا قَالَ فَقَالَتْ مَا كُنْتُ لِأُفْشِيَ سِرَّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى قُبِضَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَسَأَلْتُهَا فَقَالَتْ أَسَرَّ إِلَيَّ إِنَّ جِبْرِيلَ كَانَ يُعَارِضُنِي الْقُرْآنَ كُلَّ سَنَةٍ مَرَّةً وَإِنَّهُ عَارَضَنِي الْعَامَ مَرَّتَيْنِ وَلَا أُرَاهُ إِلَّا حَضَرَ أَجَلِي وَإِنَّكِ أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتِي لَحَاقًا بِي فَبَكَيْتُ فَقَالَ أَمَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونِي سَيِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَوْ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ فَضَحِكْتُ لِذَلِكَ.»؛ همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عایشه می‌گوید: فاطمه به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، دیدم راه رفتن او همانند راه رفتن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او خوش آمد گفت و وی را در سمت راست یا در سمت چپش نشانید، سپس مطلب مخفیانه‌ای به او گفت. فاطمه گریه کرد. به او گفتم علت گریه‌ات چیست؟ سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یک مطلب سری و راز مخفی نیز با وی در میان گذاشت که فاطمه خوشحال و خندان شد. عایشه می‌گوید: من گفتم تا امروز این چنین خوشحالی و فرح، بلافاصله بعد از آن حزن و اندوه ندیده بودم. آنگاه از وی از گفتگوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسش کردم، فاطمه در جواب من گفت: من راز پدرم را فاش نمی‌کنم. آنگاه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، دو مرتبه از فاطمه درباره آن گفتگوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال نمودم. در جوابم گفت: پدرم در اولین گفتگویش به من گفت: که جبرئیل هر سال قرآن را بر من یک بار عرضه می‌کرد؛ ولی امسال دو بار عرضه کرده است و علت این کار را نمی‌دانم جز این که اجل من فرا رسیده است و اول کسی که از خاندان من بر من ملحق خواهد گردید تو خواهی بود، من گریه نمودم.
<!--more-->سپس پدرم فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که «سیده زنان بهشت یا سید زنان مؤمنان باشی؟» اینجا بود که من خوشحال و متبسم شدم.
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج4، ص183، بَاب عَلَامَاتِ النُّبُوَّةِ فِي الْإِسْلَامِ؛ صحيح مسلم، مسلم النيسابوري(م261)، ج7، ص143، باب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِىِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ، دار الفكر، بيروت.
فاطمه اولین ملحق شده‌ی بر پدر
«حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ قَزَعَةَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ دَعَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ ابْنَتَهُ فِي شَكْوَاهُ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَسَارَّهَا بِشَيْءٍ فَبَكَتْ ثُمَّ دَعَاهَا فَسَارَّهَا فَضَحِكَتْ قَالَتْ فَسَأَلْتُهَا عَنْ ذَلِكَ فَقَالَتْ سَارَّنِي النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ يُقْبَضُ فِي وَجَعِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ فَبَكَيْتُ ثُمَّ سَارَّنِي فَأَخْبَرَنِي أَنِّي أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتِهِ أَتْبَعُهُ فَضَحِكْتُ.»؛ عروه به نقل از عایشه می‌گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مرضی که منجر به رحلت وی گردید، دخترش فاطمه را به نزد خود فرا خواند و یک مطلب سری به او گفت که فاطمه گریه نمود، سپس او را به نزد خود فرا خواند و مطلبی گفت که حضرت زهرا خندان گردید. من علت این گریه و خنده را از او جویا شدم، گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دفعه اول به من گفت: که در این مرض از دنیا رحلت خواهد کرد، به همین جهت من گریه کردم، سپس به من خبر داد که از خاندانم تو اولین کسی هستی که به من ملحق خواهی شد. به همین خاطر خوشحال و خندان شدم.
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج4، ص183، بَاب عَلَامَاتِ النُّبُوَّةِ فِي الْإِسْلَامِ؛
فاطمه پاره تن پدر
«حَدَّثَنَا أَبُو الْوَلِيدِ حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ عَنْ ابْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ عَنْ الْمِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي.»؛ مسور بن مخرمه گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را خشمناک کند مرا خشمناک کرده است.
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج4، ص210، بَاب مَنَاقِبِ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَمَنْقَبَةِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَام.
تسبیح فاطمه (هدیه پدر به دختر)
«حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا غُنْدَرٌ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ الْحَكَمِ سَمِعْتُ ابْنَ أَبِي لَيْلَى قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيٌّ أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَام شَكَتْ مَا تَلْقَى مِنْ أَثَرِ الرَّحَا فَأَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سَبْيٌ فَانْطَلَقَتْ فَلَمْ تَجِدْهُ فَوَجَدَتْ عَائِشَةَ فَأَخْبَرَتْهَا فَلَمَّا جَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَخْبَرَتْهُ عَائِشَةُ بِمَجِيءِ فَاطِمَةَ فَجَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيْنَا وَقَدْ أَخَذْنَا مَضَاجِعَنَا فَذَهَبْتُ لِأَقُومَ فَقَالَ عَلَى مَكَانِكُمَا فَقَعَدَ بَيْنَنَا حَتَّى وَجَدْتُ بَرْدَ قَدَمَيْهِ عَلَى صَدْرِي وَقَالَ أَلَا أُعَلِّمُكُمَا خَيْرًا مِمَّا سَأَلْتُمَانِي إِذَا أَخَذْتُمَا مَضَاجِعَكُمَا تُكَبِّرَا أَرْبَعًا وَثَلَاثِينَ وَتُسَبِّحَا ثَلَاثًا وَثَلَاثِينَ وَتَحْمَدَا ثَلَاثًا وَثَلَاثِينَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمَا مِنْ خَادِمٍ»؛ حضرت علی علیه السلام فرمود: حضرت زهرا در اثر گرداندن آسیاب دستش مجروح گردید در همین روزها اسیرهایی به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده بودند، فاطمه خواست به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد و درخواست کنیز و خدمتکاری کند، ولی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خانه نیافت و عایشه را در خانه دید و جریان را با او در میان گذاشت. چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه مراجعه نمود، عایشه حکایت را به او رساند.
حضرت علی علیه السلام می‌گوید: رسول خدا پس از شنیدن جریان به منزل ما تشریف آورد که وقت استراحت بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا می‌خواهید بهتر از آنچه را که درخواست کرده‌اید به شما یاد دهم؟ «هنگامی که در رختخواب قرار گرفتید سی و چهار مرتبه تکبیر بگویید و سی و سه مرتبه تسبیح و سی و سه مرتبه الحمد الله. این عمل بهتر از خدمتگزار است.
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج4، ص208، بَاب مَنَاقِبِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الْقُرَشِيِّ الْهَاشِمِيِّ أَبِي الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ؛ همان، ج7، ص149، بَاب التَّكْبِيرِ وَالتَّسْبِيحِ عِنْدَ الْمَنَامِ؛ همان، ج6، ص192، بَاب عَمَلِ الْمَرْأَةِ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا؛ صحيح مسلم، مسلم النيسابوري(م261)، ج8، ص84، باب التَّسْبِيحِ أَوَّلَ النَّهَارِ وَعِنْدَ النَّوْمِ.
مهر و محبت دختر نسبت به پدر
الف) «وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبَانَ الْجُعْفِىُّ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ - يَعْنِى ابْنَ سُلَيْمَانَ - عَنْ زَكَرِيَّاءَ عَنْ أَبِى إِسْحَاقَ عَنْ عَمْرِو بْنِ مَيْمُونٍ الأَوْدِىِّ عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ بَيْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّى عِنْدَ الْبَيْتِ وَأَبُو جَهْلٍ وَأَصْحَابٌ لَهُ جُلُوسٌ وَقَدْ نُحِرَتْ جَزُورٌ بِالأَمْسِ فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ أَيُّكُمْ يَقُومُ إِلَى سَلاَ جَزُورِ بَنِى فُلاَنٍ فَيَأْخُذُهُ فَيَضَعُهُ فِى كَتِفَىْ مُحَمَّدٍ إِذَا سَجَدَ فَانْبَعَثَ أَشْقَى الْقَوْمِ فَأَخَذَهُ فَلَمَّا سَجَدَ النَّبِىُّ صلى الله عليه وسلم وَضَعَهُ بَيْنَ كَتِفَيْهِ قَالَ فَاسْتَضْحَكُوا وَجَعَلَ بَعْضُهُمْ يَمِيلُ عَلَى بَعْضٍ وَأَنَا قَائِمٌ أَنْظُرُ. لَوْ كَانَتْ لِى مَنَعَةٌ طَرَحْتُهُ عَنْ ظَهْرِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالنَّبِىُّ صلى الله عليه وسلم سَاجِدٌ مَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ حَتَّى انْطَلَقَ إِنْسَانٌ فَأَخْبَرَ فَاطِمَةَ فَجَاءَتْ وَهِىَ جُوَيْرِيَةُ فَطَرَحَتْهُ عَنْهُ. ثُمَّ أَقْبَلَتْ عَلَيْهِمْ تَشْتِمُهُمْ فَلَمَّا قَضَى النَّبِىُّ صلى الله عليه وسلم صَلاَتَهُ رَفَعَ صَوْتَهُ ثُمَّ دَعَا عَلَيْهِمْ...»؛ عبدالله بن مسعود می‌گوید: هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در کنار خانه کعبه مشغول نماز بود، ابوجهل نیز با عده‌ای از یارانش در کنار کعبه نشسته بودند. ابوجهل به یارانش گفت: کدام یک از شما می‌تواند شکمبه شتر فلان شخص را بیاورد و هنگامی که محمد سر به سجده می‌نهد به پشت وی بگذارد؟ یکی از آن میان که دارای شقاوت بیشتری بود برخواست و فورا شکمبه را آورد و در موقعی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سجده رفت، شکمبه را به پشت وی نهاد، ابوجهل و یارانش به این منظره به شدت می‌خندیدند.
ابن مسعود گوید: من نیز ناظر بودم و آرزو می‌کردم که ای کاش توانایی آن را داشتم که آن شکمبه را بردارم و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را از آن ناراحتی نجات دهم، در همان وقت فاطمه از جریان مطلع گردید، او که دختر کوچکی بیش نبود، آمد و شکمبه را از پشت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برداشت و رو به سوی دشمن نمود و با زبان کودکی آنان را به خاطر این عملشان نکوهش نمود. چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از نماز فارغ شد، با صدای بلند آنها را نفرین نمود...
صحيح مسلم، مسلم النيسابوري(م261)، ج8، ص84، باب مَا لَقِىَ النَّبِىُّ صلى الله عليه وسلم مِنْ أَذَى الْمُشْرِكِينَ وَالْمُنَافِقِينَ.
ب) «حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ عَنْ أَبِي حَازِمٍ أَنَّهُ سَمِعَ سَهْلَ بْنَ سَعْدٍ وَهُوَ يُسْأَلُ عَنْ جُرْحِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ أَمَا وَاللَّهِ إِنِّي لَأَعْرِفُ مَنْ كَانَ يَغْسِلُ جُرْحَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَمَنْ كَانَ يَسْكُبُ الْمَاءَ وَبِمَا دُووِيَ قَالَ كَانَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَام بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَغْسِلُهُ وَعَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ يَسْكُبُ الْمَاءَ بِالْمِجَنِّ فَلَمَّا رَأَتْ فَاطِمَةُ أَنَّ الْمَاءَ لَا يَزِيدُ الدَّمَ إِلَّا كَثْرَةً أَخَذَتْ قِطْعَةً مِنْ حَصِيرٍ فَأَحْرَقَتْهَا وَأَلْصَقَتْهَا فَاسْتَمْسَكَ الدَّمُ وَكُسِرَتْ رَبَاعِيَتُهُ يَوْمَئِذٍ وَجُرِحَ وَجْهُهُ وَكُسِرَتْ الْبَيْضَةُ عَلَى رَأْسِهِ.»؛ ابوحازم می‌گوید: از سهل بن سعد درباره جراحات وارد شده بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ احد سؤال کردند، سهل گفت: آری آن روز صورت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مجروح گردید و دندانش شکست و کلاه‌خود در سرش شکسته بود، در اینجا بود که علی بن ابیطالب با سپرش آب می‌ریخت و فاطمه دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خون از سر و صورت پدر، می‌شست. چون فاطمه زهرا دید با آب نمی‌توان جلو خون‌ریزی را گرفت، قطعه حصیری به دست آورد و سوزاند و خاکسترش را روی جراحات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گذاشت و به این صورت از خون‌ریزی جلوگیری کرد.
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج5، ص38، بَاب مَا أَصَابَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ الْجِرَاحِ يَوْمَ أُحُدٍ؛ صحيح مسلم، مسلم النيسابوري(م261)، ج5، ص178، باب غَزْوَةِ أُحُدٍ.
اندوه فاطمه در رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
«حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ حَدَّثَنَا حَمَّادٌ عَنْ ثَابِتٍ عَنْ أَنَسٍ قَالَ لَمَّا ثَقُلَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ جَعَلَ يَتَغَشَّاهُ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَام وَا كَرْبَ أَبَاهُ فَقَالَ لَهَا لَيْسَ عَلَى أَبِيكِ كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ فَلَمَّا مَاتَ قَالَتْ يَا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يَا أَبَتَاهْ مَنْ جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يَا أَبَتَاهْ إِلَى جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ فَلَمَّا دُفِنَ قَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا السَّلَام يَا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ تَحْثُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ التُّرَابَ.»؛ انس می‌گوید: چون مرض پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شدت یافت و ناراحتی بر وی مستولی گردید، فاطمه زهرا ناراحتی خود را با این جمله ابراز می‌نمود«وَا كَرْبَ أَبَاهُ»؛ وای از غم و اندوه پدر. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او گفت: دخترم! بعد از امروز بر پدر تو دیگر غم و اندوه نخواهد بود. چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، فاطمه این چنین نوحه‌سرایی می‌نمود: ای پدری که به دعوت خدایش لبیک گفت! ای پدری که بهشت برین جایگاه اوست! ای پدری که باید خبر مرگ و تسلیت او را به جبرئیل بگوئیم. چون جسد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دفن گردید، فاطمه زهرا به من گفت: ای انس! چگونه راضی شدید که خاک به روی بدن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بریزید؟
صحيح البخاري، البخاري(256)، ج5، ص144، بَاب مَرَضِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَفَاتِهِ.
پی‌نوشت:
1. منظور از صحیحین، دو کتاب «صحیح بخاری» و « صحیح مسلم» است که نزد اهل‌سنت از اعتبار خاصی برخودار بوده و بعد از قرآن، صحیح‌ترین کتاب به حساب می‌آیند و در این زمینه گفته شده است: «اصح الکتب بعد القرآن العزیز الصحیحان: البخاری و مسلم.»، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ابن حجر، ج1، ص5؛ صحیح مسلم بشرح النووی، النووی، ج1، ص14، الموازنه بین البخاری و مسلم.