نقش زنان درپیروزی انقلاب اسلامی
1399/11/19
نقش زنان درپیروزی انقلاب اسلامی
طی سال‎های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷که ازسال 1357،فعالیت های سیاسی در تظاهرات وراهپیمایی نمود پیداکرده بود. زنان با حضور فعال و سازنده خود در تمام مراحل انقلاب اسلامی ایران، نقش عمده‌ای در به ثمر رساندن این نهضت ایفا کردند و پس از آن نیز برای حفظ دستاوردهای آن از پای ننشستند.

      امام خمینی (ره )نقش وجایگاه زنان رادرپیروزی انقلاب اسلامی ارزشمند می‌شمارد چراکه آنان سبب تقویت روحیه و انگیزه انقلابی مردان شدند. همچنین امام خمینی (ره) در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات در ۳ بهمن ۱۳۵۷ فرمودند: «زنان همچون مردان در ساختمان جامعه اسلامی فردا شرکت دارند.» همچنین پس از پیروزی نهضت، امام از مشارکت زنان در سیاست، استقبال کردند و با رهنمودهای خویش زمینه را برای آن فراهم آوردند و در اولین قدم، زنان را به شرکت در انتخابات ۱۲ فروردین دعوت کردند. امام خمینی (ره)  در پیامی در این باره فرمودند:« همه شما باید رأی بدهید. رأی به جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد، شما هم باید رأی بدهید، شما هم فرقی با سایرین ندارید، بلکه شما مقدمید بر مردها.»ومقام معظم رهبری تأکید دارند که زن مسلمان ایرانی تاریخ جدیدی را پیش روی زنان جهان گشودند و ثابت کردند که می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود و در عین حال در مرکز و متن بود، نقش بی‌بدیل زنان در جنبش بیداری پایان‌بخش رؤیاهای غرب در بهره‌گیری و استفاده ابزاری از زن است، در واقع الگوی زنان جهان، زن مسلمان ایرانی است. زن مسلمان انقلابی ایران می‌تواند بعد از وجود مبارک حضرت زهرا (س) و زنان صدر اسلام الگوی ثانویه زنان جهان باشد.

هم اکنون نیزحضور زنان مسلمان در نهضت‌های بیداری اسلامی ومنطقه به خصوص دریمن ، تونس، لیبی، مصر، بحرین  و...نشان‌از رهایی آنان از قیدوبندهای عرفی و مادی غرب و قیام برای کسب آزادی از شر خودکامگان سیاسی است.

مفهوم شناسی انقلاب اسلامی

تعریف انقلاب

       انقلاب به لحاظ لغوی: پشت و رو شدن و یا دگرشدن است. تعبیر «انقلب علی وجهه»؛ یعنی::پشت و رو شد؛ برگشت و تغییر جهت داد.

درکل قرآن کلمه انقلاب، مفهوم «برگشتن» یعنی عوض شدن جهت رو و پشت یا زیر و زبر را می فهماند و با «رجوع» فرق دارد. برگشتن سنگ از هوا رجوع هست ولی انقلاب نیست. انقلاب در تعبیر قرآن؛ یعنی، رو در جهت پشت قرار گرفتن و پشت در جهت رو. کلمه انقلاب در قرآن حاوی مفهوم تقدس یا ضد تقدس نیست.

انقلاب در فقه و فلسفه اصطلاح خاص دارد غیر از اصطلاح لغوی که قرآن هم بر همان اصطلاح جاری است. در فقه در کتاب طهارت، انقلاب و استحاله را از مطهرات می شمارند. و گاهی نیز استحاله و انقلاب را دو چیز جدا به حساب می آورند

در اصطلاح فلاسفه معنی انقلاب از این هم محدودتر است. فلاسفه انقلاب را در جایی می گویند که ذات و ماهیت یک شی ء لزوماً عوض شده باشد. فلاسفه اصطلاحاً تغییر کیفی را استحاله می نامند و «انقلاب» را تغییر ماهوی.

انقلاب در عصر ما یک مفهوم اجتماعی پیدا کرده است که با اصطلاحات فلسفی نزدیک است- نه با اصطلاح لغوی.

انقلاب در زمان ما معانی خاص دیگری پیدا کرده است. امروزه این کلمه، اصطلاح جامعه شناسی و فلسفه تاریخ است. عرب ها، انقلاب به معنی اخیر را «ثوره» و اروپایی ها «رولوسیون» می نامند.

انقلاب به معنائی که در جامعه شناسی مطرح است همان دگر شدن است، حتی نباید بگوییم دگرگون شدن، زیرا دگرگون شدن یعنی اینکه گونه و کیفیتش جور دیگر بشود. به عوض باید بگوئیم دگر شدن یعنی تبدیل شدن به موجود دیگر.( تجلی پیام استاد مطهری، ص: 361 )

 انقلاب دراصطلاح عبارت است: « از تغییر بنیادی در جامعه یعنی دگرگون شدن جامعه از بن و از بیخ و از اساس

به عبارت دیگر در هم ریختن نظم حاکم هرگاه با شدت و مقرون به نوعی عصیان و تمرّد و انکار و نفی وطردباشد.» یعنی گروهی علیه گروهی دیگر که نظم حاکم قائم به آن هاست و آن ها نظم را حفظ کرده اند. قیام می کنند. قیام انقلابی با آرزو و عنف، آن نظم را برای جایگزین کردن نظم دیگری برهم می زند. بنابراین انقلاب در مفهوم اجتماعی اش اولًا ارادی است، ثانیاً در جهت تکامل و تعالی اطلاق می گردد نه هر عوض شدنی. «که دگرگونی در جهت سقوط، انقلاب نامیده نمی شود.« ثالثاً بر نوعی نفی و انکار و عصیان استوار است.

بر این اساس طغیان و شورش فکری علیه خلافات و عادات جاهلانه، انقلاب است. سقراط از این جهت یک مرد انقلابی بود.پس انقلاب نوعی عصیان و طغیان است علیه نظم موجود و وضع حاکم به منظور برقراری نظم و وضعی دیگر و آرزو و طلب وضعی دیگر. ولی صرف نارضائی از وضعی و آرزوی وضعی دیگر کافی نیست بلکه انکار و نفی حاضر ضروری است. همچنان که طلب و جستجو و تلاش و جهاد برای وضعی دیگر ضرورت دارد. علیهذا ممکن است نارضائی و حتی خشم باشد اما مقرون به سکون و سکوت و حدیث نفس و رؤیا. اینجاست که ارزش مکتب و ایدئولوژی روشن می شود. تنها آن ایدئولوژی می تواند مفید، انقلابی و راهگشا باشد که عنصر انکار، نفی و طرد در متن تعلیماتش قرار گرفته باشد.

نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی سیاسی، هر یک بر مبنایى خاص تعاریف مختلفى برای انقلاب ارائه داده‌اند که در این‌جا نمونه‌هایی از آن بیان می‌شود.

هانا آرنت، از نظریه‌پردازان انقلاب درباره کلمه انقلاب می گوید: «کلمه انقلاب در اصل از مصطلحات اخترشناسى است که به ‏واسطه اثر بزرگ کپرنیک در علوم طبیعى از اهمیت خاصى برخوردار شد. این واژه در کاربرد علمى، معناى دقیق لاتینى خود را که دال بر حرکت دَورانى منظم و قانون‌مند ستارگان بود، حفظ کرد. در سده هفدهم واژه انقلاب براى نخستین‌بار به صورت یکى از اصطلاحات سیاسى در سال 1660م پس از دگرگونى سیاسى در یکى از کشورها به ‌کار رفت. در معناى دیگر سیاسى، این کلمه درباره انتقال از عصر کشاورزى به دوره صنعتى- بویژه در ممالک غربى- به ‌کار می‌رود که در آن‌جا صنعتى شدن به همراه شهرنشینى حاصل از آن، بر آخرین مرحله توسعه این جوامع اثرات بسیار چشمگیرى داشته است».( آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه: فولادوند، عزت ‏الله، ص 36، خوارزمى، تهران، 1361ش)

         شهید مطهرى انقلاب را این‌گونه تعریف می‌کند: «انقلاب، عبارت است از طغیان و عصیانى که مردم علیه نظام حاکم موجود براى ایجاد وضع و نظمى مطلوب انجام می‌دهند؛ یعنى انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه وضع حاکم براى وضعى دیگر. پس ریشه‌هاى انقلاب دو چیز است: یکى نارضایتى و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع مطلوب.» (مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏24، ص 139، انتشارات صدرا، تهران)
واز نگاه شهید آیت الله سید محمد باقر صدر؛« انقلاب، جنبشى سرسختانه و بر مبناى اصول مکتبى معیّنى است که با درک واقعیت‌هاى موجود، به ‏دنبال تغییر و دگرگونى بنیادین در تمامى ابعاد زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى و معیارها، اصول و ارزش‌هاى حاکم است.»( جمشیدى، محمدحسین، اندیشه سیاسى شهید رابع سید محمدباقر صدر، ص 120، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، تهران، 1377ش)
وساموئل هانتینگتون می‌گوید: «انقلاب یک دگرگونى سریع، بنیادین و خشونت‌آمیز داخلى در ارزش‌ها و اسطوره‌هاى مسلط جامعه، نهادهاى سیاسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعالیت‌هاى حکومتى و سیاست‌هاى آن است.»(عیوضی، محمدرحیم، Huntington, Political Order in Changing Societies, p.264  ‏)

انقلابی که هرنوع تحول اساسی رادربربگیردبرای تعریف عام آمده وتعریفش :«هرنوع تحول کلی واساسی» است.ودر فرهنگ های سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف می کنند:«سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جایگزین کردن آن با نظام اجتماعی جدید»یا ‏«سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جایگزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی»است.

        با مرورى بر سایر تعاریف اندیشمندان معاصر اسلامى نشان می‌دهدکه یکى از ابعاد مهم در معرّفى انقلاب‌ها، بُعد ارزشى و مطلوبیت آرمان‌ها است. شاید تعریف انقلاب از بُعد جامعه ‏شناسى جامعیت بیشترى دارد؛ زیرا به عمده‌ترین خصیصه‌هاى انقلاب که داراى ماهیتى اجتماعى است، اشاره می‌کند. پس می‌توان انقلاب را به ‏معناى تغییر در ساختار حاکمیت و ساختارهاى اجتماعى در نظر گرفت.( درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص20 )

 مفهوم  اسلامی در‏‏انقلاب اسلامی

       انقلاب اسلامی یعنی راهی که هدف آن، اسلام و ارزش های اسلامی است و انقلاب و مبارزه صرفاً برای برقراری ارزش های اسلامی انجام می گیرد. به بیان دیگر در این راه مبارزه، هدف نیست، وسیله است.

انقلاب اسلامى بر پایه اندیشه و جهان‌بینى اسلامى استوار است. تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه علایقى که انسان را با دنیاى بیرون از وجود او مرتبط می‌کند و نیز فهم و درک آدمى از وجود خود و همه چیزهایى که نظام ارزشى جامعه را می‌سازد و آن‌را بر اداره مطلوب خود قادر می‌سازد، از این جهان‌بینى الهى ریشه و مایه می‌گیرد.

اساسی‌ترین مبناى جهان‌بینى الهى و اسلامى، اصل توحید به معناى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غیبى او و حاکمیت

علم، قدرت، عزّت، جلال، جمال مطلق، اراده و مشیّت او بر هستى، است‏ و همه امور دیگر به نحوى از انحاء به توحید باز می‌گردند. یکى از نکات برجسته و قابل توجه در زمینه انقلاب اسلامى این است که دین اسلام سازنده فرهنگ ملّى می‌باشد و به همین‏ جهت امورى نظیر جهاد، شهادت، پیروى از انسان با تقوا و عادل، بیزارى از ظلم و ظالم، اتحاد و همبستگى، توکل به خدا و ... در متن این فرهنگ قرار دارد و خمیرمایه حرکت انقلابى مردم و پیروزى آنها را به ارمغان می‌آورد.«اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى،  230 – 231»

انقلاب که با رهبری و هدایت عالمان دینی آغاز شد و به سرانجام رسید. در رأس آن امام خمینی (ره)بودند که بالاترین جایگاه دینی، یعنی مرجعیت را دارا بودند. ایشان همواره با تأکید بر پیوند عمیق و ناگسستنی انقلاب اسلامی ایران با آموزه های اسلامی  و تعالیم دینی بر استثنایی بودن آن تأکید می نمودند.چراکه نقش دین، عالمان دینی،رهبری و هدایت آنان درآن مشهود است.

نقش زنان درپیروزی انقلاب اسلامی

  نقش زنان درپیروزی انقلاب اسلامی در چهاربخش به شرح ذیل تبیین می شود:

1.نقش زنان درانسجام، سازماندهی وبسیج اقشار مختلف

2. نقش زنان در ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی« ایدئولوژیها، ابزار اصلی بسیج سیاسی»

3.زنان و شیوه­های مبارزه

4.نقش زنان درهم­بستگی میان نیروهای مخالف

1.نقش زنان در انسجام، سازماندهی وبسیج اقشارمختلف

درذیل به بررسی نقش زنان درسازماندهی وبسیج اقشار مختلف از چهار طریق می پردازیم.که عبارتند از:

1.ازطریق مساجد، حسینیه ها،امام زاده ها، حوزه های علمیه ، مدارس، دانشگاه ها

2. از طریق اطلاع­رسانی و آگاه كردن مردم

3. زنان وپخش اعلامیهها ، نوارهاوشعارنویسی

 4.از طریق مراسم مذهبی و عزاداری

1-1- مساجد، حسینیه ها وامام زاده ها، حوزه های علمیه ، مدارس، دانشگاه ها

فعالیت های مساجد به سه بخش «تجمیع وتبادل آرای همفکران»، «آموزش الگوهای ارزشی جدیدبه مردم»، «انتقاد از رژیم وسیاست های حاکم برنظام اجتماعی برمبنای الگوهای ارزشی جدید» بود. مساجد درسال های انقلا ب اسلامی تلاش گسترده ای برای ترویج الگوهای ارزشی وانگیزشی جدید ومتضاد با الگوهای ارزشی وانگیزشی حاکم برنظام اجتماعی ایران دردهه 1340و1350 شمسی صورت دادند.وسهم قابل ملاحظه ای از ایجاد عدم تعادل درآن نظام رابه خود اختصاص دادند.مساجد توانستند با سازمان ارتباطی منسجمی ،  فعالیت های مبارزان انقلاب اسلامی را درسراسرکشورهماهنگ کنندورسانه های رژیم را دربخش قابل توجهی از جمعیت کشور ازکاربیندازند.(ناصر جمالزاده، مهدی امینیان، مقاله نقش مساجد درپیروزی انقلاب اسلامی)

سریع­ترین و مطمئن­ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر، از طریق شبكه­ی مسجد انجام می­گرفت كه توسط روحانیون رده بالا، انجام می گرفت. ( جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص ۷۰)

با توجه به حضور زنان مبارزوانقلابی درامام زاده ها (شب های پنج شنبه وجمعه) وحسینیه هاوبادردست داشتن بيانيه هاي

امام خميني (ره) سخنان ايشان را منتشر مي كردند، فعالیت های این امکان نیز به نحوی همانند مساجد بوده است. مهم‌ترین فعالیت کمتر توجه شده در این مقطع تاریخی، فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغی و مذهبی زنان است، به طوری که در شهرهای مختلف جلسات مذهبی و فرهنگی مختص زنان تشکیل می‌شد. یکی از کانون‌های فعال در این عرصه در مسجد موسی ابن جعفر(ع) تهران توسط شهید آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی خراسانی مدیریت می‌شد... همچنین با

توجه به خاطرات زنان مبارز قبل از انقلاب ، گاها تظاهرات زنان از حسینیه ها آغازمی شد. گروهی هم پوشیه می زدند تا شناسایی نشوند. به چهارراه ها که می رسیدند، ساواک یورش می برد و چند نفر را دستگیر می کرده است و...در نتیجه مبارزات سیاسی تعدادی از زنان توسط ساواک دستگیر و در کمیته مشترک ضد خرابکاری شکنجه و بازجویی می شدند. در این دوره همچنین عده­ای از مادران مبارزان سیاسی از ناراحتی و اضطراب ناشی از حمله ماموران و ناگرانی از وضعیت فرزندان خود غریبانه درگذشتند.

باتوچه به پیام های امام خمینی (ره) که ایشان درهرفرصت تاکیدمی کنند که «مخالفتها را كنار بگذارید و با هم دوست باشید. همه با هم، هم قدم باشید... ما همه باید دست به هم دهیم...»(صحیفه نور، ج ۱، ص ۵۹۹) حتی الامكان تمامی نیروهای انقلابی را دعوت به مبارزه و همكاری میكنند. نقش وحدت بخش و تمركز دهنده این پیامها در بسیج تودهها بسیار تعیین كننده بود و امكان ائتلافی فراگیر، میان مخالفین متعدد رژیم را فراهم نمود.وهمچنین  اندیشه ونگرش معنوی امام خمینی (ره)باعث شد تا قشر جدید ی از زنان در عرصه سیاست و اجتماع شکل گیرد و به تدریج مرز خود را با دیگر زنان جدا سازد. این دسته از زنان، نه تابع الگوی زن مدرن غرب گرا بود و نه پیرو الگوی زن سنتی خانه نشین و بی تفاوت به امور اجتماعی- سیاسی . قشری جدید بود که با جذب نقاط قوت هر یک از این دو گروه، تلاش می کرد از نقاط منفی آن ها بپرهیزد . مشخصه اصلی این گروه آن بود که در همان حال که غرب گرایی را بر نمی تافت ، با وفاداری به ارزش های مذهبی و الگو برداری از حضرت فاطمه ( س ) خود را از اجتماع کنار نمی کشید. بنابراین  به  شکلهای مختلف، چون پخش اخبار ، توزیع اطلاعیه ها، کمک به مجروحان، پناه دادن به فعالان سیاسی، شرکت در راهپیمایی ها، شرکت در جلسات سیاسی، بر پا کردن جلسات سخنرانی و ... به مدد نهضت اسلامی امام خمینی (ه)آمدند و در این راه چنان کوشیدند ، که امام خمینی (ره)سهم آنان را بیشتر از مردان دانست و از این جهت بر آنان درود و سلام فرستاد و پیروزی نهضت را مرهون شجاعت آنان شمرد .

لذامی توان گفت که زنان درفرایند سازماندهی وبسیج اقشارمختلف ، طی سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷،نقش مهم وموثری را ایفاکرده اند.

2-1-از طریق اطلاع­رسانی و آگاه كردن مردم

     مقدمه­ی هر بسیج سیاسی، شبكه­های اطلاع­رسانی برای سازماندهی نیروهای انقلابی است. شبكه­ی اطلاع­رسانی نیز چند كار ویژه­ی مهم انجام می­دهد:
۱ـ پیام­ها و رهنمودهای رهبر انقلاب را به سایر رهبران در نقاط مختلف كشور منتقل می­كند.  

۲ـ رهبری را از میزان منابع و حمایت­های مردمی آگاه می­كند.

۳ـ میان افراد انقلابی، برای تجمع و یا اقدام مشترك، ارتباط برقرار می­كند.
۴ـ پیام­ها و سخنرانی­های هدایت­كننده­ی رهبران را به توده­های پراكنده می­رساند. .( شجاع احمدوند، فرایند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشههای آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اساتید، ۱۳۷۴، ص ۶۹)
بدون وجود سازمان­ها و افراد اطلاعرسان، بین نیروهای مخالف و رهبران آنها هماهنگی برای اقدامات انقلابی به وجود

نیامده، در نتیجه نیروهای پراكنده به صورت انفرادی به دست رژیم حاكم سركوب میشوند. در هر بسیج سیاسی، نهادها و افراد خاصی این كار ویژه مهم را انجام میدهند؛ در انقلاب اسلامی  روحانیون  به واسطه جایگاه و ابزارهایی كه در اختیار داشتند از عوامل اصلی پیام رسانی محسوب میشدند و چون رهبری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای سیاسی كشور قرار داشته، بنابراین تنها راه برقراری رابطه میان رهبری و انقلابیون از طریق شبكه اطلاع رسانی بود.

ازعمدهترین ابزارهای اطلاعرسانی در انقلاب اسلامی اعلامیه، اطلاعیه و پیام بودند. كه غالباً به گونه نوشتار یا صوتی تهیه میشدند.(همان71)

روشهای متعدد اطلاعرسانی در جریان بسیج تودهای عبارت بودند از:

۱. اطلاعیه: در مواردی مانند دعوت به سخنرانی یا دعوت به تجمع و یا برگزاری مراسم خاص، اطلاعیه مانند ابزار خبررسانی استفاده میشد. همچنین اگر روحانیون قصد میكردند درباره موضوعی خاص، نظر خود را به عموم مردم یا به دولت اعلام نمایند، به این منظور از اطلاعیه استفاده مینمودند. اطلاعیههای مراجع، علما و روحانیون مختلف درباره مسایلی مانند مخالفت با تبعید امام، مخالفت با حق رأی زنان و... از این دسته بود. در واقع روحانیون با صدور اطلاعیه، نظر خود را به عموم مردم ابلاغ میكردند و آنها را علیه یا له موضوعی بر میانگیختند.
2. اعلامیهها: به طور معمول سخنرانیها و پیامهای رهبری انقلاب و سایر رهبران درباره مسایل انقلاب و مبارزه بود كه اغلب برخلاف  اطلاعیهها، به صورت مخفی چاپ، تكثیر و توزیع میشد و گرچه عامل توزیع آن  اغلب نوجوانان  و جوانان بودند، گرداننده اصلی تهیه و توزیع، روحانیون مخالف بودند.

۳. تلگرافها: در مناسبتهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، برخی پیامهای روحانیون به مردم از طریق تلگرافهایی كه بعداً متن آن برای عموم منتشر میشد، منتقل میگردید. برای نمونه اگر یكی از علما قصد اعلام حمایت از امام را داشت، در تلگرافی به ایشان و طرح موضوعی خاص، نظیر تبریك یا تسلیت به مناسبت ایام به خصوص، این مسئله را به

اطلاع عموم میرساند.
۴. نوار: سخنرانیهای امام و سایر فعالان انقلاب از طریق نوارهای كاست، در عراق و یا در داخل تهیه و تكثیر شده. در اختیار عموم قرار میگرفت و حتی بسیاری از اعلامیهها از روی نوارها نگاشته میشد.
۵. رادیو: بخشی از اطلاعرسانی انقلاب، از طریق شبكه رادیویی كه در اختیار ایرانیان مخالف در عراق بود، انجام میشد و بخشی نیز از طریق خبرگزاریهای خارجی پخش میشد.(همان ص72)

زنان مبارزوانقلابی ازطریق ارتباط خودیاهمسران یافرزندان و... باشبکه های اطلاع رسانی، ابزارهای اطلاع رسانی را دریافت می نمودندوبا انعکاس وارائه ابزارهای اطلاع رسانی  به اقشارمختلف زنان و باروشهای متعدد اطلاعرسانی در جریان بسیج تودهای،گام بلندی درجهت تنویر افکار وانسجام، سازماندهی اقشارمختلف جامعه زنان برداشتند.و دراین زمینه هم پای مردان  به بهترین وجه ممکن نقش خودرا ایفانمودند.

3-1- زنان وپخش اعلامیهها ، نوارهاوشعارنویسی

        از کارهای دیگری که زنان مبارز وانقلابی انجام داده اند ودرخاطراتشان بیان نموده اند. شعارنویسی،بسته بندي و

توزيع اعلاميه ها، نوارها و تصاوير امام خميني (ره)  بوده وبرای اینکه  ساواك و عوامل رژيم از اين اقدام مطلع نشوند اعلاميه ها و تصاويرو...را پس از بسته بندي داخل يك گوني گذشته وآن رابا روغن سياه كثيف كرده و پشت ميني بوس مي گذاشتندكه ماموران متوجه آنها نشوندو... .

زنان مبارزوانقلابی دراین امرهم نقش پررنگی داشته اند.اگر چه در تهیه و صدور اعلامیه، روحانیون درجه اول و دوم

بیشترین نقش را ایفا نمودهاند، در پخش و توزیع آنهانیز طلبههای جوان نقش مهمتری داشتند.

4-1- از طریق مراسم مذهبی و عزاداری

استفاده از مراسم مذهبی برای انسجام ، سازمان دهی وبسیج سیاسی درانقلاب اسلامی دارای دو ویژگی خاص بود كه روحانیون میتوانستند به منظور مبارزه، از آنها استفاده كنند:

1.پوشش مراسم مذهبی برای فعالیتهای سیاسی از یك طرف عامل مخفیسازی فعالیت بود و از طرف دیگر برخورد مأموران رژیم را با آن تقریباً غیر ممكن میكرد؛ زیرا رژیم كمتر چنین جراتی به خود میداد كه با مراسم مذهبی مردم

مخالفت كند و یا بخواهد جلوی آن را بگیرد.

2.در هر مراسم مذهبی، مردم بدون دعوت و برای اجرای مراسم، در مساجد و تكایا و یا اماكن مقدس دیگر حضور مییافتند و خود به خود جمعیت عظیمی بدون سازماندهی قبلی در یك جا تجمع میكردند و این فرصت خوبی برای برانگیختن تودهها و اقدامات انقلابی نظیر پخش اعلامیه و... بود. در بسیاری از شیوههای انقلابی، تجمع مردمی كه مخالف اقدامات رژیم هستند، از مشكلترین كارهای بسیج است؛ اما در انقلاب اسلامی مراسم مذهبی با كمترین هزینه،

این فرصت را در اختیار انقلابیون قرار میداد.
3.  روحانیت علاوه بر استفاده از مراسم عزاداری و ایام الله، همچنین از مراسم مذهبی دیگری نظیر مراسم چهلم و هفتم شهدا نیز حداكثر بهرهبرداری را مینمودند. بر طبق سنت عزاداری فقه جعفری در ایران، پس از مرگ شخص اطرافیان وی مراسمی در روز سوم، هفتم و چهلم فرد فوت شده برگزار میكنند. از جمله مواردی كه در طول انقلاب اسلامی فراوان از آن استفاده شد، مراسم چهلم شهدا بود.

جان فوران در تحلیل خود از نقش مراسم مذهبی چهلم در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی مینویسد:«دولت آمادگی اعتراضهای ادواری را كه به مناسبت چهلمها برگزار میشد، نداشت. ایرانیان بر طبق سنت مذهبی خویش، چهلمین روز درگذشت شهیدان را گرامی میداشتند. ۱۸ فوریه «۲۹ بهمن» به مناسبت برگزاری چهلم شهدای قم (۹ ژانویه / ۱۹ دی)، در تبریز، قم، مشهد و نُه شهر دیگر، مراسمی برپا شد. پلیس در تبریز جوانی را به ضرب گلوله از پای درآورد و جماعت خشمناك... بیش از یك صد نفر در این جریان جان باختند. با برگزاری چهلم شهیدان تبریز در بهار، روزهای ۲۸ ـ‌۳۰ مارس «۸ ـ ۱۰ فروردین»در بیش از ۵۵ شهر بار دیگر مردم با پلیس درگیر شدند...» ( جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷،فوران ،صص  560- 559)

این مراسم چهلمها آن قدر ادامه یافت كه عملاً كنترل اوضاع از دست نیروهای دولت خارج شد. در واقع در سال آخر مبارزه، چهلم شهدای هر حادثه، مقدمه‌مبارزه و مخالفت دیگری علیه رژیم پهلوی بود. حتی جرقه‌ اولین مخالفتها نیز در مراسم ختم فرزند امام در سال ۱۳۵۶ زده شد.

درمراسمات عاشورا و تاسوعا و دهه اول محرم امكان بهتری برای مبارزه در ایران فراهم بود؛ خصوصاً مراسم عاشورا كه غالباً هیئتهای مذهبی در شهرهای بزرگ گرد هم میآیند.در واقع آخرین ضربه به رژیم، در عاشورای سال ۱۳۵۷ زده شد.چنان كه «دو تا سه میلیون نفردرتهران، ۷۰۰هزار نفردر مشهدو ۵۰۰ هزار نفردراصفهان راپیمایی كردند.»(همان، ص674)

زنان مبارزو انقلابي بابينش ديني و سياسي عميق ودرك ارزش هاي اسلامي دراین مراسمات شرکت نموده و مطالبه اصلي آنان درآن دوران  حجاب و آزادي برگزاري مراسم هاي ديني بود.ودراین مراسمات به روشنگری پرداخته  وبه جذب نیروهای انقلابی براساس معیار حجاب می پرداختند.

نقش دوم :  نقش زنان در ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی «ایدئولوژیها، ابزار اصلی بسیج سیاسی»

انقلاب اسلامی نیز مانند هر انقلاب دیگری دارای ایدئولوژی فراگیر در حكم الگوی مبارزه بودواین از یك سو، در بردارنده طرد و نفی ارزشهای حاكم بر جامعه گذشته ایران، به ویژه از نظر فرهنگی و اخلاقی بود و از سوی دیگر، در بردارنده ایده و آرمان تأسیس سازمان سیاسی جدید مبتنی بر ارزشها و اصول اسلامی بود.( شجاع احمدوند، فرایند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشههای آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اساتید، ۱۳۷۴، ص ۶۹) كه رهبران و

ایدئولوگهای انقلاب اسلامی آن را تدوین کردند.
1-2-نقش عمومی زنان در ترویج ایدئولوژی اسلامی

ایدئولوژی انقلاب اسلامی، بیش از هر عامل دیگری بر مذهب تشیع استوار بود. شیعیان هم قادر بودند به وسیله دستورها و پیامهای خود، وضعیت موجود را با عنوان دوران حكومت غصبی امام معصوم، وضعیت نامطلوب جلوه دهند و هم قادر بودند با الگوهایی نظیر مبارزات امامان معصوم، خصوصاً امام حسین ـ علیه السّلام ـ شیوه مبارزه را به پیروان بیاموزند. در نهایت به وسیله این ایدئولوژی، وضعیتی آرمانی از حكومت فقیه جامع الشرایط به نیابت از امام معصوم عرضه میگردید. (حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲،‌ص ۳۷۵)

حمید عنایت درباره امكان بالقوه تشیع برای عرضه ایدئولوژی مبارزه، بر طبق نیازهای جامعه امروز و سر زندگی و تحرك شیعه در سالهای اخیر معتقد است كه «این موضوع در درجه اول با توجه به بعضی امكانات كه برای انطباق با تحولات اجتماعی و سیاسی دارد تبیین میگردد. اساسیترین این امكانات، اصل اجتهاد است، كه طرح و تدبیری برای تكمیل منابع فقهی و بالقوه تعبیهای انقلابی در برابر قدرتهای دنیوی است. نظامی عقیدتی كه بدین سان عقیده و اجتهاد آزادانه فردی را، حتی در مسایل دارای اهمیت درجه دوم هم تصویب میكند، آشكارا توانایی بیشتری برای انطباق با

مسایل پیش بینی نشده در منابع دارد...» آن بخش از علما و روحانیون كه از توانایی و سطح علمی و فقهی بالاتری برخوردار بودند، همراه امام، ایدئولوگهای اصلی انقلاب بودند. (حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲،‌ص ۳۷۵)زنان مبارزوانقلابی به عنوان مقلد با پیروی وحمایت از فقیه جامع الشرایط خود نقش عمده ای درنشر ایدئولوژی انقلاب  اسلامی ایفا نمودند.

1-2-2-امام (ره) ایدئولوگ اصلی انقلاب اسلامی
امام خمینی (ره) به منزله رهبر اصلی انقلاب، از عنصر آگاهی و اندیشه و برنامه  بدون  مبارزه  غافل نبوده، خود بیشترین تلاش رابرای آگاهی بخشی به تودهها انجام دادوبا تأكیدبر این كه «آقایان موظفاند ملت را آگاه كنند، علما موظفاند ملت را آگاه كنند...» (صحیفه نور، ج ۱، ص107 ) خودبا اولین سند سیاسی كه در دهه بیست،خطاب به روحانیون اسلام، علمای ربانی و سایر طبقات مردم نوشت، مبارزه را با آگاهی بخشی آغاز نمود.
عمدهترین فعالیت امام (ره) در این زمینه، تدریس و تألیف كتاب «ولایت فقیه یا حكومت اسلامی» است كه در دوران

تبعید در نجف اشرف تهیه و منشور مبارزاتی ایشان گردید.

در این كتاب، همه كار ویژههای مربوط به ایدئولوژی انقلابی مطرح شده، نیز ازوضع موجود به وضعی ناهنجار یادشده،

همچنین وضعیت آرمانی از حكومتی ایدهآل ترسیم شده، راه مبارزه برای رسیدن به آن جامعه آرمانی مطرح شده است. (ولایت فقیه، پیشین، مقدمه)

۲ -2-2-نقش بانوان برجسته

      درتاریخ ایران  به طور سنتی مشارکت زنان درباری به شرکت در توطئه‌ها و سیاست‌های مخرب حرمسرای شاهان محدود می‌شد. واز دوران قاجار به بعد مشارکت زنان در فعالیت‌های سیاسی مانند:شرکت آنان در جنبش تحریم تنباکو

و انقلاب مشروطه زیادتر شد. در سال های قبل از دهه چهل نیز، بیشتر بر اساس ضرورت ها صورت می گرفت و از این رو همیشگی و همه گیر نبود؛ ولی رویکرد انقلابی امام خمینی ( ره )حضور دائم زنان را در همه عرصه ها می طلبید. تحول در اندیشه حضور سیاسی – اجتماعی زنان واجرای سیاست‌های ضد دینی همانند کشف حجاب توسط پهلوی اول و سعی در تحمیل مظاهر تمدن غربی به زنان در دوران محمدرضا پهلوی، زنان جامعه اسلامی برای ایفای نقش مثبت به نهضت امام خمینی(ره) پیوستند و بیشتر در بعد تبلیغات کوشیدند. آنان به تدریج در تمامی مراحل نهضت شرکت کردند و در به ثمر رساندن انقلاب و حفظ دستاوردهای آن از پا ننشستند.

بی گمان بانوی مجتهده مرحومه  سیده نصرت امین اصفهانی ، برجسته ترین نمونه زن ایرانی است که به مبارزه فرهنگی علیه سیاست های حکوت پهلوی دوم پرداخت که ارزش های اسلامی زن مسلمان را هدف گرفته بود . سیده نصرت با درک دقیق شرایط اجتماعی و مقتضیات زمانه ، تکلیف خود را در مبارزه با آن دید و در این راه ، مکتب و مدرسه بنیاد نهاد و آثاری به تالیف در آورد تا بتواند نهضتی را شکل دهد که در برابر موج منحط و اغواگر غرب گرا بایستد و سرانجام خود به یک حرکت تهاجمی تبدیل شود . فرزند بانو امین، حاج محمد علی می گوید : » او درس می خواند و درس می داد و به جریانات روز هم کامل واقف بود . بانو معتقد بود ، زن در عین حالی که تحصیل می کند باید در جامعه هم حضور داشته باشد و به آن خدمت کند ، به عقیده بانو اصفهانی تنها زنانی می توانند به اصلاح اجتماع بپردازند که خود ساخته شده باشند .ایشان به دلیل تاسیس حوزه ای به نام مکتب فاطمه(س) برای بانوان درسال 1344«که حدود 600 تا 1000 طلبه زن دراین حوزه مشغول تحصیل بودند.»تدریس وتحصیل در محیطهای حوزوی، نفوذ فكری گستردهای در میان  زنان مبارزوانقلابی داشتند.وتوانستند.با دو ابزارعلمی وغنای شخصیتشان تفاهم ونزدیکی بین اقشار مختلف زنان را به وجود بیاورد.

علاوه بر حوزه علمیه حضرت فاطمه(س) بانوی مجتهده مرحومه سیده نصرت امین اصفهانی، چند حوزه علمیه هم در قم و مشهد و اصفهان مختص تحصیلات بانوان دایر گردید.

در همین دوره بانوان شاخصی چون بانو مجتهده مرحومه سیده نصرت  امین  بانو مرحومه شهربانو صفری و دیگران نقش مهمی در تربیت نسلی از بانوان فاضل و آشنا به مبانی دینی و مذهبی و انقلابی برعهده داشتند.

برای آشنایی بهتر با نقش‌آفرینی زنان و بانوان شجاع ایران در مبارزه با استکبار و استبداد رجوع شودبه کتاب «نقش زنان درنهضت امام خمینی(ره)، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی »که درآن نگاهی اجمالی به تاریخ مبارزات زنان شده است و طرح پژوهشی با عنوان «تاریخ شفاهی مبارزات سیاسی زنان از سال 40 تا 57» که آن هم نیزتوسط انتشارات

مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ ومنتشرشده است.همچنین خورشید واره، که خاطرات خانم طاهره سجادی به عنوان یکی از نیروهای مبارز مسلمان در کنار همسرش آقای مهدی غیوران فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی خود را از دهه‌ پنجاه

آغاز کرد. به دلیل ارتباط با پرونده ترور آمریکایی‌ها در ایران دستگیر و تحت شکنجه‌های خوفناکی قرار گرفت. آقای

مهدی غیوران و همسرش خانم طاهره سجادی با این تصور که کمک به سازمان، کمک به نهضت اسلامی است، خانه و زندگی خود را در اختیار اعضای آن قرار دادند. با آگاهی ساواک از این ارتباط و همکاری،خانم  طاهره سجادی و همسرش دستگیرشدند و زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفتند. ایشان به پانزده سال زندان وآقای  غیوران به حبس ابد

محکوم شدو...

بخش سوم:زنان و شیوههای مبارزه
        

           در انقلاب اسلامی از لحاظ شیوه مبارزه، از چندین روش استفاده شد كه عمدهترین آنها استفاده از روشهای تودهای بر اساس سنت اعتراض مذهبی بود(جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷،صص ۲۳۲ ـ ۲۲۳)
 روش هایی نظیر اعتصاب، تعطیل نمودن نماز جماعت، تعطیل نمودن درس های حوزوی وتعطیلی بازارها ازجمله مهمترین این شیوه هابود.که به آن ایستادگی مدنی یا مقاومت مدنی می گویند .یک کنش سیاسی با بکارگیر ی ایستادگی بی خشونت توسط گروههای مدنی است، که به میانجی آن بتوانند قدرت، زور، سیاست یا رژیم خاصی رابه چالش بکشد.ایستادگی مدنی از راه درخواست بازنگری درکاربردزورواجبار ودشمنی تحقق می یابدومی تواند دربرگیرنده  کوشش های سازماندهی شده برای کم مایه کردن منابع قدرت دشمن باشد.

حضور تودههای مردم به نشانه اعتراض در خیابانها از جمله روشهای جدید در پیروزی انقلاب بود كه البته به صورت
مراسم خاص مذهبی آغاز شده، در نهایت شكل سیاسی به خود میگرفت و از این نظر منحصر به فرد تلقی میگردید. استفاده از مراسم عاشورا، تاسوعا، چله شهدای هر شهر و... از جمله این شیوهها بودند. همچنین حضوردر نمازهای جماعت در خیابانها، مانند نماز عید فطر از جمله این فرصتها برای تجمع اعتراضآمیز مردم بود.

قیام 30 تیر 1331، ،نقش فعال زنان مسلمان ایرانی را نشان می دهد . به دعوت کمیته تمرکز مبارزات ملی که آیت الله  کاشانی عضو آن بود در ظهر 28تیر ، زنان و کودکان سراسر کشور ، به پشت بام ها رفتند و برای سعادت و استقلال کشور اذان گفتند و دعا کردند .تنها زنان تهرانی نبودند که دراین  قیام  شرکت کردند. در اصفهان هم زنان دست به اعتراض زدند . در این شهر سربازان در آغاز گلوله ها را به هوا شلیک کردند تا زنان و مردان را بترسانند ؛ ولی آن ها صحنه را ترک نکردند . در کرمانشاه نخستین زنی بود که طفلی در بغل داشت . فرمانده نظامیان ، زن و طفل را با شلیک چند تیر از پای در آورد ؛ سپس دستور قتل عام مردم را صادر نمود . در آبادان زنان به تلفن خانه آمدند و از آنجا به نمایندگان در تهران گفتند که ایستادگی خواهند کرد . سقوط حکومت چهار روزه قوام و تجدید زمام داری مصدق ، نشان داد تا زمانی که نهضتی از سوی قشر عظیمی از زنان مذهبی پشتیبانی می شود ، نمی توان آن ها را در هم شکست.«مجله پژوهش ومطالعات علوم اسلامی، سال اول، شماره 1،مرداد1398»

       اولین تظاهرات مستقل زنان در در26 اردیبهشت سال 1357، در شهر ساوه برگزار شد. ابتدا 7زن با در دست داشتن پرچمی که روی آن نوشته شده بود.« ماپیرو قرآنیم»اقدام به تظاهرات کردند . به پیروی از آنان 200دانش آموز دختر که بیشتر متعلق به دبیرستان ثریّا بودند، به خیابان ریختند و راهپیمایی کردند. حضور زنان در فرایند انقلاب اسلامی چشمگیر بود؛ آنان با تظاهرات باشکوه خود به سیر بیداری کمک کردند .شرکت گسترده در نماز عید فطر سال 1357و تظاهرات های پس از آن ، یکی از عظیم ترین صحنه های حضور زنان در نهضت امام خمینی (ره)بود که در سراسر کشور بر پا شد و باز تاب گسترده ای داشت .باشکوه ترین مراسم نماز عید فطر و راهپیمایی ،پس از آن در تهران انجام

شد. پس از نماز ،راهپیمایی عظیمی بر پا شد و هزاران زن شرکت کننده ، همگام با مردان ، خواست ها و تقاضاهای خود را فریاد کشیدند. پس از راهپیمایی عظیم روز عید فطر، در17شهریور، زنان و مردان همنوا با هم در گوشه ای از میدان شهر علیه رژیم شعار دادند. در همین هنگام ، هلی کوپتری نظامی بالای سر جمعیت ظاهر شد و سپس مسلسل از آن بیرون آمد و مردم را به رگبار بست و تعداد زیادی را شهید و مجروح کرد .مراسم چهلم شهدای 17شهریور نیز با عظمت و حضور گسترده زنان برگزار شد . با شرو ع ماه محرم ، مبارزه ها دوباره ا وج گرفت . با هماهنگی هایی که

انجام شده بود؛ در شب جمعه ، دهم آذر اول ماه محرم ، تظاهرات وسیعی در تهران و شهرستان ها برگزار شد که در مبارزه های مردم ایران سابقه نداشت. روزنامه اطلاعات در این باره چنین نوشت : در روز تاسوعا ، اکثر زنان با چادر سیاه در صفوف منظم با در دست داشتن عکس هایی از امام و شعارهای مختلف به راه افتادندو همراه مردان خواست

های خود را اعلام کردند ؛در روز عاشورا هم بنابر گزارش ساواک ، تعداد آنان سه برابر شده بود . یک نمونه شعارهای روزهای تاسوعا و عاشورا چنین بود .«ای خواهر فریادت را شنیدم ،به سویت پر کشیدم ای خواهر من» بر اساس لیست روزنامه اطلاعات، تعداد زنان شهید در این دوره8 نفر بود.

تظاهرات های باشکوه روزهای تاسوعا و عاشورا دولت نظامی ازهاری را با شکست مواجه کرد و مبارزه های مردم را شدت بیشتری داد . شاه آخرین حربه ی خود را به کار برد و به شاپور بختیار متوسل شد . بختیار با ۱۲تن ، کابینه ی خود

را تشکیل داد ودر روز ۱۳دی ، از مجلس سنا و پیش از مجلس شورا ، رأی تمایل گرفت و روز ۱۵دی ماه ، بدون

رعایت تشریفات معمول دربار ، دولت خود را به شاه معرفی کرد . بختیار زمانی روی کار آمد که در سراسر کشور ، مبارزه های مردم رژیم را به عقب نشینی سریع وداشته بود . در این روزها زنان با قدرت بیشتری قدم به میدان مبارزه گذاشته بودند . در روز 17دی ماه ، رژیم با برنامه کشف حجاب اولین گام اساس خود را علیه زنان مسلمان برداشته بود ؛ به همین سبب زنان میهن، برای محکومیت رژیم، حضورفعالی درحرکت های سالگرد این روز از خود نشان دادند.

در این میان ، زنان خراسان که همیشه در مبارزه های زنان در نهضت پیشقدم و الگو بودند ، فعالیت های بیشتری از خود نشان دادند. جو مشهد از همان آغاز دی ماه بسیار متشنج بود و مبارزان آخرین ضربات را به رژیم وارد می آوردند.مشهد در روزهای نهم تا یازدهم دی ماه شاهد خونین ترین راهپیمایی ها و تظاهرات ها بود .بر اساس آمار ، در این روزها 600 نفر کشته و یک هزار نفر مجروح شدند. در ادامه این جریانات در روز ۱6دی ، اعلامیه ای از سوی آیت الله طباطبایی قمی انتشار یافت که در آن از زنان استان خراسان دعوت شده بود ، تا درروز17دی در اعتراض به واقعه کشف حجاب ، پس از اجتماع در منزل ایشان به راهپیمایی علیه رژیم بپردازند . در این اعلامیه آمده بود زنانی که

قادر به آمدن به مشهد نیستند ، همین راهپیمایی را در شهرهای خود انجام دهند . روز بعد به پیروی از این اعلامیه ، تعداد زیادی اززنان مشهد ، که روزنامه کیهان، رقم 200هزار نفر را برای آن ذکر کرده است ؛ در اطراف منزل آیت الله قمی اجتماع کردند و پس از آن به تظاهرات در شهر پرداختند. این روند پس از آن با مشارکت زنان بیشتری در تظاهرات سال ۱۳۵۷ ادامه پیدا کرد. زنان همدوش پدران، همسران و برادرانشان، مشت‌های تظلم‌خواهی‌شان را گره کردند و به خیابان آمدند و پیش از مردان شهید شدند. ناهید اسدی نخستین شهید انقلاب در مشهد است.همگام با مشهد در سایر شهرهای استان خراسان ازجمله تربت حیدریه و بجنورد نیز زنان به پیروی از اعلامیه آیت الله قمی ، در حالی که عکس هایی از امام و سایر آیات عظام با خود همراه داشتند ؛ به راهپیمایی پرداختند و سیاست های رژیم را محکوم کردند . در شهرهای بابل ، سمنان و اهواز نیز زنان و مردان زیادی ، اقدام به برپایی یک راهپیمایی بزرگ کردند.در اجتماعی در اهواز ، یکی از زنان سخنرانی کرد و با محکوم کردن سیاست های رژیم در قبال زنان ، درباره ی آزادی زنان چنین

گفت:« جامعه زنان ایران می توانند از آزادی و حقوق حقه ی خود که دین مبین اسلام به آنان ارزانی داشته است ، نهایت بهره را بگیرند ، ولی این استفاده باید در حجاب زن باشد.»پس از او آیت الله خز علی در یک سخنرانی ضمن شمردن فجایع اخیر و کشتار مردم به دست حکومت، به آزادی زنان اشاره کرد و گفت که آزادی زنان چیزتازه ای نیست؛ زیرا حقوق حقه ی زن را در 14قرن پیش ، شرع مقدس اسلام منظور داشته است. در این مقاطع حساس و سرنوشت ساز انقلاب ، حضور زنان و قرار گرفتن آنان در کنار مردان ، به امری بدیهی و حتی ضروری تبدیل شده بود ؛

هر اعتراضی و و هر نمادی از آن ، بدون حضور زنان و دختران به یقین صورت نمی گرفت و حضور زنان به جزو لاینفک مشارکت سیاسی و انقلابی گری تبدیل شده بود.«مجله پژوهش ومطالعات علوم اسلامی، سال اول، شماره 1،مرداد1398»
1-3- زنان و مبارزه مسلحانه

       در دوران تبعید امام خمینی از میهن، نیززنان در عرصه­های مختلفی چون فعالیت‌های فرهنگی، حوزه­های علمیه مختص زنان، تأسیس مدارس نوین برای دختران، برپایی جلسات وعظ و سخنرانی برای زنان و... همچنین مبارزات مسلحانه در گروه­هایی همانند مهدویون و منصورون و مبارزات دانشجویی در دانشگاه‌ها فعال بودند.
این نكته نیز باید مدنظر قرار گیرد كه گرچه زنان به طور مستقیم كمتردر مبارزات مسلحانه شركت میكردند؛‌ تشجیع کننده،مشوق، الهام بخش فكری و گاهی كمك كننده مالی به آنها بودند.

2-3-زنان و شیوههای مسالمتآمیز مبارزه

        مخالفت مسالمتآمیز به صورت مقاومت منفی،‌ازعمدهترین روشهای مبارزاتی محسوب  میشد.روشهایی نظیر اعتصاب، تعطیل نمودن نماز جماعت، تعطیل نمودن دروس حوزوی و تعطیلی بازارها از جمله مهمترین شیوهها بود.

که زنان نیز هم پای مردان دراین امر مشارکت داشتند.کلاس های درس وبحث را تعطیل می کردند.وازخانه ها بیرون نمی آمدند. چراکه امام خمینی (ره) در سخنرانیها و رهنمودهای مختلف، بر روشهای غیر خشونتآمیز تأكید‌می کردند.امام خمینی (ره) در مصاحبه با خبرنگار فیگارو كه از ایشان سؤال نمود: «در مراحل اولیه، مبارزه علیه رژیم شاه اعتصابات و تظاهرات نسبتاً مسالمتآمیز داشته است و علیه ارتش و پلیس به هیچ وجه اسلحه و سنگ به كار نرفته است. آیا شما فكر نمیكنید كه اكنون زمان این روش نیست؟ و به طور دیگری آیا نمیشود عمل كرد، مثلاً به مبارزه مسلحانه متوسل شد؟» امام قاطعانه پاسخ میدهند:«حتی پس از روز جمعه در تهران كه آن همه هم كشتار به جا گذاشت، ما همان شكل مبارزه را حفظ كردیم. همان طور كه دنیا میداند، قیام ما با وجود ضربههایی كه خورده است. هرگز درهم شكسته نشده است و آن قیام با همان روش ادامه دارد؛ ولی از من پرسیدهاند آیا وقت تغییر روش و رو آوردن به مبارزه مسلحانه به جهت پاسخ دادن به قدرت ارتش كه شاه آن را به كار گرفته است، نرسیده است؟ من گفتهام «نه». معذالك امروزه در این مورد از خود میپرسم كه نمیتوان تا بینهایت سینههای عریان را جلوی لوله تفنگ قرار داد. تاكنون من رهنمودهای خود را مبنی بر مسالمتآمیز بودن عملمان بود تغییر ندادهام؛ ولی شاید مجبور شوم این كار را بكنم.» (صحیفه نور، ج ۲، ص ۳۶)

بخش چهارم: نقش  زنان در همبستگی میان نیروهای مخالف

          ائتلاف مردمی نیروهای مخالف،  مهمترین  عامل پیروزی  انقلاب  اسلامی محسوب میشود. یرواند آبراهامیان، درباره نقش گروههای مخالف در انقلاب اسلامی معتقد است. « در حالی كه طبقه متوسط سنتی با سازمان كشوری خود

به مخالفان كمك میكرد، طبقه متوسط جدید، جرقه انقلاب را زد، بر آتش آن دامن زد و آخرین ضربهها را فرود آورد. حقوقدانان، قضات و روشنفكران، نامههای سرگشاده نوشتند و انجمن حقوق بشر پدید آوردند. دانشجویان، تظاهرات خیابانی را شروع كردند. كارگران یقه سفید، به ویژه كارمندان بانكها، كارمندان اردارات و مأموران اقتصاد را فلج كردند...»؛ اما «با این حال ستون فقرات نهضت (آیت الله) خمینی، طبقه متوسط سنتی،‌به خصوص بازاریان و

روحانیت بود.» بنابراین از نظر آبراهامیان، روحانیت با بسیج و همكاری سایر گروههای جامعهموفق به بسیج سیاسی علیه

رژیم شد.چنان كه از چند نمونه پیامهای امام (ره) مشخص است، ایشان در هر فرصت تأكید میكند كه «مخالفتها را

كنار بگذارید و با هم دوست باشید. همه با هم، هم قدم باشید... ما همه باید دست به هم دهیم...»«صحیفه نور، ج ۱، ص ۵۹۹»و

حتی الامكان تمامی نیروهای انقلابی را دعوت به مبارزه و همكاری میكند. نقش وحدت بخش و تمركز دهنده این

پیامها در بسیج تودهها بسیار تعیین كننده بود و امكان ائتلافی فراگیر، میان مخالفین متعدد رژیم را فراهم نمود.« شیرودی ، مرتضی،۱۳4۱ ،نقش سیاسی – اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ، قم : زمزم هدایت»

ائتلاف مردمی نیروهای مخالف وهمت مردمی وبصیرت انقلابی  مهم ترین عامل پیروز انقلاب اسلامی محسوب می شود.

دستیابی به ائتلاف وهمبستگی درتاریخ گذشته ومعاصرایران ، علی رغم محمدودیت هایی که درموردزنان اعمال می شده است. بطورمشترک وبدون نگاه جنسیتی امکان پذیر شده است.زنان درتمامی وظایف بامردان سهم مشترکی داشته اندودرحصول وحدت درجامعه اسلامی این وظیفه رابه خوبی به انجام رسانده اندودراین راه تاپای جان، پافشاری نموده اند.ایثار وازخودگذشتگی زنان درراه ایجاد وحدت وانسجام اسلامی وملی دردوره ی معاصر بدلیل شرایط خاص دنیای

اسلام نمود پیدا نموده واین فداکاری در تحولاتی مانند مقابله با استعمارگران وایجاد انسجام جهت به ثمر رساندن انقلاب های مردمی واسلامی مانندانقلاب مشروطیت، قیام مسجد گوهر شادوعلی الخصوص انقلاب اسلامی سال 1357به اوج می رسد.حصول همبستگی  در برهه های حساسی از تاریخ این مملکت با مشارکت زنان وبرمبنای واقع گرایی وعمل گرایی به انجام رسیده است.« نوراحمدبلند اختر، بررسی تاریخی نقش زنان دراتحاد ملی وانسجام اسلامی، ص65»

نتیجه‌گیری   

             براساس مستندات انقلاب، در هرجا كه مردان حضور داشتند، رد پاي زنان انقلابي نيز مشاهده مي شود، اين نقش به همين جا ختم نشده و در چهار دهه گذشته همواره شاهد تلاش هاي اين قشر براي حفظ و اعتلاي ارزش هاي انقلاب اسلامي هم پا با مردان بوده ایم. دهه فجر، فرصت مناسبي است تا به نقش آحاد و اقشار مختلف جامعه از جمله زنان در پيروزي انقلاب اسلامی و به ثمر نشستن مبارزات آنان پرداخته شود. بدیهی است که هر چه حضورزنان دراجتماع فعال تر وموثرتر باشد، کشور پیشرفته تر وتوسعه یافته تر خواهدشد. به طور مسلم میزان نقش ومشارکت زنان درجامعه به ویژه درزمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی تا حدزیادی وابسته به برخوردونگرش جامعه به زن می باشد. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی موانعی چند باعث کاهش مشارکت سیاسی زنان گردیده بودازجمله می توان به وجود جامعه سنتی ونگرش برخی ازعلماء اشاره کرد. که به حضورزن درخانه تاکید داشتندنوع نگاه حکومت ها به حضورزنان درعرصه های مختلف جامعه، از شاخص های  فرهنگ سیاسی مشارکتی وحرکت درمسیر توسعه سیاسی درجوامع است.

        زنان مبارز و انقلابی علاوه  بر اینکه در عرصه­های مختلفی چون فعالیت‌های فرهنگی حوزه­های علمیه مختص

زنان، تأسیس مدارس نوین برای دختران، برپایی جلسات وعظ و سخنرانی برای زنان و... همچنین مبارزات مسلحانه

در گروه­هایی همانند مهدویون و منصورون و مبارزات دانشجویی در دانشگاه‌ها فعال بودند.باحضور گسترده در تظاهرات‌ مختلف روزانه و تظاهرات‌های سراسری و میلیونی تاسوعا، عاشورا و اربعین و پخش اعلاميه ها و سخنان امام خمینی (ره) و توزيع عكس هاي ايشان بين مردم و شعار نويسي وشرکت درمحافل سیاسی برای مبارزه و همچنین در مراسم استقبال تاریخی از امام خمینی (ره) نقش ویژه و موثری داشتند. در مراسم تشییع و تدفین و همچنین مراسم ختم شهدانیز به افشای چهره واقعی رژیم پهلوی می پرداختند.چراکه تعدادی از شهدای دوران انقلاب از زنان و دانش‌آموزان دختر بودند، مادران و خواهران شهدای دوران نهضت اسلامی  باصبوری وبردباری وتشجیع خانواده ومردم نقش مهمی رادربه ثمررساندن انقلاب اسلامی داشتند.لذامی توان گفت که زنان درچهاربخش«انسجام،سازماندهی وبسیج اقشارمختلف» ،«ترویج ایدئولوزی انقلاب که ایدئولوزی هاابزاراصلی بسیج سیاسی اند»،«شیوه های مبارزه» و« درایجادهمبستگی میان نیروهای مخالف» درفرایند پیروزی انقلاب اسلامی ، طی سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷وقبل ازآن، باحضور فعال و سازنده ی خود در تمام مراحل انقلاب،نقش مهم وموثری را ایفاکردند.وبعدازانقلاب نیزبه انتقال ارزش‌های انقلاب و بازگو کردن حوادث پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران برای نسل جوان و نوجوان، حفظ دستاوردهای انقلاب، مشارکت درامر جهاد سازندگی وشرکت وسیع در دردفاع مقدس، به ایفای نقش پرداختند.

طوبی فرداد

منابع ومآخذ

- آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده وقايع 15خرداد، شب115، سش32.

- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده قیام 15 خرداد ش ب 115 س ش 60.

- اطهری طیبه، ذاکری زهرا، عباسیان نژادسمیه، مقاله تحلیل بررسی جایگاه زنان درشکل گیری انقلاب اسلامی وتداوم آن.

- بیانات مقام معظم رهبری در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی ۱۴/۱۰/۱۳۹۰، کتاب انقلاب اسلامی و مردم مشهد (از آغاز تا استقرار جمهوری اسلامی) از رمضانعلی شاکری، کتاب تاریخ معاصر مشهد تألیف دکتر یوسف متولی حقیقی، مصاحبه بخش تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی با تعدادی از زنان شرکت‌کننده در راهپیمایی ۱۳۵۶، پژوهش غلامرضا آذری‌خاکستر، آرشیو مطبوعات آن سال و گزارش «ناهید شهدا» نوشته حسین بیات در شهرآرامحله منطقه ثامن (بهمن ۱۳۹۵).

- جان. دی. استمپل، درون انقلاب اسلامی، ترجمه­ی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص ۷۰.

- حبیبی فتح آبادی،م و پاک نیا،ب. (1389). « نقش زنان در توسعه اجتماعی و فرهنگی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی». نشریه رشد آموزش تاریخ. شماره 12صص:55-50.

- حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۲،‌ص ۳۷۵.

- ذاکری،ز و دیگران.(1398). « تحلیل بررسی جایگاه زنان در شکل‌گیری انقلاب اسلامی و تداوم آن». شماره 1. صص:58-47
- رابرت اكلشال و دیگران،  مقدمهای بر ایدئولوژی های سیاسی، ترجمه ی م. قائد،  تهران، نشرمركز،  ۱۳۷۵، صص

 ۱۲ ـ ۱۱.
- شجاع احمدوند، فرایند بسیج سیاسی در انقلاب اسلامی ایران، مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ریشههای آن، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اساتید، ۱۳۷۴، ص ۶۹.
- شیرودی مرتضی، نقش سیاسی  اجتماعی زنان در تاریخ معاصر ایران ، قم : زمزم هدایت.

- طهماسبی کیهانی  ساسان، نقش زنان درنهضت امام خمینی(ره)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

نوراحمدبلند اختر، بررسی تاریخی نقش زنان دراتحاد ملی وانسجام اسلامی، ص65»3-  رک به: آن روزهای نامهربان

-عمید زنجانی عباسعلی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن ، تهران ، نشر کتاب سیاسی.

-عمید زنجانی عباسعلی، گزیده کتاب انقلاب اسلامی و ریشه های آن ، تهران، طوبی.

-علم،م.ر و دیگران. (1390). « زنان و مشارکت سیاسی». فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ. شماره 9 ،صص:109

- عطارزاده،م.(1390). زن ایرانی درگفتمان  بازگشت به اصل.». ماهنامه علمی تخصصی صدای جمهوری اسلامی ایران. شماره 63.صص: 113-103.

- عیوضی، م.ر.(1358)، انقلاب برای زنان، ماهنامه زمانه، شماره 48، صص:110-92.

- صحیفه­ی نور، جلد ۱۱، ص ۱۳۰.

- مشهد از مقاومت تا پیروزی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،293-294.

- مجله پژوهش ومطالعات علوم اسلامی، سال اول، شماره 1،مرداد1398

- نیکبخت م، (1378)، گفتاری پیرامون نقش زن در انقلاب اسلامی، فصلنامه کتاب ماه تاریخ و جغرافیا،صص :

23-15

- نیكی كدی، بررسی تطبیقی انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، ترجمه­ی حسینعلی نوذری، روزنامه­ی ایران شماره­ی ۴۶۵، ۱۸ شهریور۱۳۷۵، ص ۶.

 -ولایت فقیه، پیشین، مقدمه.